زن و مرد متهم یکدیگر را مقصر معرفی می‌کنند

پایان تلخ یک رابطه شوم

سیروس به نازنین پیشنهاد برقراری رابطه داده یا نازنین به سیروس؟ نازنین اول به مغازه سیروس رفت و از سختی‌های زندگی با شوهرش گفت یا سیروس از او درخواست ازدواج کرد؟ پاسخ این سوال‌ها هر چه که باشد، به حال فرشته فرقی نمی‌کند.
کد خبر: ۶۹۱۳۳۷

او دختری نوجوان است که پدرش کشته‌ شده و مادرش در زندان است. این دختر قبل از این‌که مفهوم رابطه سالم را بداند، معنای خیانت را فهمید و حالا در کنار پدربزرگ و مادربزرگش با سوالی که همیشه در ذهنش باقی ‌است، زندگی می‌کند: چرا مادر به سرنوشت او فکر نکرد و نقشه قتل پدر را کشید؟ پرونده نازنین و سیروس دو هفته قبل در شعبه 74 دادگاه کیفری‌ استان تهران رسیدگی شد. هرچند سیروس مدعی‌ است از قتل شوهر نازنین خبر نداشت اما نماینده دادستان نظر دیگری دارد.

نماینده دادستان تهران درباره این پرونده می‌گوید: پنج سال پیش نازنین به ماموران خبر داد شوهرش گم‌شده ‌است. او مدعی ‌شد شوهرش برای انجام کاری اداری از خانه خارج شده و دیگر برنگشته است. در آن زمان تحقیقات گسترده‌ای برای پیدا کردن بهروز ـ شوهر نازنین ـ انجام گرفت اما نتیجه‌ای نداشت تا این‌که جسد او در بیابان‌های شرق تهران پیدا شد. پرونده بعد از شناسایی جسد به اداره ویژه قتل پلیس آگاهی ارجاع‌ و تحقیقات آغاز شد. در همان زمان نازنین بازداشت و در بازجویی مدعی شد نقشی در قتل شوهرش ندارد و حتی خبرندارد او با چه کسانی اختلاف داشت. نازنین در حالی این ادعا را مطرح می‌کرد که خانواده مقتول مدعی‌ بودند عروس‌شان در این قتل نقش دارد، چرا که او از مدت‌ها قبل با شوهرش درگیری داشت و حتی آنها قصد جدایی داشتند. وقتی در این ارتباط از نازنین سوال شد، او اختلاف با شوهرش را قبول اما ادعا کرد در قتل او هیچ‌ دخالتی نداشت و نمی‌داند چه کسی شوهرش را کشته است. به هر حال با توجه به این‌که مدارک علیه این فرد کافی نبود، زن جوان آزاد شد. با این حال شکایت اولیای‌دم همچان مطرح بود و ماموران هم نازنین را تحت تعقیب قرار دادند.

نماینده دادستان ادامه می‌دهد: دو سال تعقیب و مراقبت از نازنین مشخص کرد او با مردی به نام سیروس رابطه‌ دارد و این رابطه به قبل از مرگ شوهر نازنین برمی‌گردد. وقتی نازنین در این ارتباط بازجویی شد، نتوانست پاسخ قانع‌کننده‌ای بدهد و بازداشت شد. او این باراعتراف کرد در جریان قتل شوهرش بود و می‌داند چه کسانی او را کشته‌اند. نازنین اعتراف کرد با همدستی چند مرد دست به این کار زده‌ است. او گفت:‌ با سیروس رابطه‌ داشتم و او می‌خواست با من ازدواج کند و به همین دلیل پیشنهاد کرد شوهرم را بکشم. گفتم این کار را نمی‌کنم، اما از او جدا می‌شوم. سیروس گفت تو بچه‌ داری و اگر بچه‌ات را بگیرد دیگر نمی‌توانی کاری بکنی بهتراست او را بکشی بعد هم شخصی به نام شروین را به من معرفی کرد. شروین در قبال 300 هزارتومان، قبول کرد شوهرم را به قتل برساند. از جزئیات ماجرا خبرندارم. فقط می‌دانم شروین به کمک دوستش رحیم شوهرم را کشتند و جسدش را در بیابان رها کردند. وقتی شروین با من تماس گرفت و گفت کار تمام شده‌، من هم به پلیس گزارش دادم بهروز ناپدید شده است. بعد از این اظهارات، سه متهم دیگر نیز بازداشت شدند و جزئیات قتل را توضیح‌ دادند. شروین که متهم ردیف اول پرونده ‌است، به قتل اعتراف و عنوان کرد به‌دلیل اعتیادش دست به قتل زده و بعد از ارتکاب جرم هم با پولی که از نازنین گرفته، مواد خریده و مصرف کرده است.

نماینده دادستان تهران ادامه می‌دهد: متهمان هر کدام جزئیات را توضیح داده و براساس اتهامی که به آنها وارد شده، از خود دفاع‌ کرده‌اند. مدارکی که برای این پرونده ارائه شده از نظر دادسرا کاملا قانونی است. صحنه قتل بازسازی شده، گفته‌های متهمان با یکدیگر مطابقت و مقرون به واقع تشخیص داده‌ شده ‌است و هر انکاری در دادگاه از نظر دادسرا بلاوجه ‌است. بنابراین ما هم برای متهمان ردیف اول و دوم طبق آنچه اولیای‌دم خواسته‌اند و برای دو متهم دیگر هم براساس قانون، درخواست مجازات کرده‌ایم.

قتل مرد بی‌گناه

نماینده دادستان تهران تاکید کرد اولیای‌دم درخواست قصاص قاتل را مطرح کرده‌اند. پدر و مادر مقتول که هم ولی‌دم هستند و هم ولی ‌قهری نوه‌ صغیرشان محسوب می‌شوند، در دادگاه درخواست قصاص خود را مطرح و اعلام کردند بر شکایت خود باقی‌هستند. مادر مقتول درباره قتل فرزندش می‌گوید: نازنین و پسرم با هم اختلاف داشتند. پسرم مرد ساده‌ای بود. او کار می‌کرد تا زن و بچه‌اش راحت زندگی کنند او کارمند بود و به حلال و حرام خیلی توجه می‌کرد. آنها نمی‌توانستند به زندگی مشترک ادامه دهند و حتی چند بار تصمیم به جدایی گرفته‌ بودند، اما پسرم برای این‌که دخترش بی‌مادر بزرگ نشود، شرایط را تحمل می‌کرد. او دخترش را خیلی دوست داشت و سعی می‌کرد به او آسیبی وارد نشود. اما چه فایده که این زن بزرگ‌ترین آسیب را به زندگی نوه‌ام وارد کرد. حالا هم ما سعی می‌کنیم نوه‌مان راحت و خوشحال باشد و آرزوهایی را که پسرمان در مورد دخترش داشت، برآورده ‌کنیم.

او می‌گوید: مسبب این ماجرا نازنین است و مجازات سنگینی باید تحمل کند. او نه تنها پسرم را کشت، بلکه به او خیانت کرد پسری که از گل پاک‌تر بود و با کسی کاری نداشت و همیشه به دیگران احترام می‌گذاشت.

پیشنهاد رابطه

متهمان، اولیای‌دم و نماینده دادستان همگی نازنین را مسبب این ماجرا می‌دانند، اما نازنین می‌گوید او نه نقشه قتل را کشید و نه آدمکش پیدا کرد و همه چیز تقصیر سیروس است، اما سیروس هم انگشت اتهام را به سمت او می‌گیرد و می‌گوید: نازنین بود که گفت می‌خواهد با من رابطه داشته‌ باشد اول نمی‌دانستم شوهر دارد و بعد که فهمیدم، گفتم تو متاهل هستی و نباید این کار را بکنی. به او گفتم باید به زندگی مشترک پایبند باشد، اما او گفت شوهرم را می‌کشم. حرفش را باور نمی‌کردم با خودم می‌گفتم زنها وقتی عصبانی می‌شوند، از این حرف‌ها می‌زنند، اما هرگز دست به چنین کاری نمی‌زنند و خیلی زود همه چیز از یادشان می‌رود، اما یک روز نازنین به من گفت شوهرش کشته‌ شده ‌است.

او درباره ادعای نازنین مبنی بر این‌که شروین را وی معرفی کرد، می‌گوید: این حرف‌ها دروغ است، من این کار را نکردم من اصلا شروین را نمی‌شناختم و از طریق نازنین با او آشنا شدم. روز حادثه هم به من زنگ زد و گفت شوهرش را کشت و تمام شد. چند روز بعد هم دیدم جنازه بهروز را تشییع می‌کنند. آن‌قدر این اتفاق برایم غیرقابل باوربود که به ختم بهروز رفتم تا باور کنم او مرده است. من هیچ ربطی با این ماجرا ندارم و گفته‌های نازنین مرا بی‌دلیل گرفتار کرد. او خودش هم می‌داند نقشی در قتل شوهرش ندارم.

این متهم می‌گوید به نازنین پیشنهاد کرده بودم از شوهرش جدا شود اما این زن پیشنهاد طلاق را قبول نکرد: به او گفتم بهتراست از شوهرت جدا شوی، این‌طوری کسی هم آسیب نمی‌بیند، اما او گفت اگر این کار را بکنم، دخترم را از من می‌گیرد. می‌گفت دخترم خیلی به پدرش وابسته است و در صورت طلاق پیش او می‌رود و من نمی‌توانم جدایی از دخترم را تحمل کنم. با این حال اگر می‌دانستم موضوع آنقدر جدی ‌است حتما به کسی خبرمی‌دادم تا جلوی این اتفاق گرفته‌ شود.

سیروس اشتباه خودش را هم قبول دارد و می‌گوید: اشتباهم این بود که با نازنین رابطه برقرار کردم خطای بزرگی بود. نباید با یک زن شوهردار رابطه برقرار می‌کردم. البته رابطه ما در حد حرف زدن و رفت‌وآمد نازنین به مغازه‌ام بود. آن هم به‌دلیل این‌که نازنین دست از سرم برنمی‌داشت. او خیلی مشکل داشت و مدام با شوهرش درگیر می‌شد و مشکلاتش را با من در میان می‌گذاشت. دلم برایش می‌سوخت و سعی می‌کردم کمکش کنم. می‌خواستم آرام شود. احساس می‌کردم در زندگی سختی می‌کشد. البته او به جای قتل شوهرش، باید از او جدا می‌شد. اگر این کار را می‌کرد ما این همه سال گرفتار نمی‌شدیم.

دو متهم اصلی، جرم‌شان را قبول کرده‌اند و سیروس، نازنین را مقصر می‌داند اما زن جوان حرف‌های دیگری می‌زند و همچنان اصرار دارد این سیروس بود که پیشنهاد قتل را مطرح و آن را برنامه‌ریزی کرد.

مرجان لقایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها