شاید ابتدا بهتر باشد به نوامبر 2009 بازگردید؛ جایی که فرانسه در دیدار پلیآف جام جهانی 2010 به مصاف جمهوری ایرلند رفت و با آن گل تیری آنری ـ که با دست به ثمر رسید ـ موفق شد به آفریقای جنوبی سفر کند.
در آن سال، تیهری آنری قبل از دیدار فرانسه در برابر رومانی در انتخابی جام جهانی 2010 به روزنامه پاریزین فرانسه گفت: «12 سال است دارم در تیم فرانسه بازی میکنم. تاکنون اینقدر مجموعه را بینظم و بدون هیچ ایده خاصی ندیدم. اصلا مشخص نیست چه طرح و برنامهای در زمین داریم؛ نه رهبری، نه نقشهای و نه هویتی!»
در ژانویه، رئیس فدراسیون فرانسه ژان پیر اسکالت فهرستی از مربیان مورد نظرش را برای جانشینی ریموند دومنک تهیه کرده بود؛ فهرستی که حاکی از عدم اختیارات و اتوریته ریموند دومنک در تیم بود. در ماه مارس، این تیم در یک بازی دوستانه 2 بر صفر از اسپانیا شکست خورد و در آوریل نیز داستان زاهیا دهار و سه بازیکن فرانسه گرفتار حاشیه شدند. حال زمان مشخص کرده است فرانسویها از آن اشتباهات درس گرفتهاند و در زمین این نکته را نشان میدهد. مهمتر از همه این که رابطه کنونی سرمربی تیم ـ دیدیه دشام ـ و رئیس فدراسیون فوتبال فرانسه نوئل لوگرات رابطهای محکم و عالی است. «هیچ چیز مبهمی در رابطه ما نیست.» این جمله دیدیه دشام بود که به اکیپ گفت و بعد ادامه میدهد: «او رئیس است و من مربی. فقط همین. اختیارات هر کسی مشخص است.»
«در تیم کنونی خیلی چیزها ملموس است. این که فرانسه به بلوغ فکری رسیده و با شخصیت و محترم شده است. تیمی که هرزه نیست و همه به آن احترام میگذارند.» این جمله رئیس سن اتین، برنارد کایسو به مجله فرانس فوتبال بود.
با وجود این، تردیدها هنوز ادامه داشت. بعد از شکست این تیم مقابل اوکراین در دیدار سرنوشتساز این کشور برای حضور در جام جهانی 2014 خیلیها سوال میکردند: «آیا این بدترین فرانسه تاریخ است؟»
با این حال این تیم چند روز بعد در کشورش موفق شد 3 بر صفر اوکراین را شکست دهد و به جام جهانی صعود کند. این تیم در برابر اوکراین، چهرههای جدیدی از خود رو کرد. به عنوان مثال این تیم لورن کوسیلنی را به دلیل محرومیت در اختیار نداشت. به همین دلیل، دیدیه دشام مجبور شد از مدافع جوان و بیست و چهار ساله خود، محمد ساکو استفاده کند.کسی که در این دیدار به تنهایی دو گل به ثمر رساند و قبل از مسابقه نیز با نطق هیجانانگیز و تاثیرگذارش، تمام هم تیمیهای خود را تحت تاثیر قرار داد. این تیم آینده دارد. به پل پوگبا و رافائل واران بنگرید. آنها تنها 21 سال دارند و در تیم کنونی جایگاه خاصی از آن آنهاست. نکته مهم درخصوص آنها این است که با سن کم، کاریزماتیک و باشخصیت هستند. چیزی که در گذشته کمتر در این تیم دیده شده است. مثلا سمیرنصری را به یاد بیاورید که در یورو 2012 چه دردسرهایی برای تیمش پیش آورد، همین طور لورن بلان. کافی است حاتم بن عرفا را به یاد بیاورید که چه جر و بحثهایی با سرمربی تیمش داشت یا ژرمی منز که ابتدای مسابقه تیمش با اسپانیا با آن شوخی عجیبش چگونه داوران مسابقه را از خود رنجاند و در حین بازی نیز با کاپیتان تیم هوگو یوریس دعوا کرد.
بعد از این اتفاقات، روزنامه «لیبراسیون» نوشت: «در یورو 2012 لورن بلان تلاش زیادی کرد تا وجهه از دست رفته فوتبال این کشور را که بعد از ناکامی کنیسنا رخ داده بود به مجموعه بازگرداند، اما به منز و نصری بنگرید که چگونه بار دیگر همه چیز را خراب کردند.» از طرفی یکی از روشنفکران این کشور، آلن فینکلکرو درخصوص این تیم نوشت: «مردم این کشور دیگر علاقهای به ستارههای خود ندارند. آنها از این تیم ناامید شدهاند.»
اما امروز که این تیم با تمام قوا و امید روبهروی نیجریه قرار میگیرد، هیچ چیزی شباهتی به گذشته ندارد. امروز، بنزما بیست و شش ساله است و مهره کلیدی تیم. او اولین بار در نوزده سالگی نخستین بازی ملیاش را تجربه کرد. اکنون به سنی رسیده است که زینالدین زیدان در جام جهانی 1998 آبیها را قهرمان جهان کرد.
بن لیتلتون / فوتبالنویس آزاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم