در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بیماری خدیجه شدت مییابد، با آن همه ایثار، از خودگذشتگی و انفاق مال خود در مکتب پیامبر، عرض میکند، یا رسولالله وصیتی دارم و آن این که در حق تو کوتاهی کردهام، مرا مرد عفو و بخشش قرار بده!
و پیامبر میفرماید: هرگز از تو تقصیری ندیدم و نهایت سعی و تلاش خویش را به کار بردی، در خانهام بسیار خسته شدی و اموال و دارایی خود را در راه خدا صرف کردی.
وصیت دوم خدیجه، وصیت مواظبت از فاطمه است. او به فاطمه اشاره میکند و میفرماید او بعد از من یتیم و غریب میشود، مبادا کسی از زنان قریش او را آزرده خاطر کند. مبادا کسی برخورد ناملایمی با او داشته باشد، مبادا...
خدیجه وصیت سومی هم دارد، اما شرم میکند تا به پیامبر بازگو کند، آن را به فاطمه میگوید تا به پدر بگوید، خدیجه از قبر هراس دارد. فاطمه را نزد خود فرا میخواند تا از پدر بخواهد لباسی را که هنگام نزول وحی بر تن داشت، کفن مادر کند.
فاطمه از اتاق بیرون میرود تا وصیت مادر را به پدر منتقل کند. پیامبر آن پیراهن را به خدیجه هدیه میدهد. خدیجه شادمان و مسرور میشود. پیامبر خود کار غسل و کفن خدیجه را به عهده میگیرد، اما ناگهان جبرئیل بر پیامبر نازل میشود، او به پاس آن همه انفاق و خدمات خدیجه کفنی را از بهشت آورده است. خدیجه سزاوار کفن بهشتی خواهد بود و پیامبر تا آخر عمر از خدیجه یاد میکرد و او را فراموش نکرد.
محمد خامهیار / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: