در همین حال بند 2 ابلاغیه اقتصاد مقاومتی مینویسد: «پیشتازی اقتصاد دانشبنیان، پیادهسازی و اجرای نقشه جامع علمی کشور و ساماندهی نظام ملی نوآوری به منظور ارتقای جایگاه جهانی کشور و افزایش سهم تولید و صادرات محصولات و خدمات دانشبنیان و دستیابی به رتبه اول اقتصاد دانشبنیان در منطقه.»
حال باید دید اقتصاد دانشبنیان چیست که این گونه در ابتدای ابلاغیه اقتصاد مقاومتی مورد توجه قرار گرفته و به نوعی مکمل اقتصاد مقاومتی شده است؟
کارشناسان اقتصادی سه نوع نگرش به اقتصاد دانشبنیان را بهرسمیت شناختهاند؛ در نگرش اول، اقتصاد دانشبنیان اقتصادی است مملو از محصولات و کالاهای Tech ـ Hi.
نگاهی به آمار نشان میدهد این نگرش، جایگاه خود را در اقتصاد جهانی یافته است؛ بهطوری که این اقتصاد در ترکیب درآمد و تولید ناخالص داخلی کشورهای بزرگ، جایگاه ممتازی یافته است. به عنوان مثال سهم ارزش افزوده صنایع Tech ـ Hi در اقتصاد آمریکا حدود 2.8 درصد یا معادل 15 هزار میلیارد دلار است. این امر در دیگر اقتصادهای مهم مانند چین و ژاپن نیز قابل مشاهده است.
نگرش دوم
اما دومین نگرش به اقتصاد دانشبنیان این است که اقتصاد یاد شده را اقتصادی میداند که در آن دانش، نقش محوری داشته و باعث بهبود کیفیت و کاهش هزینههای تولید میشود. درباره این نگرش، اطلاعات جالبی درباره تاثیر اقتصاد دانشبنیان بر رقابت ایران و آمریکا بر سر صادرات و بازار پسته جهان داریم. اگر به نمودار ضمیمه نگاه کنید، خواهید دید که تا سال 2010 منحنی حجم صادرات پسته ایران و آمریکا برعکس شده و صادرات پسته آمریکا از ایران پیشی گرفته است. فکر میکنید علت چیست؟ به این روایت کوچک توجه کنید: حدود صد سال پیش فردی به نام ویلیام وایت هورس، حدود 110 رقم پسته را از کشورهای ایران، افغانستان و ترکمنستان به آمریکا برد و حدود 30 سال روی واریتههای مختلف پسته کار کرد. سرانجام با دگرگونی ژنتیکی روی ریشه، درختچهای تولید کرد که مورد تائید دانشگاه برکلی قرار گرفت. این پیوند پسته که به نام «کرمان(!)» معروف است، در باغهای پسته آمریکا کاشته شد و طی سالهای 1950 تا انتهای دهه 60 میلادی مساحت باغهای کالیفرنیا از 30 به 500 هکتار افزایش یافت. این مساحت، حدود یکچهارم مساحتی است که در ایران به کشت پسته اختصاص دارد. در گام بعد، آمریکا 60 درصد از حجم پسته تولیدی خود را تحت مدیریت یک شرکت به نام پارامونت قرار داد؛ اقدامی که توان رقابت را خصوصا در بازارهای صادراتی به سرعت افزایش داد و اکنون آمریکا با یک چنین استفاده دانشی، میرود که رقیبی خطرناک برای بازار جهانی پسته ایران شود.
نگرش سوم
اما در نگرش سوم، اقتصاد دانشبنیان چیزی فراتر از بهکارگیری دانش طراحی میشود. در اقتصاد دانشبنیان نگرش سوم، دانش، عامل جهتدهنده و تعیینکننده است. در چنین اقتصادی درجه به کار بستن دانش و اطلاعات آنچنان افزایش یافته که تغییرات ساختاری و کیفی در عملکرد اقتصاد ایجاد شده، اساس مزیت رقابتی دگرگون میشود، بازارها همگرایی بیشتر یافته، داراییهای جدید ناشی از سرمایهها و امتیازات غیرملموس شکل میگیرد و ماهیت کار ناشی از اهمیت مهارت تغییر یافته و تحول در سازماندهی ناشی از شبکهها و ابزارهای فضای مجازی شکل میگیرد. یک چنین مدلی است که اکنون ما را به ویژگیهای برتر اقتصاد دانشبنیان رسانیده و روشن میکند چرا بند دوم ابلاغیه اقتصاد مقاومتی به این موضوع اختصاص یافته است. به این ترتیب خلق و ورود ایدههای جدید، فضای مناسب کسب و کار، برونگرایی و تعامل با اقتصاد جهانی، نوآوری، سرمایهگذاری و آموزش و یادگیری مستمر، مهمترین ویژگیهای اقتصاد دانشبنیان را تشکیل میدهد. این چنین است که تعامل سه گانه دانشگاه، صنعت و دولت در اقتصاد دانشبنیان ضروری است و آمارها نشان میدهد اقتصاد جهان نیز با انقلاب سوم صنعتی که دیجیتالی شدن اقتصاد خوانده میشود، در حال حرکت به این سو است. بنابراین راه تحقق اقتصاد مقاومتی از اقتصاد دانشبنیان میگذرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم