او 114 مرتبه برای انگلیس به میدان رفت، اما یک ارزیابی کلی نشان میدهد او به اندازه کافی برای سه شیرها (لقب تیم ملی انگلیس) خوب نبوده است. او بیش از صد بازی ملی برای تیم ملی کشورش انجام داد و در این میان شاید تعداد بازیهای خوب او برای این تیم به عدد شش یا هفت هم نرسد. این یک واقعیت است، واقعیتی که شاید حتی خود جرارد صادقانه به آن اعتراف کند.
تغییر اجباری پست
جرارد به عنوان کاپیتان تیم ملی در اکثر بازیهایی که به میدان رفت عقب میکشید و دفاع میکرد. شاید مربیان تیم ملی انگلیس کاپیتانی بهتر از جرارد پیدا نکردند؛ کاپیتانی که بتواند در تمام نقاط زمین حضور داشته باشد و تیم را رهبری کند.
جرارد در جامجهانی 2014 برزیل هم همان جرارد همیشگی برای تیم ملی انگلیس بود، بازیکنی معمولی که در ناکامی انگلیس در جامجهانی همانند سایر بازیکنان نقش ایفا کرد. با تمام این اوصاف آنچه جرارد در تمام این سالها از خود در تیم ملی انگلیس به جای گذاشت برای توصیف کلی او مناسب نیست. استیون یکی از بزرگترین بازیکنان نسل خودش در انگلیس و اروپاست. استانداردهای این بازیکن او را در سطح بالایی قرار داد و باعث شد او حتی برای تیم باشگاهیاش یعنی لیورپول تبدیل به یک نماد شود. کاپیتان لیورپول بازیکن درخشانی بود؛ یکی از همان بازیکنان بسیار خوب نسل دهه 90 و دهه اول هزاره دوم میلادی اما این بازیکن خوب برای تیم ملی کشورش چرا ندرخشید؟ شاید پاسخ سوال در تغییر پست اجباری جرارد در تیم ملی انگلیس باشد، اما باید به این موضوع عمیقتر نگاه کرد. جرارد در حالی به دوره عاری از افتخار خود در تیم ملی فوتبال انگلیس پایان داد که برخی بر این اعتقادند مربیان در درست استفاده نکردن از این بازیکن مقصر بودهاند. جرارد با اینکه برای سه شیرها ستاره نبود، اما قطعا فقدان وی در خط هافبک انگلیسیها حفره بزرگی ایجاد خواهد کرد.
سردرگمی خط هافبک سه شیرها
با اعلام خبر بازنشستگی استیون جرارد از تیم ملی فوتبال انگلیس خط هافبک این تیم بدون تردید با سردرگمی مواجه خواهد شد. حالا وین رونی بیست و هشت ساله آماده این است که بازوبند کاپیتانی تیم ملی فوتبال انگلیس را بر بازویش ببندد، اما در غیاب جراردی که هرگز برای انگلیس ستاره نبوده، حداقل بازیکنی موثر به شمار میرفت. چه کسی توانایی این را دارد که در ترکیب سه شیرها هم پاس بدهد، هم تکل بزند، هم شوتزن خوبی باشد و هم توانایی دفاع کردن داشته باشد؟ بعد از پل گاسکوئین افسانهای، استیون جرارد قابل توجهترین هافبکی است که تاکنون برای تیم ملی انگلیس به میدان رفته، اما آنچه در تیم ملی کشورش به نمایش گذاشت هرگز کافی نبود.
همه مقصران
اینکه جرارد با تمام تواناییهایش هرگز برای انگلیس یک ستاره تمامعیار نشد تقصیر چه کسی است؟ باید گفت در این میان، هم خود او و هم مربیان تیم ملی به یک اندازه تقصیر دارند. اسون گوران اریکسون، سرمربی سابق تیم ملی انگلیس ـ که از سال 2001 تا 2006 هدایت این تیم را در دست داشت ـ هرگز نتوانست از استیون جرارد و فرانک لمپارد به عنوان دو هافبک توانمند زوج خوبی بسازد. البته خود جرارد هم توانایی هماهنگ شدن با بازیکنی نظیر لمپارد را نداشت. بعد از اریکسون به دیگر سرمربی سابق تیم ملی انگلیس یعنی فابیو کاپلو میرسیم که او هم نتوانست بدرستی از جرارد استفاده کند. در رقابتهای مقدماتی جامجهانی 2010 کاپلو از جرارد گاهی در برنامههای هجومی استفاده میکرد، چیزی که کاپیتان لیورپولیها از آن ناراضی بود. در واقع اقتضای فوتبال مدرن این بود که پست جرارد در تیم باشگاهیاش باید تفاوت زیادی با پست او در تیم ملی انگلیس داشته باشد که این باعث سردرگمی جرارد شد. او در لیورپول یک بازیکن بود و در تیم ملی انگلیس یک بازیکن متفاوت دیگر که اصلا ارتباطی با آن جرارد لیورپولی نداشت. وی در لیورپول آزادتر به نظر میرسید، به هر کجای زمین که میخواست میرفت و ستارهای محبوب بود، اما در 114 بازی ملی خود برای انگلیس هرگز نتوانست این نقش را تکرار کند. تعداد بازیهایی که جرارد در آن برای لیورپول یک ستاره تمام عیار بود بسیار زیاد است. این در حالی است که تعداد بازیهایی که او برای انگلیس یک ستاره سرنوشتساز بود معدود است. کاپیتان جرارد در لیورپول جامها و افتخارات متعددی به دست آورد، اما از سال 2000 تا 2014 که برای انگلیس بازی کرد، هیچ موفقیت خاصی کسب نکرد.
تکرار یک اشتباه
کاپلو در زمان سرمربیگری در انگلیس درباره جرارد گفت او بازیکنی باشخصیت و منظم است که کاپیتانی او را از هر لحاظ به کاپیتانی جان تری ترجیح میدهد اما او مانند هر مربی دیگری از جمله مک لارن سعی کرد جرارد را از پست اصلیاش دور کند که اشتباه محض بود. با تمام این اوصاف باید گفت یکی از بهترین بازیهای ملی استیون جرارد مربوط به یک بازی دوستانه میشود، آن هم در برابر تیمی به نام آندورا. در آن دیدار انگلیس 3 بر صفر این تیم را شکست داد اما پیروزی تاریخی 5 بر یک مقابل آلمان هم جای دیگری برای درخشش جرارد بود، هر چند در آن پیروزی تاریخی کل تیم نقش داشتند نه فقط کاپیتان جرارد.
محترمترین و باشخصیتترین کاپیتان
در نهایت اینکه جرارد در سه جامجهانی برای تیم ملی انگلیس بازی کرد، اما در این سه جامجهانی بیش از سه بازی خوب برای تیم کشورش انجام نداد. بازیهای خوب او در این آوردگاه عظیم مقابل سوئد در جامجهانی 2006، مقابل اسلوونی در جامجهانی 2010 و مقابل ایتالیا (البته فقط در نیمه نخست) در جامجهانی 2014 بود. او در هر سه جامجهانی کاپیتان انگلیسیها لقب گرفت که البته او در مقام کاپیتان هرگز در این سه جامجهانی با تیم ملی کشورش به موفقیت قابل توجهی نرسید.
خود جرارد بهتر از هر کسی میداند یک چیزی این وسط گم شد که همین از ستاره بودن او در تیم ملی انگلیس جلوگیری کرد. کاپیتان جرارد ستارهای بود که گم شد. او هرگز نمیتواند توضیح دقیقی در این باره بدهد، اما هر چه بود استیون جرارد را باید یکی از محترمترین و باشخصیتترین کاپیتانهای تاریخ فوتبال انگلیس محسوب کرد.
دیلی میل / مترجم: هیلدا حسینیخواه
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد