زندگی سالم

خیانت و بحران میانسالی

خیانت به همسر در میانسالی یکی از آسیب‌های اجتماعی است که می‌تواند اثرات منفی گسترده‌ای داشته باشد، به همین دلیل باید به ریشه‌یابی آن بپردازیم. ما از زمان تولد مراحل رشدی متفاوتی را پشت سر می‌گذاریم.
کد خبر: ۶۹۱۳۵۵

گذار از هر مرحله تکاملی به مرحله بالاتر آسان نیست. البته هیچ رشدی بدون تحمل سختی‌ها صورت نمی‌گیرد. گرفته شدن از شیر مادر، جدا شدن محل خواب، مدرسه رفتن، دوره نوجوانی و مسائل مربوط به بلوغ، سربازی، دانشگاه و جداشدن از کانون گرم خانواده، پیدا کردن شغل و انتخاب همسر، همه مراحلی از زندگی هستند که ما از آنها گذر و دشواری‌هایش را تحمل و به واسطه آنها رشد می‌کنیم. یکی از مراحل مهم زندگی، دوره میانسالی است که از چهل تا شصت سالگی را دربر می‌گیرد. در این دوره سنی هنوز پیری فرا نرسیده است اما انسان در این سن به صرافت می‌افتد که بیش از نیمی از زندگی‌اش را پشت سر گذاشته و در سراشیبی آن قرار گرفته است. به عبارتی صدای تیک‌تاک ساعت را می‌شنود و دیگر نمی‌تواند واقعیت‌های محتوم و گریزناپذیر زندگی را انکار کند؛ واقعیت‌هایی را که در سایه شور و شوق جوانی حتی به آنها فکر هم نمی‌کرد. این افراد برای فرار از بحران میانسالی تمایل دارند جوان‌تر به نظر بیایند. ریزش مویی که تا چند وقت پیش برایشان مهم نبود و با آن کنار آمده بودند، در این مرحله مهم می‌شود. به چین‌های روی صورت خود بیشتر دقت می‌کنند. دست به عمل‌های جراحی زیبایی می‌زنند و به هر شکلی تلاش می‌کنند جوان‌تر به نظر بیایند. بیشتر جراحی‌های پلاستیک دوران جوانی برای زیباتر شدن است در حالی که در دوره میانسالی برای جوان به نظر رسیدن. البته نگرانی‌ها و دغدغه‌های میانسالی اگر زیاد نباشد طبیعی است. گاهی یک جراحی زیبایی به فرد احساس بهتری می‌دهد و به او کمک می‌کند بهتر با شرایطش کنار بیاید. ورود به دوران میانسالی مانند هر دوره دیگر از زندگی، دریچه‌های تازه‌ای از واقعیت زندگی را به روی ما می‌گشاید و موجب رشد ما می‌شود. بیشتر انسان‌ها براحتی این دوران را می‌گذرانند اما حدود 10 درصد افراد چهل تا شصت ساله شرایطی را به نام بحران میانسالی تجربه می‌کنند. گاهی اتفاق‌هایی که معمولا در این سنین پیش می‌آید، این بحران را شدیدتر می‌کند؛ اتفاق‌هایی مانند مرگ پدر و مادر یا مرگ دوستان همسن و سال. افراد مبتلا به بحران میانسالی در واقع افسرده نیستند اما نشانه‌هایی شبیه افسردگی پیدا می‌کنند. خودشان و زندگی گذشته و دستاوردهایشان را به نقد می‌کشند. خودشان را بابت این‌که بهتر زندگی نکرده و موفقیت‌های بیشتری به دست نیاورده‌اند، سرزنش می‌کنند و تمایل دارند برای جبران گذشته از دست رفته تغییرهای اساسی در زندگی‌شان ایجاد کنند؛ تغییرهایی که خیلی وقت‌ها نسنجیده و آسیب‌رسان هستند. رابطه‌های خارج از زناشویی یکی از این رفتارها و تغییرهاست. آنها گاه با افرادی رابطه برقرار می‌کنند که نصف خودشان سن دارند. آنها با این کار به صورت ناخودآگاه برای مبارزه و انکار مرگ تلاشی مذبوحانه می‌کنند. همچنین این افراد ممکن است به صورت پیش‌بینی نشده و ناگهانی شغل خوبی را که داشته‌اند ترک کنند، به امید این‌که بقیه زندگی را آن طور که دوست دارند، سپری کنند. همچنین گاهی رفتارهای نسنجیده‌ای نشان می‌دهند که آسیب‌های فردی و اجتماعی زیادی همراه دارد. ترک شغل و خیانت به همسر، شایع‌ترین پیامدهای بحران میانسالی است و حل آن بحران نیاز به روان‌درمانی دارد. ابتدا باید با این بحران و نشانه‌های آن آشنا شویم که در صورت مشاهده آن در خود یا اطرافیان‌مان، به فکر درمان باشیم. میانسالی دوره‌ای از زندگی است و در صورتی که خوب سپری شود، نه‌تنها به بحران نمی‌انجامد، بلکه می‌تواند بهترین دوران زندگی باشد؛ دورانی که به صورت نسبی توانایی و سلامت جسمی همچنان وجود دارد و از طرفی موقعیت اجتماعی و وضع اقتصادی هم نسبت به دوران جوانی از سطح بالاتری برخوردار است. برای لذت بردن و استفاده بهتراز این مرحله زندگی، ورزش کردن و داشتن رژیم غذایی مناسب، کمک زیادی می‌کند. بسیاری از رفتارهای ناسازگارانه که در این دوران، ممکن است به شکلی با بحران میانسالی در ارتباط باشد، رفتارهای ناسازگارانه‌ای که با درمان صحیح و بموقع قابل پیشگیری است و در صورت درمان نشدن، به آسیب‌های خانوادگی و اجتماعی زیادی منجر می‌شود.

حافظ باجُغلی

روانپزشک

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها