در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با شناسایی متهمان پرونده، بلافاصله طرح مهار اجرا شد، اما متهمان که باخبر شده بودند پلیس در چند قدمی آنهاست، خودروی قربانی را در یکی از خیابانهای فرعی شهرستان قائمشهر رها کردند و به فرارشان ادامه دادند. این تعقیب و گریز ادامه داشت تا اینکه یکی از متهمان در همان روزهای اولیه به دام افتاد و دومین متهم پرونده دو ماه پس از جنایت در حالی که در یکی از شهرهای شمالی زندگی مخفیانهای را آغاز کرده بود، دستگیر شد.
کارآگاهان جنایی اوایل فروردین امسال در جریان جنایتی هولناک در باغی در یکی از شهرستانهای مازندران قرار گرفتند. اعلام این خبر کافی بود تا گروهی از کارآگاهان جنایی وارد عمل شوند. آنها پس از ورود به باغ با جسد پسری جوان به نام داریوش مواجه شدند که به طرز فجیعی به قتل رسیده بود. معاینههای اولیه پزشکی قانونی مشخص کرد این پسر ساعاتی قبل از کشف جنازه با ضربات جسمی نوک تیز و سنگین به قتل رسیده است. در تحقیقات میدانی، بیلی نزدیک جسد پیدا شد که آثار خون روی آن، نشان میداد داریوش به وسیله آن کشته شده است.
از آنجا که خبر کشف جسد را یکی از همسایهها به پلیس گزارش کرده بود، ماموران به تحقیق از این فرد پرداختند. مرد میانسال در اینباره گفت: ساعاتی پیش داریوش را سوار خودروی پژو پارس دیدم که وارد باغ شد. او دو مرد را که کارگر فصلی بودند، برای انجام کارهای باغ به خدمت گرفته بود. تصمیم گرفتم از داریوش درباره وضع کارگران و دستمزدشان بپرسم. وقتی به باغ داریوش رسیدم، دیدم در باز است. هر چه داریوش را صدا زدم جواب نداد. وارد شدم و در گوشهای از باغ، او را دیدم که روی زمین افتاده و از کارگران خبری نبود. بلافاصله با پلیس تماس گرفتم و موضوع را اطلاع دادم.
کارآگاهان در ادامه سراغ خانواده داریوش رفتند و زمانی که به صحبت با پدر مقتول پرداختند، راز این جنایت هولناک برملا شد. پدر داریوش در این رابطه به پلیس گفت: چند روز قبل دو کارگر جوان را که کارگر فصلی بودند، به باغ بردم تا کارها را انجام بدهیم. هیچ شناختی از آنها نداشتم. فقط مدارک هویتی دو مرد جوان را دیدم و بعد از آن بدون آنکه کسی ضمانت آنها را بکند، با موافقت من مشغول به کار شدند. امروز ـ روز حادثه ـ از پسرم خواستم تا برای رسیدگی به آنها و انجام کارهای باغ به آنجا برود. او هم قبول کرد و حتی با من تماس گرفت و گفت در راه باغ است. مطمئن هستم داریوش تنها به باغ رفت. از طرفی او اصلا اهل دعوا و درگیری نبود و دشمنی نداشت که نقشه قتل او را کشیده باشد و نمیدانم پسرم را با چه انگیزهای کشتهاند.
طرح مهار
با بررسیها مشخص شد دو کارگر جوان که اهل یکی از شهرستانهای مرزی کشور هستند، پا به فرار گذاشتهاند. فرار متهمان نشان میداد آنها در این جنایت دست دارند. نبود خودروی پژو پارس حکایت از آن داشت که عاملان این جنایت با خودروی داریوش متواری شدهاند. به همین دلیل شماره پلاک خودروی قربانی به تمام واحدهای گشت انتظامی استان مازندران اعلام شد و بررسیها برای یافتن دو متهم فراری ادامه یافت.
رئیس پلیس آگاهی استان مازندران درباره این پرونده میگوید: متهمان پرونده دو مرد جوان اهل یکی از شهرستانهای شرق کشور بودند. با شناسایی هویت متهمان، از طریق کارهای اطلاعاتی خانواده آنها شناسایی شدند و به این ترتیب نقشه متهمان که قصد داشتند بعد از پیوستن به خانوادههایشان با آنها از کشور خارج شوند، با شکست مواجه شد.
سرهنگ عظیمی ادامه میدهد: از آنجا که دو مرد جوان با خودروی قربانی متواری شده بودند، فورا طرح مهار به اجرا درآمد. متهمان که هنگام فرار در خروجی شهر متوجه گشت پلیس شده بودند، مجبور شدند خودروی داریوش را در یکی از خیابانهای فرعی شهرستان قائمشهر رها کنند، اما در این مدت پلیس مسیر فرار آنها را شناسایی کرده بود و آنها را تعقیب میکرد. در نهایت رد یکی از متهمان در یکی از شهرهای مرزی شناسایی و وی در عملیاتی ضربتی دستگیر شد و دومین متهم پرونده که عامل اصلی این جنایت بود، پس از دو ماه فرار سرانجام به دام افتاد.
اعتراف به قتل
متهمان پس از دستگیری برای تحقیقات به اداره آگاهی استان مازندران انتقال یافتند. متهم اصلی پرونده که ساسان نام دارد، درباره این جنایت گفت: روز حادثه داریوش به باغ آمد و بعد از کلی حرف و دستور گفت کارتان را خوب انجام ندادهاید. سر همین موضوع باهم دعوایمان شد. دعوا بالا گرفت و دست به یقه شدیم. داریوش یقه بهروز (متهم ردیف دوم) را گرفته بود و بهروز حریف او نبود. من که دوستم را در خطر میدیدم، میخواستم او را از زیر کتکهای داریوش نجات بدهم، اما با دست خالی نمیشد چنین کاری کرد. در آن لحظات بشدت عصبانی بودم و نمیتوانستم خودم را کنترل کنم. نگاهی به اطراف انداختم و بیلی را در گوشه باغ دیدم. آن را برداشتم و ضربهای از پشت به سر داریوش زدم. او یقه پیراهن بهروز را رها کرد و نقش زمین شد. درگیری بین ما بالا گرفته بود و من خیلی عصبانی بودم، از طرفی اگر داریوش را به همان حال رها میکردیم قطعا از ما شکایت میکرد. به همین دلیل با بیل چند ضربه به سرش زدم تا او را به قتل برسانم. داریوش بعد از چند لحظه زیر ضربات بیل جان خود را از دست داد و من و بهروز فرار کردیم.
متهم به قتل ادامه داد: میخواستیم سراغ خانوادههایمان که در یکی از شهرهای استان گلستان بودند، برویم و با آنها از کشور خارج شویم که فهمیدیم پلیس آنها را شناسایی و خانه را محاصره کرده است. رفتن نزد آنها به این معنی بود که با پای خود سراغ پلیس رفتهایم. به همین دلیل نقشه را تغییر دادیم و تصمیم گرفتیم مدتی زندگی مخفیانه داشته باشیم تا آبها از آسیاب بیفتد و فرصت مناسب برای فرار به وجود بیاید، اما در نهایت توسط پلیس دستگیر شدیم.
متهمان پس از اعتراف به جنایت با قرار بازداشت موقت روانه زندان شدند.
کنترل خشم؛ مهارتی اکتسابی
احمد اخشابی ـ روانشناس
دو کارگر فقط به این دلیل که صاحبکارشان از کار آنها اظهار نارضایتی کرده، نزاعی را آغاز میکنند که پایان آن قتل است. این موضوع نشان میدهد دو متهم بویژه عامل اصلی قتل تسلط کافی بر رفتار خود نداشته و در کنترل هیجاناتش ناتوان بوده است. خشم، هیجانی عمومی است به این معنی که تمام انسانها دچار این هیجان میشوند، بنابراین اگر عصبانی شدیم، اتفاق عجیب و ناگواری نیفتاده است و آنچه اهمیت دارد، کنترل خشم است. کنترل خشم مهارتی اکتسابی است که افراد در طول زندگی بویژه در دوران رشد از طریق خانواده، مدرسه و آموزشهای عمومی به دست میآورند. بسیاری از جوانان به دلیل ناآگاهی از این مهارت و همچنین به موجب ویژگیهای سنی در کنترل خشم ضعیف عمل میکنند. به همین سبب است که میبینیم جوانان بیش از افراد میانسال وارد نزاعهای خیابانی میشوند یا دست به قتلهای اتفاقی میزنند. بنابراین باید در این ارتباط آموزشهایی همگانی را آغاز و گروه سنی جوان را به عنوان جامعه هدف تعیین کرد تا به آنها برخی مهارتها را که برای برخورداری از زندگی سالم لازم است آموزش داد. در این خصوص غفلتهای زیادی شده، اما کارهای مفیدی نیز صورت گرفته است. بهعنوان مثال اخیرا اعلام شده وزارت ورزش و جوانان درصدد راهاندازی کلینیک کنترل خشم است. چنین کارهایی اگر فراگیر و سطح پوشش آموزشها گسترده شود، در میان مدت و درازمدت اثرات مثبت خود را نشان خواهد داد.
مرجان رضایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: