یادداشت

واقعیت و خیال

در همان حوالی برزیل، در همان نزدیکی جنگل‌های آمازون، در همان آمریکای جنوبی و... می‌توان به زبان‌های پرتغالی و اسپانیولی کتاب‌هایی زیادی را یافت با یک نقطه مشترک؛ کتاب‌هایی که واقعیت را با جادو چنان مخلوط می‌کنند که نمی‌توان مرزهای میان این دو را براحتی پیدا کرد. این همان سبک نوشتنی است که به آن «رئالیسم جادویی» می‌گویند و از قضا جام‌جهانی 2014 در بــرزیل پر است از این جادوهای واقعی.
کد خبر: ۶۹۰۰۵۰

در همین نیمه راه جــــام‌جهانی آن‌قدر خرده داستان جذاب می‌توان یافت که هر کدام می‌تواند سوژه‌ای باشد برای نوشتن. این جام تا همین جای کار هم قصه‌ها دارد از مردمان که در آمار، اعداد و فوتبال برنده نبودند، اما در دلشان می‌دانستند چیزی که به دست آورده‌اند، بسیار از این بــازی‌هاست سه امتیاز بیشتر ندارد. خود ما اکنون به یک امتیاز اصلا فکر نمی‌کنیم و برعکس خود را برنده می‌دانیم.

خیلی‌ها هستند که در این حس خوب پس از شکست با ما شریک هستند.

همین شیلی، در مقابل برزیل آن‌قدر خوب بود که می‌تواند به اندازه یک قهرمان سرش را بالا بگیرد و به این ببالد که اگر بــــــدشانس نبــــود و دو بار توپ‌هایش به تیر دروازه نمی‌خورد‌؛ حالا می‌توانست بزرگ‌ترین شگفتی‌ساز جام باشد.

تا حرف از شگفتی می‌آید یکی دیگر از کارهای جادویی جام سریع به مغز حمله می‌کند. کاری که کاستاریکا در جام‌جهانی 2014 کرد. حذف کردن ایتالیا و انگلستان چیزی نبود که جز در عالم خیال در ذهن بگنجد.

این جام قصه زیاد دارد، قصه‌های هر کدام می‌تواند برای نوشتن یک داستانک و گاهی حتی یک رمان جذابیت در دل خود مخفی کرده باشد. این جام قصه قهرمانانی مثل اسپانیاست که خیلی زود و خیلی بد، شکست و زمین خورد.

این جام قصه کشوری مثل الجزایر را در درون خود جای داده، تیمی که برای مردم یک کشور نماد تمام شور است و تمام عشق و این عشق می‌تواند جشن‌هایی را در این کشور آفریقایی برگزار کند که در تاریخ پر از فقر، مهاجرت و استثمار، جایی هم برای جشن‌های خیابانی پیدا شود و مردم شاد باشند.

این جام قصه زیاد دارد، قصه آدم‌ها، آدم‌های زیادی که از نهایت ناامیدی شروع کردند و به نهایت امید رسیدند.

کمتر کسی باور می‌کرد که خولیو سزار که در انگلستان یک سربار بود که برای رفتنش لحظه شماری می‌کردند، در خانه به یکباره تبدیل به یک فرشته نجات شود و آن قدر خوب پنالتی بگیرد که همه را وادار به تحسین کند. این جام قصه زیاد دارد، خود سوارس و داستان گاز گرفتن و بلایی که بر سر اروگوئه در غیاب او آمد، خود یک مجموعه داستان است. آنجا در حوالی جنگل‌های آمازون، وقتی گرما به اوج می‌رسد، قصه‌های زیادی هست که برای تعریف کردن وجود دارد. قصه‌هایی که خیلی‌هایشان واقعیت و خیال را با هم مخلوط کرده‌اند و منتظر ما هستند که تعریفشان کنیم.

افشین خماند‌‌ /‌‌ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها