در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اگر شرایط به گونهای فراهم شود که دو تیم منچستر و رئال مادرید و همه آن تیمهای دیگری که به عنوان تورنمنت گینس در آمریکا بازی میکنند، به ایران میآمدند و در ورزشگاه آزادی بازی میکردند هم ورزشگاه آن چنان پر میشد که از ساعت 9 صبح، رادیو و تلویزیون از مردم خواهش میکردند که در خانه بمانند و از گیرندههای خود بازی را تماشا کنند، اما هر چه باشد عکسهای آن بازی و تماشاگرانش در آمریکا، برای ما یادآور یک حسرت قدیمی است. آن زمانی که از ورزشگاههای خود عکسهایی در این فرم و مدل میگرفتیم و به آن میبالیدیم که ورزشگاههای ما جای سوزن انداختن ندارد و حالا... علت شاید این نباشد که ما ایرانیها از فوتبال زده شدهایم. هنوز هم وقتی برنامه 2014 مسابقه پیشبینی میگذرد، چند ده میلیون نفر درگیر آن میشوند. شاید ایراد کم شدن توجه به فوتبال به سطح کیفی برمیگردد. لیگ ما نمیتواند مخاطب ما را به اوج برساند.
کیفیت بازیها مطلوب نیست و در مقام قیاس با بازیهای اروپایی بشدت کم میآورد. بحث هزینههای پسربچههای طبقههای نه چندان متمول جامعه هم عامل دیگری است. فضای نامناسب ورزشگاهها هم حتما تاثیر دارد... مجموعه همه این عوامل است که باعث میشود، اکنون با عکس تماشاگران آمریکایی بفهمیم حسرت تماشاگر نداشتن یعنی چه؟
افشین خماند / دبیر گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: