قدرت اسطوره در دنیای علم

در هفته های اخیر، آخرین ساخته استیون اسپیلبرگ در صدر فهرست فیلمهای پرفروش تاریخ سینما جای گرفته است. فیلم جنگ دنیاها در ژانر علمی ، تخیلی با بازی هنرمندانه تام کروز ، داستان آشنای حمله مریخی ها به زمین
کد خبر: ۷۰۳۴۱
و تقابل دو دنیای متفاوت را این بار از زاویه دید متفاوتی روایت می کند؛ اما این داستان علاوه بر پشت صحنه های رایج هر فیلم سینمایی دیگری ، از پشت صحنه ای تاریخی نیز برخوردار است.
داستان جنگ دنیاها برای نخستین بار نیست که از سوی رسانه ها روایت می شود و دستمایه نمایش های عمومی قرار می گیرد. اتفاقا در یکی از این اجراها، این داستان باعث ایجاد موجی از وحشت عمومی و آشوب در ایالات متحده شد.
پیش زمینه هایی که باعث باورپذیر شدن این داستان و نمایش شده اند، هنوز جذاب و هیجان انگیز مانده اند. داستان جنگ دنیاها یک داستان علمی ، تخیلی جذاب از رویارویی دو تمدن هوشمند است.
هربرت جورج ولز در زمینه داستان نویسی علمی ، تخیلی سابقه فراوانی داشت و رمان معروف ماشین زمان او برای بسیاری از خوانندگان آثار علمی ، تخیلی داستانی آشنا به شمار می رود در آخرین سالهای قرن 19داستان بلند جنگ دنیاها را به رشته تحریر درآورد و در آن سعی کرد برمبنای داده های علمی زمان خود تصویری از یک نبرد احتمالی میان نوع بشر و مهاجمان مریخی بیان کند.
زمانی که اسپیلبرگ که در این فیلم برخلاف آثار گذشته اش به جای تصویری صلح دوستانه از رویارویی انسان و موجودات فضایی ، تصویری تلخ را به نمایش می گذارد در آغازین سالهای تمدن 21 تصمیم گرفت این داستان قدیمی را مقابل دوربین به تصویر بکشد به هنرپیشه نقش اول خود تام کروز یادآور شد کار سختی پیش رو دارند، چرا که باید به افسانه ای رنگ واقعیت ببخشند زیرا این داستان یادآور اوج شاهکار هنری ولز است.
البته منظور اسپیلبرگ ، اچ.می ولز نویسنده داستان نبود بلکه او اشاره به نمایشی رادیویی داشت که سال 1938از سوی اورسن ولز در رادیوی CBSامریکا اجرا شد و نوول جنگ دنیاها را در رادیو بازسازی کرد.

وحشت در امریکا
شامگاه 30اکتبر سال 1938، یک شب پیش از مراسم هالوین ، شبکه رادیویی CBSنمایش ویژه ای را روی آنتن برد. اگر چه مقدمه ای کوتاه درباره نمایشی که قرار است پخش شود گفته شد اما اکثر شنوندگان رادیویی توجهی به آن نکردند.
در دنباله برنامه مجری CBS اعلام کرد که هم اکنون به طور زنده اجرای یک قطعه موسیقی را خواهید شنید که از سالن موسیقی هتل نیویورک پخش می شود، اما واقعیت این بود که این گروه موسیقی در استودیو CBS به اجرای موسیقی می پرداختند و این برنامه بخشی از سناریویی اورسن ولز برای اجرای موثر نمایشنامه جنگ دنیاها بود.
بعد از چند دقیقه موسیقی با اعلام خبر فوری رادیو قطع شد و گوینده با اعلام رخ دادن وقایع بسیارمهم از یک اخترشناس درخواست کرد درباره اتفاقات چند ساعت اخیر توضیح دهد.
اخترشناس مورد نظر، که کسی جز اورسن ولز نبود بر مبنای متن نمایش جنگ دنیاها خبر از رویت انفجارهایی در سطح مریخ داد و در عین حال از رخ دادن برخوردهایی در منطقه نیوجرسی امریکا خبر داد و بلافاصله اعلام کرد براساس شواهد موجود زمین مورد حمله ساکنان مریخ قرار گرفته و بخشهای بزرگی از نیروهای دولتی در حال آماده باش اند.
در پی انتشار این خبر و ادای هنرمندانه آن از سوی ولز، بسیاری از شنوندگان داستان را به جای واقعیت گرفتند و بلافاصله تلفنهای مراکز پلیس ، روزنامه ها و مراکز امنیتی و علمی اشغال شد و شنوندگان برنامه خواستار توضیحاتی درباره نحوه دفاع از خود و محلهای امن شدند.
گفته می شود، بیش از 20 درصد مخاطبان این برنامه (بیش از یک میلیون نفر) کاملا موارد گفته شده را باور کردند و بسیاری دیگر دچار شک و شبهه شدند. شبکه CBS روز بعد از مردمی که شب قبل را از ترس حمله مریخی ها در پارکها سپری کرده بودند رسما عذرخواهی کرد.
اما علت به وجود آمدن چنین وحشتی تا مدتها مورد توجه جامعه شناسان قرار گرفت. شرایط وحشت عمومی پس از جنگ جهانی دوم از یک سو و از سوی دیگر آغاز عصر جدید اکتشافت علمی باعث شده بود مردم امریکا نسبت به چنین خبری واکنش نشان دهند اما مهمتر از آن بیان هنرمندانه ولز بود که توانست با رعایت اصول گویندگی رادیویی ذهن مخاطبانش را تحت تاثیر قرار دهد تا شنوندگان بدون آن که جلوه های ویژه ای ببینند یا از افکتهای صوتی امروزه استفاده کنند فضا را واقعی و قابل قبول یابند.

حیات مریخی
در داستان اچ.می ولز دستمایه اصلی داستان وجود موجودات هوشمند مریخی بر این سیاره بود و یکی از دلایل باورپذیر شدن روایت اورسن ولز از سوی مردم نیز اعتقاد عمومی به وجود آدم سبزهای کوچولویی بود که در سیاره مریخ به مراحل بسیار بالایی از فناوری دست یافته اند.
اما داستان حیات مریخی راه پر فراز و نشیبی را پشت سر گذاشته است. در نخستین روزهای رصدهای علمی آسمان ، زمانی که رصدگری ایتالیایی به نام جیووانی شیاپارالی به رصد مریخ پرداخت با توجه به ابزار ضعیفش توانست خطوطی را بر سطح آن تشخیص دهد و نام کانال بر آنها نهاد که در ایتالیایی به معنی عارضه خطی است ؛ اما زمانی که خبر این یافته شیاپارالی به سایر کشورها رسید کانال به معنی انگلیسی مورد استفاده قرار گرفت که به معنی مجرای دست ساز برای انتقال آب است.
بلافاصله نظریه وجود موجودات هوشمندی مطرح شد که به واسطه تغییرات جوی مریخ دچار کم آبی شده اند و با حفر کانال های بسیار عظیمی از کلاهک قطبی این سیاره باید آب را به نواحی مرکزی که احتمالا باید مناطق شکل گیری تمدن های مریخی باشد برسانند.
این موضوع در کنار واقعیت دیگری نشان داد انحراف مدار این سیاره تقریبا با زمین برابر است و در نتیجه مریخ دارای 4 فصل مانند زمین خواهد بود و این که دوره تناوب وضعی سیاره تقریبا هر 24 ساعت یکبار است و از این لحاظ نیز شرایط مشابهی با زمین در سطح مریخ وجود دارد و از همه مهمتر این که مدار مریخ که در لبه منطقه ای از منظومه شمسی قرار دارد و به کمربند حیات این منظومه معروف است ، امکان حضور حیات مریخی را به طور جدی مطرح می کرد باور به وجود حیات مریخی در دوره ای کاملا پذیرفته شده بود اما داستان این گونه ادامه پیدا نکرده بهبود ابزارهای رصدی و سر کاوشگران بدون سرنشین ، زمینی به سوی این سیاره یکباره داستان حیات مریخی را زیرورو کرد، بر خلاف تصور مریخ سیاره ای کاملا مرده به نظر می رسید که شبیه کویرهای بی آب و علف زمین بود، جو این سیاره آنقدر غلیظ نبود که ابرهای شکل گرفته در آن بتوانند بارش ایجاد کنند و فشار کم باعث اختلاف دمای شدید نسبت به سطح می شد.
از سوی دیگر، در یک نقطه مشخص در یک شبانه روز اختلاف دمایی بیش از صد درجه بر سطح این سیاره تحمیل می شود که امکان حیات را در گذشته و حال زیر سوال می برد این دید جدید که کاملا متضاد با باور قبلی نسبت به این سیاره بود بار دیگر جریان های فکری را در بر گرفت و حتی یافتن شهابسنگی مریخی در قطب جنوب که گفته می شد سنگواره ای از یک موجود تک سلولی در آن دیده می شود نتوانست این فضا را تغییر دهد چرا که خیلی زود مشخص شد موجود مورد نظر در مدتی که سنگ روی زمین بوده وارد این سنگ شده است.
بنابراین مریخ از میزبان آدم سبزهای کوچولو تبدیل به سیاره ای مرده شد که صحبت از حیات مریخی بیشتر به شوخی می مانست.

ورق بر می گردد
این روند هم ادامه پیدا نکرد. مجموعه ای از ماموریت های برنامه ریزی شده طراحی شد تا به یک سوال مهم پاسخ داده شود.
آیا زمانی دور بر سطح مریخ دریایی از آب وجود داشته است یا خیر؛ اوج این ماموریت ها دو کاوشگر دوقلوی ناسا به نامهای اسپریت (روح) و اپرچیونتی (فرصت) بودند که تحت مدیریت دانشمند ایرانی ناسا، فیروز نادری ، عازم مریخ شدند.
این دو که هم اکنون بیش از یک و نیم سال است به فعالیت مشغولند توانستند با بررسی سنگهای مریخی به این سوال پاسخ مثبت دهند.
از سوی دیگر، مشخص شد در زیر سطح سیاره و در عرضهای میانی منابع آب منجمد وجود دارد (وجود آب در کلاهک قطبی قبلا اثبات شده بود).
در جو این سیاره نیز متان کشف شد که احتمال وجود گونه ای حیات را توجیه می کرد. بدین ترتیب ، یافته های جدید بار دیگر این احتمال را مطرح کردند که نه تنها ممکن است مریخ زمانی دور شاهد مریخی ها بر سطح خود بوده باشد، ممکن است حتی در زمان حاضر شاهد وجود گونه ای تک سلولی از حیات روی این سیاره باشد.
البته این فقط یک احتمال است و هنوز بشر نتوانسته است حتی یک تک سلولی را در منطقه ای خارج از سیاره خودمان شناسایی کند اما آینده ممکن است نقش دیگری را رقم بزند.

یک پرونده باز
به هر روی داستان حیات و فرازمینی ها با بسته شدن پرونده مریخ بسته نخواهد شد. کهکشان راه شیری یکی از میلیون ها کهکشان شناخته شده عالم است که هر یک از آنها (ازجمله کهکشان راه شیری) بیشتر از صد میلیارد ستاره در خود جای داده اند، حساب احتمالات می گوید حتی در کهکشان خود ما تعداد زیادی تمدن هوشمند وجود دارد اما ما تاکنون نتوانسته ایم آنها را بیابیم.
روزی که انسان بتواند گونه هوشمند یا غیرهوشمندی از حیات را در گوشه ای از عالم پیدا کند مطمئنا مهمترین روز در کشفیات علمی بشر خواهد بود.


پوریا ناظمی
nazemi@jamejamonline.ir

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها