واقعیت این است که فوتبال با وجود حضوری آبرومند در جام جهانی برزیل، از تشکیلاتی قوی و مطابق با استانداردهای روز برخوردار نیست؛ چه به لحاظ ساختار مدیریتی و چه ساختار باشگاهی و حرفهای. فوتبالی که هنوز هم چشم امیدش به حمایتهای مالی دولت است و بدون آن خود را خلعسلاح شده میبیند. گرچه مخالف حمایتهای دولتی نیستیم، اما این موضوع نیز قابل قبول نیست فدراسیون فوتبال بهعنوان نهادی غیردولتی، نگاهش صرفا به تزریق بودجههای دولتی باشد. متاسفانه فوتبال ما از ضعفهای ساختاری زیادی رنج میبرد که اگر نخواهیم در جهت رفع آنها قدم برداریم، جام جهانی برزیل نیز فقط بخشی از خاطرات خوب فوتبالی ما خواهد شد و برای سالهای بعد نمیتوان روی این فوتبال چندان حساب کرد. امروز در شرایطی همه از کارلوس کرش راضی و خشنودبوده و خواهان ادامه فعالیتش در تیم ملی فوتبال هستند که این مربی حرفهای پیش از حضور در جام جهانی برزیل به نوعی با مسئولان ورزش ما اتمام حجت کرده است. اینکه فوتبال ایران زمانی میتواند به خود ببالد که بدنه فدراسیونش همه متخصص و کارآمد باشند؛ متخصصانی که تصمیمات راهگشا بگیرند و مو را از ماست بکشند. متخصصانی که بتوان روی قول و عملشان حساب کرد، نه اینکه چون نگاهشان به تصمیمات مقامهای بالادستی است، محلی از اعراب ندارند. امروز این حرف کاملا درست است که فوتبال ایران اگر موفق نشود کرش را راضی کند، همچنان نیازمند حضور یک مربی شناختهشده بینالمللی است. اما مهمتر از بحث مربی، ترمیم ساختار فدراسیون فوتبال ماست؛ ساختاری که اگر قوی عمل کند، میتواند بازویی توانمند برای ورزش ایران باشد، در غیر این صورت «کرش»های زیادی میآیند و میروند، بدون آنکه فوتبالمان از حضور آنان طرف چندانی ببندد. شاید نگاهی دوباره به ساختار فوتبال ژاپن و کرهجنوبی ما را به باورهایی تازه در این راه برساند.
حجتاله اکبرآبادی / دبیر گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم