در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با این حال حتی تا دهههای پایانی قرن بیستم نیز کودکان به طبیعت دسترسی داشتند و بیشتر وقت خود را بیرون از خانه، کوچه، خیابان، زمینهای بازی، پارکها و زمینهایی که باقی مانده بود، سپری میکردند. در آن زمان کودکان آزادانه در طبیعت بازی، کشف و تعامل میکردند بدون هیچ محدودیت یا نظارتی.
اما امروزه زندگی کودکان بسیار تغییر کرده است. آنها فرصتهای اندکی برای بازیهای خارج از خانه و ارتباط منظم با طبیعت دارند. والدین فرهنگ ترس و خطر غریبهها را برای امنیت کودکانشان به آنها میآموزند. کودکان دیگر به تنهایی حتی در محله خود یا حتی حیاط خانه خود نیز پرسه نمیزنند. ترس از خطر آلودگی، حشرات، خزندگان و پرتو فرابنفش نیز دلیلی است برای در خانه نگاه داشتن کودکان. بههرحال زندگی کودکان را والدین برنامهریزی میکنند و آنها به اشتباه باور دارند فقط ورزش یا کلاسهای گوناگون زندگی فرزندانشان را در آینده موفقتر میسازد، یعنی کودکی سرشار از آزادی و پرسه و کشف با آزادی تحت نظارت و برنامهریزی بزرگسالان جایگزین شده است. هرگز نباید فراموش کرد تجربههای کودکی در شکلدادن ارزشها، رفتارها و تمایلهایی که کودکان تا آخر عمر همراه خواهند داشت نقش تاثیرگذاری دارند. فرهنگ بازی در فضای خارج از خانه از بین رفته است و به جای آن کودکان هر روز بیشتر بهسمت فعالیتهای داخل خانه کشیده میشوند. در نتیجه، فرصت کودکان برای تماس مستقیم و خودجوش با طبیعت، تجربهای در حال محو شدن است. کودکان تجربه خود را از طبیعت بهواسطه رسانهها و تصاویر به دست میآورند. تصاویر مجازی جای واقعیت را پر کردهاند. تلویزیون، مستندهای طبیعی، شبکههای محیطزیستی و برنامههای نمادینِ حمایت از محیط زیست این تصور را برای کودکان به وجود آورده که طبیعت مکان مرموز، ترسناک و دوری است که آنها هیچگاه تجربهاش نمیکنند در حالیکه فراموش کردهاند طبیعت حتی در حیاط خانه و در محله آنها نیز وجود دارد و به همین دلیل قدر این طبیعت شگفتانگیز را نمیدانند. کاهش ارتباط کودکان با طبیعت نه تنها تاثیر منفی روی رشد، دانش و شکلگیری افکار کودک دارد، بلکه موجب افزایش روند کاهش محیط طبیعی نیز میشود. برای حفاظت از محیط زیست ابتداییترین کار، ایجاد فرصت کشف طبیعت است. عشق به طبیعت همراه اخلاق مثبت محیط زیستی از دل ارتباط منظم کودکان با طبیعت حاصل میشود. جنبشهای گوناگونی در سالهای اخیر و در کشورهای پیشرفته برای تغییر طراحی زمینهای بازی در کودکستانها، مدارس و پارکها شروع شده است تا این مکانها را محیطی مناسب برای بازی کودکان، کشف طبیعت و رشد قدرت خلاقیت و رویاپردازی بسازد. این زمینهای بازی به تجهیزات پیشساخته مصنوعی نیازی ندارند، زیرا کودکان این مکانها را با استفاده از امکانات طبیعی مانند گیاهان، چوب، آب، سنگ و خاک از زاویه دید خود، غیررسمی، حتی نامنظم و به نحوی میسازند که به نیازهای حسی، زمانی و ارتباطی آنها با طبیعت پاسخ داده شود. این زمینها کنجکاوی ذاتی، رویاپردازی، حیرت، یادگیری، کشف و ارتباط با طبیعت را در کودکان برمیانگیزند. کودکان در این مکانها دانش خود را از جهان میسازند و از آن میآموزند، نه با به خاطر سپردن تجربه و دانش بزرگترها.
کشف جهان اطراف و شناخت جایگاه انسان در آن، یکی از اهداف مهمی است که برای آموزش محیط زیست باید به آن توجه کرد. توجه به این دو موضوع فرصتی برای کشف و تجربه دنیای وحش یا دنیای انسانی ایجاد میکند. آفرینش دنیاهای کوچک که در آن کودکان به گشتن، جمعآوری، دنبالکردن، کشف، ساخت، نگهداری و مراقبت و کاشت میپردازند نه تنها تاثیری شگرف در رشد کودکان بلکه در حفاظت و حمایت از محیط زیست بشدت آسیبپذیرمان خواهد داشت.
برای رسیدن به اهداف ذکرشده، کودکان باید ارتباط منظمی با طبیعت داشته باشند. آنها نیاز به محیطی دارند تا از منظر والدینشان خطری آنها را تهدید نکند، فرصتی برای خلاقیت و برای ساخت ارتباط با دیگران و با طبیعت داشته باشند.
شادی توکلیمهر / کارشناس ارشد آموزش محیطزیست
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: