صدایی که می گوید جنایت و خودکشی کنم

جوانی که پسرخاله خود را به قتل رسانده بود ، در جلسه دادگاه گفت : صدایی عجیب همیشه از من می خواست برای آن که از خواب بیدار شوم ، خودکشی کنم یا دیگران را بکشم.
کد خبر: ۶۸۹۱۸

28 مهر سال 82 ، مرد میانسالی در حالی که بشدت شوکه بود ، پیکر نیمه جان جوانی را که ادعا می کرد فرزندش است ، به بیمارستان منتقل کرد. پزشکان بیمارستان تلاش گسترده ای را برای نجات وی آغاز کردند اما در نهایت تلاشهای آنها بی نتیجه ماند.با مرگ این جوان ، ماموران به بازجویی از پدر وی که شاهد ماجرای قتل بوده پرداختند که وی در بازجویی ها گفت : قاتل خواهرزاده همسرم به نام افشین است . زمانی که پسرم در مغازه جگرکی خود مشغول کار بود ، افشین به مغازه اش آمد و به خاطر اختلافاتی که با یکدیگر داشتند او را به قتل رساند.با اظهارات پدر مقتول ، ماموران جوان فراری را دستگیر کردند.با دستگیری متهم به قتل ، وی با اعتراف به قتل پسرخاله اش در مراحل مختلف بازجویی درباره انگیزه خود از قتل ، اظهارات متناقضی بیان کرد و درنهایت گفت پسرخاله اش را در نزاعی به خاطر اختلافات مالی به قتل رسانده است . از آنجا که اظهارات متناقض این جوان و سوابق او این احتمال را به وجود آورده بود که وی جنون دارد ، متخصصان پزشکی قانونی او را معاینه کردند که سرانجام احتمال جنون وی رد شد و پرونده برای صدور رای نهایی به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد.

صدایی شیطانی

در جلسه روز گذشته دادگاه که در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران و به ریاست قاضی کوه کمره ای برگزار شد ، پس از توضیح کیفرخواست توسط صفر خاکی به عنوان نماینده دادستان ، پدر مقتول تقاضای قصاص متهم را کرد.در ادامه ریاست دادگاه از پدر مقتول که در زمان جنایت شاهد قتل بوده ، خواست به توضیح ماجرا بپردازد که وی گفت : مدتی قبل از زمان قتل ، متهم از پسرم خواست برای زیارت با هم به عراق بروند اما او پس از عبور از مرز گفته بود برای خرید اسلحه آمده است و قصد دارد پس از خرید اسلحه به ایران برگردد و خانواده و همسرش را به قتل برساند اما احمد مانع خرید اسلحه شده و او را به ایران بازگردانده بود و همین مساله باعث ایجاد اختلاف بین آنها شد.پس از بازگشت به ایران ، وی دایم مزاحم پسرم می شد و با تهدید به او می گفت ، چون تو مانع خرید اسلحه شده ای ، باید از تهران برایم اسلحه ای تهیه کنی وگرنه یا خودم را می کشم یا یک نفر دیگر را به قتل می رسانم .روز حادثه سر همین موضوع نزاع سختی بین آنها درگرفت که او با چاقو پسرم را به قتل رساند.بکش تا بیدار شوی در جلسه دادگاه پس از درخواست قصاص از سوی خانواده مقتول ، قاضی کوه کمره ای از متهم خواست از خود دفاع کند که وی گفت : از مدتها قبل صدایی دایم به من می گفت باید از خواب بیدار شوی . وقتی از او می پرسیدم چطوری باید این کار را بکنم ، صدا به من می گفت باید خودت را بکشی و من هم برای آن که به درخواست صدا پاسخ بدهم ، بارها به وسیله برق و سیانور تصمیم به خودکشی گرفتم اما هرگز موفق نشدم .سرانجام این صدا یک روز به من گفت : اسلحه ای بخر و با آن خودت را بکش . من هم پس از پرس وجو فهمیدم می توانم از عراق اسلحه تهیه کنم و تصمیم گرفتم به آنجا بروم و پس از خرید اسلحه ، خودکشی کنم . از پسرخاله ام خواستم همراه من به عراق بیاید. به او گفتم : برای زیارت می رویم و به این ترتیب او را راضی کردم. در راه نقشه خودکشی را به او گفتم ، اما او به من می گفت تو باید در بیمارستان بستری شوی تا حالت خوب شود اما من اصلا حرفهایش را نمی فهمیدم و تنها به آن صدا فکر می کردم . به خاطر آن که اسلحه نداشتم و دلم برای خانواده ام تنگ شده بود ، آنجا نتوانستم خودکشی کنم.به ایران بازگشتیم و چند روز بعد به مغازه پسرخاله ام رفتم ، اما متوجه شدم او به خاطر اختلافات مالی که بعد از سفر به عراق با من پیش آمده بود، از دست من ناراحت است و سر همین موضوع با یکدیگر درگیر شدیم که من چاقویی از مغازه اش برداشتم و چند ضربه به او زدم که باعث مرگش شد. متهم به قتل در ادامه گفت : صداها و افکار عجیب و غریب زندگی ام را فلج کرده بود و دیگر نمی توانستم بدرستی فکر کنم و به خاطر همین این اتفاق افتاد.با اظهارات این جوان و با توجه به آن که نتایج پزشکی قانونی در مورد احتمال جنون وی منفی بوده است ، دادگاه در مهلت قانونی رای خود را صادر خواهد کرد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها