در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هر دم به روی من
گوید عدوی من
کاین شیوه درّی تو چون دود میرود
نابود میشود
باور نمیکنم
باور نمیکنم
باور نمیکنم
او در این شعر به زبان نیاکان خود میبالد و به دشمنان زبان گرانسنگ و باشکوه فارسی که این زبان را فراموش شده میپندارند، میتازد.
چند سالی است نامهای زیادی از شاعران تاجیکستانی میشنویم و به مدد محققان کشورمان، اشعار برخی از ایشان را خواندهایم؛ مومن قناعت، بازار صابر، اسکندر ختلانی، لایق شیرعلی، صفیه گلرخسار، محمدعلی عجمی و... .
اما از بین این نامهای بیشمار که این روزها بیشتر و بیشتر معرفی میشوند طعم اشعار محمدعلی عجمی چیز دیگری است:
نیزه را سرور من! بستر راحت کردی
شام را غلغله صبح قیامت کردی
به لب تشنهات، آن روز اشارت میکرد
خاتمی را که در انگشت شهادت کردی...
حس و عاطفهای که او نسبت به اهل بیت (علیهمالسلام) و خصوصا امام حسین (ع) دارد باعث شده تا جای خودش را در دل من باز کند.
توجه به تلمیحات گسترده که از تاریخ مذهبی و ملی ما برخاسته یکی دیگر از مختصات شعر عجمی است که او را در زمره یکی از شاعرانی قرار میدهد که ایرانیان او را بیشتر از دیگران میشناسند:
جز زمزمه عشق دگر زمزمهای نیست
یک بار دگر بوی اویس قرن آمد
تفسیر او از برخی کلمات تفکر و اندیشه عجمی است، از خیل و سیل واژههای متفاوتی که این شاعر تاجیک به تفسیر آنها پرداخته به معنی کردن لغت «دنیا» توسط او دقت کنید:
دنیا حکایت غم و لبخند و گریه نیست
دنیا قیامتی است که تکرار میشود
وقتی کتابهای «بهشت و آدم و گندم» و «عطر شبهای خراسان» را تورق میکنیم انگار با اشعار شاعر خوشذوقی مواجهایم که در ایران زندگی میکند و وقتی بیشتر زندگی این شاعر تاجیک را مورد کنکاش قرار میدهیم متوجه میشویم پنج سال بیوقفه در ایران بوده و با شاعرانی مثل علیرضا قزوه، مرتضی امیری اسفندقه و دیگران همکلام بوده و جالب است که اشعار برخی شاعران معاصر پس از انقلاب را در اشعارش تضمین کرده که از این جمله نام علیرضا قزوه پرشمار است.
شاعر تاجیکی ما در غزل گل میکند؛ در قالب رباعی و دوبیتی بسیار موفق عمل کرده و بسیاری از دوبیتیهای او ورد زبان تاجیکهاست. با توجه به حضور ویژگیهای شعر انقلاب اسلامی در اشعار عجمی میتوان گفت سالیان حضور او در ایران، سالیان پرباری برای او به حساب میآید.
اگر میخواهید شعر عجمی را بیشتر بشناسید حتما کتاب ارزشمند عطر شبهای خراسان او را که از سوی نشر تکا منتشر شده است، مطالعه کنید تا با ظرافتها و نکات ادبی هنرمندانهای که او در ابیاتش به کار بسته، بیشتر آشنا شوید.
به زعم نگارنده این یادداشت، عجمی کارهای ارزشمندی نیز در حوزه شعر سپید دارد:
کلمات
آن قدر دارم
که
برای مرگ یک درخت
تعزیه برگ بنویسم...
اما اگر از شعر زیبای عجمی بگذریم باید اذعان کنیم او در حوزه نقد نیز قلمی پویا و پایا دارد که نمونه اعلای این پویایی را باید در کتاب «خطه معطر شعر» دید. او در این کتاب اشعار سه شاعر فارسی زبان را مورد بررسی و تحقیق قرار داده است؛ مومن قناعت، لایق شیرعلی و سلمان هراتی.
عجمی که سال 1981 از دانشگاه دولتی تاجیکستان در رشته زبان و ادبیات فارسی تاجیکی فارغالتحصیل شده، درباره شعر معاصر ایران، تاجیکستان و افغانستان دارای مقالات متعددی است.
با یکی از شعرهای او که از کتاب «از ساقه تا صدر» ـ اثر دکتر علی موسوی گرمارودی ـ انتخاب کردهام، صحبتهایم راجع به محمدعلی عجمی را پایان میدهم:
یک سحر این بید هم مجنون شود
یک سحر این اشکها جیحون شود
کوچه پر میگردد از آواز عشق
یک سحر این کوچه هم گردون شود
یک سحر در خویش میلرزد زمین
دستها از گورها بیرون شود
آسمان خورشید را دیوار نیست
عشق بود امروز، فردا چون شود
ساقیا جامی بیاور پیش از این
کاین صُراحی بشکند یا خون شود
عاشق گیسوی لیلای تو ام
یک سحر این بید هم مجنون شود
حسین قرائی / شاعر و نویسنده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: