jamejamonline
فرهنگی صدا و سیما کد خبر: ۶۸۹۸۴۹   ۰۸ تير ۱۳۹۳  |  ۱۶:۳۸

مهراب قاسم خانی یکی از هنرمندان اعزام شده به برزیل درباره 2 خبر انتقادی «بیست و سی» توضیحاتی را ارائه کرد.

پاسخ مهراب قاسم خانی به دو خبر انتقادی «بیست و سی»

در این 2 خبر بیست و سی این سوالات را مطرح کرد که چرا هنرمندان ایرانی رنگ های پرچم ایران را اشتباه نقاشی کرده اند و همچنین چرا مهراب قاسم خانی پیراهن تیم آرژانتین را بر تن کرده است. مهراب قاسم خانی درباره خبر «نقاشی اشتباه پرچم» در شبکه اینستاگرام نوشت:

/Media/Image/1393/04/08/635396563391126861.jpg

٢٠:٣٠ امشب در این مورد هم حرف زد... یعنی عاشقشونم که اینقدر دلسوز و مهربونن... این مال قبل از بازی بوسنیه. یه هواداری از این ماژیک های سه رنگ داشت که خیلی باحال بود و سام عجله ای ازش قرض گرفت که زود بده بهش و قاطی کرد. بیچاره دو دقیقه هم نشد که خودش متوجه شد و پاکش کردن و دوباره درستش رو کشیدن. توی عکسای بین بازی هم معلومه که پرچم درست کشیده شده... کلی هم خندیدیم سر این خنگ بازی... به همین سادگی. حالا نمیدونم واقعا این ماجرا جاش تو اخباره یا دوستان باید برن دور هم تو حموم عمومی بشینن قاطی بقیه خاله زنک بازی ها مطرحش کنن. در ضمن سام و نرگس محمدی ازدواج نکردن. قرار هم نیست بکنن.

او در پاسخ به این سوال که چرا پیراهن آرژانتین را بر تن کرده است نیز نوشت:

/Media/Image/1393/04/08/635396563214410856.jpg

من مجبورم این عکس رو دوباره بذارم که کمی بیشتر توضیح بدم... اگه هم توضیح میدم دلیلش احترامه نه کل کل. اخبار ٢٠:٣٠ عزیز که گویا گفته بودن من رفتم به زور لباس آرژانتینی ها رو گرفتم با التماس، بعضی از دوستان هم اینجا گفتن خائن و وطن فروش... راستش اتفاقا ما اینجا تو ایران این فرهنگ رو نداشتیم که تماشاگر ها هم مثل بازیکن ها لباس عوض کنن و دوستانی که استادیوم برو هستن اینو میدونن ولی خوب از نظر من حرکت قشنگیه... با این حال بعد از اون بازی غم انگیز اصلا دل و دماغ همچین کاری نداشتم ولی وقتی اون طرفدار آرژانتینی منو بغل کرد و بازی خوب تیم ایران رو تبریک گفت و خواست این کار رو بکنیم به نظرم زشت بود اگه قبول نمیکردم. اتفاقا به دو دلیل هم این کار خیلی سخت بود برام. اول این که وقتی طرف بغلم کرد بوی عرقش داشت خفه ام میکرد و مجبور شدم این بو رو تا هتل تحمل کنم. دلیل دیگه هم این بود که درست بعد از بازی و وسط جمعیت مجبور شدم این کار رو بکنم که پر از دوربین هم بود و بعد از ماجرای جذاب شلوارک لخت شدن اون وسط میتونست بازم داستان بشه. کافی بود عکسم بدون لباس بیاد بیرون. پژمان طفلی که داشت سکته میکرد و جلوم وایستاده بود و هی میگفت زود باش جون مادرت. آرژانتینیه هم با تعجب به من نگاه میکرد که این یارو چرا قایم شده پشت صندلی لباس عوض میکنه... حالا بازم دوستان اگه میخوان فحش بدن راحت باشن. از ٢٠:٣٠ هم تشکر میکنم به خاطر پوشش لحظه به لحظه این سفر. (جام جم سیما)

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
یسیب
Iran, Islamic Republic of
۰۹:۴۵ - ۱۳۹۳/۰۴/۱۱
با هم مردم ساده لوح ما با یك حرف رنگ عوض كردند
تا قبل از این پیام مدام انتقاد می كردند كه چرا با شلوارك است چرا با پول بیتا الما رفته و ....
ولی با دو كلمه حرف رنگ عوض كردن
لقب مردم كوفه لایق بعض از ایرانی هاست

آدم و سگ گاز بگیره ولی جو نگیره
۰
۰
مزدك
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۳۹ - ۱۳۹۳/۰۴/۱۱
جناب آقای قاسم خانی ، هنرمند ارزشمند ، كاربلد و حرفه ای . این مهم نیست كه شلوارك پوشیدی ، لباس عوض كردی و هركار دیگه ای كه احساس كردی خوبه و انجام دادی . ولی این مهمه كه تو به عنوان یك ایرانی رفتی . یك ایرانی كه تو كشور خودش نمی تونه این كارا را بكنه . پس وقتی می ری تو یه كشور دیگه كاری رو می كنی كه برخلاف هنجار كشور خودته مردم رو ناراحت می كنی . ای كاش .... فكر نمی كردی كه مردم ....
اخه اون كدوم اسپانسریه كه بدون هیچ چشمداشتی چهل نفر رو ببره و بهشون حال بده .
تو كه نوشته ها و فیلمنامه ها و داستانهایی كه تو كشور خودت می سازی و می نویسی پر از حسن مذهبی و دینی و ... است باید همنطور رفتار كنی كه می نویسی ....
۰
۰

یادداشت

بیشتر
تازه اول کار است

تازه اول کار است

دوستی صاحب‌نظر را جایی دعوت کرده بودند برای جلسه بارش افکار طرح و ایده برای سالگرد شهادت عزیز دل‌مان حاج قاسم سلیمانی.

عباس‌ آقا باشیم

عباس‌ آقا باشیم

سال‌ها پیش توی یک مدرسه تئاتر به کار مشغول بودم. ساختمانی با موقعیت اداری را دوستی اجاره کرده‌بود که چند کلاس داشت و یک پلاتوی نسبتا بزرگ برای تمرین‌ها و کلاس‌های عملی.

علی‌ اکرمی زائر همیشه خندان

علی‌ اکرمی زائر همیشه خندان

خدای مهربان، ما خیلی ضعیفیم، خیلی ضعیف‌تر از آن‌که دیگران تصور می‌کنند، ما خیلی حتی ضعیف‌تر از آن هستیم که خودمان تصور می‌کردیم.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

آشنایی با ضرب المثل ها

حکایتی از کلیله و دمنه

پیشخوان بیشتر