حتی ذخایر گاز ایران از روسیه نیز بیشتر شده و این در حدی است که بسیاری از مناطق ایران هنوز زیربار اکتشاف نرفته است و بتازگی بیژن زنگنه، وزیر نفت از احتمال کشف ذخایر نفت و گاز در غرب و شمالشرق کشور خبر داده است. با این حال این ثروت فقط یکی از انواع ثروت برای تحقق اقتصاد مقاومتی است. براساس استانداردهای بینالمللی، ثروت کشور به سه دسته تقسیم میشود. بخش اول سرمایه طبیعی شامل معادن، نفت و گاز، منابع چوب و جنگل، زمین کشاورزی و مراتع است. بخش دوم ثروت، سرمایههای تولید شده است. مجموع ماشینآلات، تجهیزات و زیرساختها و زمینهای شهری، گونههایی از این بخش ثروت را تشکیل میدهند. اما بخش سوم ثروت، ثروت ناملموس است، این ثروت شامل سرمایه انسانی (مهارت و دانش نیروی کار)، سرمایههای اجتماعی (اعتماد بین مردم و توانایی همکاری آنها در جهت یک هدف مشترک) و کیفیت نهادها (مانند حاکمیت قانون و نظام تدبیر) است. نگاهی به شرایط ایران در ترکیب این سه نوع ثروت، نشان میدهد کشورمان در شرایطی کاملا متوسط، اما بشدت مستعد است و برخلاف انتظارات وضعی بهتر از دیگر کشورهای جهان دارد. براساس ارزیابیهای بانک جهانی 55.2 درصد ثروت ایران را سرمایه طبیعی، 32.3 درصد آن را سرمایه تولید شده و 12.5 درصد آن را سرمایه ناملموس تشکیل میدهد، به عبارت بهتر نقطه قوت ایران در دو بخش سرمایه طبیعی و نیروی کار متخصص و ماشینآلات و زیر ساختهاست. در مقایسه با طیف وسیعی از کشورهای جهان، فقط عربستان است که با 71.9 درصد، میزان ثروت طبیعیاش از ایران بیشتر است و دیگر کشورها در رتبههای بسیار پایینتر از ایران قرار دارند. به عنوان مثال، ثروت طبیعی چین فقط 21.2 درصد، ثروت طبیعی ترکیه 4.6 درصد و ثروت طبیعی ژاپن 0.4 درصد از ترکیب ثروت آنهاست.
ایران همچنین از نظر سرمایه تولید شده (بخش دوم ثروت) وضعی بسیار بهتر از دیگر کشورها دارد. به عنوان مثال و در حالی که سرمایه تولید شده ایران 32.3 درصد است، این سرمایه در اقتصاد بزرگ چین 31.7 درصد، در ترکیه 11.9 درصد، در کره جنوبی 23.3 درصد و در ژاپن 25.3 درصد است. با این حال پاشنه آشیل ایران که در مقایسه با بسیاری کشورها با فاصله زیادی عقب است، سرمایه ناملموس است. سرمایه ناملموس همانا عبارت است از تبدیل ثروت طبیعی به ارزش افزوده در بستری مناسب از فضای کسب و کار. متاسفانه باید گفت باوجود سرمایه طبیعی و نیروی انسانی متخصص، ترکیب نهایی و خروجی ایندو به تولید ارزش افزوده و سرمایه اجتماعی منجر نشده است. به این ترتیب در مقام مقایسه میبینیم در حالی که سرمایه ناملموس ایران 12.5 درصد از ثروتش را تشکیل میدهد، این موضوع در چین 47.1 درصد، در ترکیه 83.6 درصد و در ژاپن 74.3 درصد است؛ یعنی آنها که سرمایه عظیم و نقدی چون نفت و گاز و معادن ایران را در اختیار ندارند، با بهبود فضای کسب و کار و جذب سرمایهگذاری خارجی و دهها عامل دیگر توانستهاند چندبرابر ایران ارزش افزوده تولیدکنند. کارشناسان اقتصادی یکی از عللاصلی این موضوع را کیفیت پایین نهادها در اقتصاد ایران میدانند که این موضوع باعث بهرهمند نشدن اقتصاد از سرمایه بالای کشور شده و اثر سرمایه انسانی ازسوی اثر منفی نهادها خنثی شده و بنابراین سطح سرمایه ملموس کشور ناچیز است. آنان تصریح میکنند باوجود ظرفیتهای عظیم علمی، نیروی انسانی، طبیعی، اقلیمی و جغرافیایی و... ظرفیتهای تولیدی اقتصاد ایران بهطور کامل شکوفا نشده است.
سرمایهای برای جهش
با این حال کارشناسان اقتصادی یادآور میکنند که درصورت اجرای اقتصاد مقاومتی، ایران سرمایه طبیعی تام و کاملی برای تامین نیازهای این جهش دارد. به عبارت بهتر کار ایران برای جهش اقتصادی آسانتر از دیگر کشورهاست، چرا که فقط باید با مناسب کردن فضای کسب و کار یا همان افزایش کیفیت نهادهای پیوندی میان منابع طبیعی و نیروی کار که هر دو در حد مناسبی موجود هستند، ایجاد کرد بهگونهای که خروجی این چرخه، ارزش افزوده برای اقتصاد ایران باشد. این همان چیزی است که رهبر معظم انقلاب از درونزای برون نگر از آن یاد کردهاند و دقیقا ظرفیتهای استفاده نشده یا درست استفاده نشده اقتصاد ایران را در چارچوب آن مورد توجه قرار دادهاند. این چنین است که میتوان قضاوت کرد اگر اقتصاد مقاومتی بتواند تحرک نهادی لازم را در ساختارهای اقتصاد ایران ایجاد کند، ثروتهای فراوان و متعدد ایران، بستر و پیش زمینه را برای آن فراهم کرده است. با این حال نباید از یاد برد که ساختارهای معیوب فعلی اقتصاد ایران ساخته دیروز و امروز نیست و شاید به قدمت بیش از یک قرن کشف نفت در ایران، قدمت داشته باشد؛ بنابراین تغییر در این ساختارها فقط و فقط از چیزی به نام اقتصاد مقاومتی برمیآید و راهکارهای عادی کمتر بر آن تاثیرگذار است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم