تلگرافخانه

قنبر یوسفی از آمل- معصومه محسن‌زاده- علی- آرزومی 86- اندوه از خرم‌آباد (من که سوات موات شناخت شعر ندارم؛ پس چه کردم؟ هیچی... شعر نوت رو بردم به نیما یوشیج نشون دادم گفتم گفته نظر بده.
کد خبر: ۷۰۰۴۵۸

اولش که یه نگاه همچی کجکی به من انداخت و گفت: پس عناصر شعریش کجاست؟ گفتم: نه... توجه نکردیااااا... این شعر رو یکی از بروبچ گفته. گفت: من توجه نکردم؟ من؟ من؟ من؟ دیگه دیدم داره دست دراز می‌کنه از کنار رودخونه سنگ برداره! معطلش نکردم! شرمنده اگه فرار رو بر نظر ترجیح دادم!)- رهرو از اصفهان- سراب سرد از قائمشهر- مرتضی از سمنان- سوسو از قائمشهر (همین الان برو جلو آینه واستا و خووووب نگاه کن. چی می‌بینی؟ نه باباااا... خودت رو نمی‌گم که! بین خودت و تصویرت چی؟ بابا رو شیشۀ آینه رو می‌گم! دست بکش... همون غبار اندک منم در برابر لطف تو!)- مرضیه از همدان (اگه حوصله‌ش رو داشتی، یه مدت بخونی و مشتری شی دستت میاد چی به چیه)- مریم از آبشار سبز- قناری از گنبد- رعنا- دختری از کردواری- دلشکسته- فرشته تنها 15 ساله از اصفهان- ناصر خان (نع! من اون نیستم!)- ن 74 د- ذره‌بین 76 از رشت (وا! جدی می‌گی یا شوخی می‌کنی!؟ یکی دو پله برو عقب یعنی جوابی که به یکی دو نفر قبل از اسم خودت داده‌م رو بخون، همون جوابیه که به تو هم باید می‌دادم!)- عقیل تاجیک (خیلی هم ممنون)- الی از اراک (سیب نماد زندگیه. اون چرخ‌دنده‌ها رو هم خودت یخده فکر کنی متوجه ربط و روبطش به زندگی می‌شی. حالا که متوجه شدی، دستمال رو بیار توی قضیه! ببین وقتی لای چرخ‌دنده‌ها گیر کرده باشه یعنی چی)- ثریا- عسل از لاهیجان (واسه همین اسمش رفت تو لیست سیاه)- رضوان- علی از تبریز- شازده کوچولو از اهواز (آره ولی جوابش توی روزنامه‌س)- ژی‌ژی از کرج (هه‌هه‌هه... همچون مواقعی که دیگه وردنه به کار نمیاد! همۀ اون کسانی که اسمشون توی تلگرافخونه میاد دلیل بر این نیست که کپی فرستاده‌ن؛ همون طور که بارها گفته‌م شاید کمبود جا، طولانی بودن مطلب، رسیدن مطالب بهتر، کنار نهادن دفترهای انشا! یا چم‌دونم بدی آب و هوا اصلاً!! باعثش شده. پس چی شد؟ یه بار دیگه مرور می‌کنیم... هر گاه مشتق لگاریتم را به کتانژانت سی‌ودو درجه...!)- مهدیه از قم- نگین- دخترک تنها- سمیرا 29 ساله- کیوان م. 37 ساله از تبریز- صبا نورکرمی از لرستان- ستاره 33 ساله- پشت کنکوری فاقد انگیزه (کور بشم اگه اطلاعی داشته باشم از این قضایا و نخوام بگم!)- ندا از اتاق تمساح‌ها (هعی... هعی... به قول شاعر که می‌فرماد: تو مو می‌بینی و من پیچش مو. - مسلم بهرامی از خرم‌آباد- یگانه- دخترک تنهای 14 ساله- امیر حسین خسته و تنها از تهران (اون برره‌س که از افعال معکوس استفاده می‌کنن، وقتی جا کمه که نمی‌تونم بگم خیلی هم زیاده!)- فراست از سنندج- نرگس عباسی از اراک- مینا 942 از کرمان- دختر اردیبهشت، سارا- شیوا- پیمان مجیدی معین- مجتبی افشاری (جوابت رو ایمیل کردم. چک کن! ایششش... واسه من «مطلقاً منطقی» شده خداحافظی می‌کنه! خخخخ!)- پیک راستان- و... بقیه هم مث همیشه منتظر باشن چون در انتظار لذتی‌ست که در وصل نیست! یا یه چی تو همین مایه‌ها!

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها