در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
همزمان با این حملات؛ ملتهای جهان یکصدا فریاد حمایت از مقاومت مسلحانه غزه را سر دادند و مجازات رژیم جنایتکار صهیونیستی را خواستار شدند. یک اصل در رفتار ملتهای جهان در روز قدس امسال مشاهده میشد و آن حمایت گسترده از مقاومت مسلحانه غزه بود. در حالی غرب تلاش داشت تا مقاومت را تروریست و عامل بحران معرفی کند، ملتهای جهان در روز قدس و البته تظاهراتی که پیش از این در حمایت از غزه برگزار میشد نشان دادند آنها نه تنها مقاومت را تروریست نمیدانند، بلکه مقاومت مسلحانه را تائید کردند و آن را راهکار پایان جنایات صهیونیستها میدانند.
این مساله زمانی بیشتر نمود پیدا میکند که در زمان برگزاری مذاکرات سازش ملتهای جهان حمایتی از فلسطین صورت نداده و نسبت به آن بیتفاوت بودند. گویی آنها نیز مانند ملت فلسطین با راهکار سازش مخالف بودند. حال آنکه واکنشها به جنگ رمضان نشان داد جهانیان راهکار نجات فلسطین را در مقاومت مسلحانه میبینند و به عنوان دفاع از غزه از آن حمایت میکنند.
همزمان با این تحولات و با شدت گرفتن اعتراضهای جهانی؛ تحرکات خاصی از سوی کشورهای غربی و سازمان ملل برای به اصطلاح اجرای آتشبس آغاز شد. بانکیمون، دبیرکل سازمان ملل متحد سفری دورهای به مصر، سرزمینهای اشغالی، عراق و... داشت. جانکری، وزیر خارجه آمریکا و هاموند همتای انگلیسی وی نیز دیدارهایی از منطقه داشتند. وزرای خارجه آلمان و فرانسه نیز پیش از این راهی منطقه شده بودند. در همین حال مقاماتی از قطر، ترکیه، آمریکا، فرانسه، آلمان، انگلیس، ایتالیا و اتحادیه اروپا در پاریس نشستی برگزار کردند تا به اصطلاح گامی برای حل مساله غزه برداشته شود. مجموع این تحرکات در حالی صورت میگیرد که یک هدف ادعایی برای همگان مطرح است و آن اقدام برای برقراری آتشبس و پایان جنگ است.
هر چند عاملان این تحرکات ژستهای بشردوستانه بسیاری برای توجیه رفتارهای خود میگیرند، اما در ورای این رفتارها یک نکته بسیار مشهود است و آن اینکه هدف از این میانجبگریها چیست؟ یا میانجیگران چه میخواهند؟ آیا آنها به دنبال مقابله با جنایات رژیم صهیونیستی و پایان کشتارها در غزه هستند؟ آیا آنها برآنند تا آرامش را به غزه بازگردانند؟ آیا میخواهند مردم غزه را از درد و رنج رها و آزادی و امنیت را به آنها اهدا کنند؟ آیا میخواهند طرح بازسازی غزه را اجرایی کنند؟ این درحالی است که باید گفت اگر آنها واقعا به فکر غزه هستند و میخواهند باری از دوش آن بردارند، چرا از سفر به این منطقه خودداری میکنند؟ چرا ادعای آتشبس سر میدهند و برای آن به هر منطقهای از اراضی اشغالی گرفته تا کشورهای عربی سر میزنند، اما هیچ سفری به خود غزه نمیکنند؟
پاسخ به این پرسش، یک جمله است و آن اینکه غرب و سازمان ملل صرفا ژست حمایت از غزه را میگیرند و هدف اصلی آنها نه حمایت از غزه، بلکه کاهش انتقادهای جهانی از همراهی آنها با جنایات صهیونیستها و در مرحله بعدی کمکهای دوباره به صهیونیستها برای فرار از شکست در برابر مقاومت غزه است. صهیونیستها که در حوزه نظامی به اهداف خود دست نیافتهاند اکنون برآنند تا با میانجیگری سازمان ملل و غرب ضمن سرپوش نهادن بر جنایات خود در غزه، طرح امتیازگیری از فلسطین و جهان در لوای آتشبس را اجرایی سازند. آنها میخواهند همراه کشورهای عربی و سازمان ملل در پوشش آتشبس، خیانتی دیگر به فلسطین را رقم بزنند. اگر کشورهای مذکور واقعا به دنبال حمایت از غزه هستند باید سفری به این منطقه داشته و از نزدیک با درد و رنج مردم همراه میشدند نه آنکه نشستهایی برگزار کنند که غزه در آن هیچ نقشی ندارد.
این رفتارها گواه این حقیقت است که سازمان ملل و کشورهای غربی و البته ارتجاع عرب هرگز به فکر فلسطین نبوده و اگر تحت فشارهای جهانی و البته برای رهایی صهیونیستها از شکست در برابر مقاومت نبود هرگز به سمت میانجیگری پیش نمیرفتند. این مساله یک اصل را نشان میدهد و آن اینکه فلسطین برای آزادی یک گزینه بیشتر ندارد و آن تکیه بر مقاومت مسلحانه است. مقاومتی که نهتنها در غزه، بلکه دامنه آن باید به کرانه باختری نیز برسد، چرا که آنجا نیز بخشی از فلسطین است و ساکنان آن نشان دادهاند آرمان آزادی وطن همچنان در آنها موج میزند و بهرغم سازشکاری تشکیلات خودگردان حاضر به کنار نهادن آرمانها و حقوق خود نیستند. مسلح شدن کرانه باختری میتواند انتفاضهای مسلحانه و سراسری را رقم بزند که کابوسهای امنیتی صهیونیستها را صد چندان خواهد کرد.
قاسم غفوری / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: