تنبیه و جایزه، 2 روی یک سکه!

به اعتقاد بسیاری از مربیان ، تنبیه و تهدید اثرات زیانباری دارند. این که ما بچه ها را آزار دهیم و تحت فشار قرار دهیم تا رفتار آینده آنها اصلاح شود، شاید موقتا در مورد آنها موثر واقع شود
کد خبر: ۶۹۷۶۶
، اما با این شیوه احتمال این که آنها به گونه ای تربیت شوند تا تصمیم گیرندگانی صبور و خوش روحیه باشند خیلی کم است.
حتی اگر با حسن تعبیر، تنبیه را «نتیجه عمل» بچه ها بنامیم ، حاصل آن چیزی جز ایجاد عصبانیت ، مخالفت و تمایل به انتقام و تلافی کردن نیست.
به علاوه ، الگویی که تنبیه به کودکان ارائه می دهد این است : «به جای استفاده از استدلال ، از قدرتت استفاده کن.»
به علاوه تنبیه تاثیر بدتری هم دارد و آن این است که موجب می شود ارتباط زیبا و موثر بین کودک و بزرگسال از هم گسیخته یا کمرنگ شود. عده زیادی از معلمان و والدینی که تصمیم می گیرند بچه ها را تنبیه نکنند، به جایزه و تشویق هایی مثل استفاده از برچسب ماه و ستاره ، نمره 20 و... روی می آورند.
البته شیوه استفاده از جایزه و ارزش هایی که به خاطر آنها فرد شایسته جایزه گرفتن و تشویق دانسته می شود، در فرهنگ های مختلف متفاوت است. استفاده از جایزه هم درست مثل تنبیه می تواند در خیلی از موارد موثر واقع شود، اما...

جایزه در تقابل با ارزش های مثبت
در طول سالیان متمادی ، مطالعات نشان داده اند که برنامه های تغییر رفتار بندرت توانسته اند تغییرات پایداری در نگرش ها یا حتی در رفتار افراد ایجاد کنند.
تا وقتی افراد را تشویق کنید، آنها پیشرفت می کنند اما معمولا به محض این که دست از تشویق بردارید، آنها به نقطه پیش از شروع برنامه برمی گردند. تعجب آورتر این که بتازگی محققان دریافته اند کودکانی که والدینشان مکررا از جایزه استفاده می کنند، نسبت به همسالان خود کمتر خلاق و مولد هستند.
درواقع ، تشویق ، سائق های بیرونی و تعهدات عاطفی یا شناختی را که زمینه رفتارند - لااقل در جهت مطلوب - تغییر نمی دهد. کودکی که قول داده خوب درس بخواند یا مسوولانه عمل کند، وقتی دیگر جایزه ای در کار نباشد، دلیل کافی برای توقف کار خود دارد.
در حقیقت تحقیقات نشان می دهد - و البته منطقی نیز هست - که تنبیه و تشویق درواقع متضاد هم نیستند، بلکه دوروی یک سکه اند.
هر دو راهبرد سعی می کنند رفتار افراد را تغییر دهند، اما در تنبیه توجه فرد به این سوال معطوف می شود که : «از من می خواهند چه کاری انجام دهم و اگر این کار را نکنم برای من چه اتفاقی می افتد؛»
و در تشویق فرد به این سوال سوق داده می شود که: «از من می خواهند چه کاری انجام دهم و اگر این کار را بکنم چه چیزی نصیبم می شود؛» ولی متاسفانه هیچکدام از این دو راهبرد به کودک کمک نمی کنند که از خود بپرسد: «من دوست دارم و دلم می خواهد چگونه فردی باشم؛»

جایزه در تقابل با پیشرفت
جایزه ها حتی به اندازه تاثیر کمی که در پرورش ارزشهای خوب داشتند در مورد کمک به پیشرفت موثر نیستند. پژوهش های بسیاری وجود دارد که نشان می دهد افرادی که برای تکمیل یک تکلیف (یا برای انجام موفقیت آمیز آن ) منتظر دریافت پاداش هستند، عملکردشان بخوبی افرادی نیست که منتظر هیچ جایزه ای نیستند.
درواقع هرچه در یک تکلیف پیچیدگی شناختی و تفکر باز بیشتری لازم باشد، اگر افراد برای کسب جایزه کار کنند، عملکرد بدتری خواهند داشت.
یکی از مهمترین دلایل آن ، این است که : «جایزه باعث می شود مردم علاقه خود را به آنچه برای انجام آن جایزه می گیرند، از دست دهند.»
در حقیقت انگیزه درونی (یعنی تمایل به یک کار به خاطر خود آن کار) ماهیتا با انگیزه بیرونی (یعنی تکمیل یک کار به خاطر به دست آوردن چیزی دیگر) تفاوت دارد.
بنابراین سوالی که مربیان باید بپرسند این نیست که : «انگیزه بچه ها چقدر است؛»، بلکه سوال مهمتر این است که «انگیزه بچه ها از چه نوعی است؛»
به مثال زیر توجه کنید: در یک مطالعه ، به بچه ها یک آشامیدنی ناآشنا ارائه شد که آن را «کفیر» می نامیدند. از گروهی از آنها فقط خواستند آن را بنوشند. گروه دوم به خاطر آشامیدن آن مورد تعریف و تمجید فوق العاده واقع شدند و به گروه سوم قول داده شد که اگر به مقدار کافی از آن بنوشند، جایزه ای خواهند گرفت.
همان طور که پیش بینی می شد، گروهی که هم تشویق کلامی و هم غیرکلامی دریافت کرده بودند، بیش از سایرین از آن نوشیدنی ، نوشیدند. اما جالب اینجا بود که همین افراد، یک هفته بعد به طور قابل ملاحظه ای تمایل کمتری به نوشیدن آن نشان دادند. در حالی که هیچ جایزه ای نگرفته بودند، اگر نگوییم بیشتر مایل بودند، لااقل به همان میزان قبل ، تمایل به نوشیدن آن داشتند.
اگر فرضا مطالعه یا انجام تمرین های ریاضی و... را به جای نوشیدن «کفیر» قرار دهیم می توانیم قدرت مخرب جایزه را تاحدودی درک کنیم. یافته ها نشان می دهند هر چه بیشتر بخواهیم بچه ها کاری را انجام دهند، جایزه دادن به آنها برای انجام آن کار، زیانبارتر خواهد بود.
علاوه بر این ، دانش آموزانی که تشویق می شوند به نمره ، برچسب ، ماه و ستاره یا انواع دیگر خروس قندی(!) فکر کنند تمایل کمتری به کشف ایده ها، تفکر خلاق و استفاده از فرصتها دارند.
پژوهش هایی نیز وجود دارند که نشان می دهند افرادی که به آنها قول جایزه داده می شود، عموما ساده ترین تکلیف ممکن را انتخاب می کنند، در حالی که در غیاب جایزه ، بچه ها معمولا تمایل دارند کارهایی را انتخاب کنند که لااقل کمی بالاتر از حد توان کنونی آنهاست.
پس می توان گفت پاسخ سوال «آیا جایزه موجب برانگیختن دانش آموزان می شود؛» این است : «قطعا جایزه به بچه ها انگیزه می دهد، اما متاسفانه هزینه به دست آوردن این نوع انگیزه ، در حقیقت از دست دادن علاقه آنها به کاری که انجام می دهند و انجام کار به نحو احسن است.»

فاطمه شبیری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها