در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هلند با گلهایش به اسپانیا همه چیز را به هم ریخت، فان خال فکرش را نمیکرد، زبان دل بوسکه هم بند آمده بود، محاسبهها همه بر باد رفته بود. فوتبال را آدمها بازی میکنند، آدمهایی که در زندگیشان بیهیچ محاسبهای عمرشان را به فوتبال دادهاند، یکشبه ستاره و میلیونر شدهاند. با کدام محاسبه بازی یک نفر صد میلیون دلار ارزش مییابد؟ فوتبال در اقتصادش، در سیاستش و در بازی اش اهل محاسبه نیست، هر محاسبهای را بر هم میزند، حتی برای طرفداریاش کسی حق محاسبه ندارد، باید دوست داشته باشی، بیهیچ منطقی. آنالیستها شیفته کدام تیم میشوند؟ ایران را برای شیفتگی نمیتوانند انتخاب کنند، اما ما اینجا اگر فکر کنیم که در جام جهانی به هیچ جا نمیرسیم، آنالیست محاسبهگری بیش نیستیم.
در فوتبال نقشه میکشی، اما نباید روی نقشههایت حساب کنی، در فوتبال محاسبه میکنی اما این تو هستی که در لحظه کار حریف یا کار خودت را تمام میکنی. ناامیدی در فوتبال حماقت بار است، کارلوس کرش هم بیهیچ حماقتی از متحیرکردن دنیا گفته، رویاپردازانه است، اما احمقانه نیست، ادعایی که در خود جنون دارد، اما در خود حماقت ندارد. کارلوس کرش هرگز مربی گزافهگو و رویاپردازی نبوده، اما در آستانه اولین بازی تیمش در جام جهانی همان جنونی در حرفهایش پیدا شده که باید باشد، چیزی بسان همان مشت گرهکردهاش مقابل مربی کره جنوبی. کرش حالا دیگر رو آورده به آخرین حقههای پیش از بازی، به سادهترین و تکراریترین حقهها، به همین جملههایی که هوای یک تیم را عوض میکند، به این جملههای همیشگی مربیان، این روش انرژیزایی که تکراری است، اما مگر شوت، پاس و دریبل در فوتبال تکراری میشود که این روشها کاربرد نداشته باشند. همچنان با همین حرفها باید برد، همچنان با همین حرفها همه محاسبات را باید به هم ریخت، با همین حرفها باید به محاسبه گرها دهنکجی کرد.
فوتبال بیرویاپردازی و بیجنون و بیحرف گزاف چه دارد؟ دل بسته به حرف کرش بازیهای ایران را تماشاکنیم، حتی اگر منتقد سرسخت او در فوتبال ایران هستیم یا منتقد این فوتبال دولتی بیحساب. ممکن است شکستهای فراموشنشدنی یا پیروزیهای اعجابآوری منتظرمان باشد، اما بیمحاسبه فوتبال ببینیم، فوتبال بیرونش محاسبه میخواهد، بیرونش آنالیز میخواهد، اما فوتبال را سرانجام آدمهایی بازی میکنند که در چشم برهمزدنی میتوانند مرگبار اشتباه کنند یا معجزهآسا گل بزنند. تیمها گاهی کلاه از سر برمیدارند و خرگوشی از کلاهشان بیرون میپرد، گاهی عصایشان به دسته گلی تبدیل میشود. این شعبده فوتبال است، نه شعبده بازی یک نفر روی یک صحنه، این کلاهبرداری فوتبال است، کلک تکراری یک شعبدهباز نیست. به فوتبال دل ببندیم، به خود خودش و رویاهایی که میسازد. وام از این جمله کارلوس کرش: دنیا را متحیر میکنیم.
فرشاد کاسنژاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: