فن‌پرسی علیه اسپانیا

دویدن روی آتش

نمایش هلند برابر اسپانیا، یک نمایش سحرآور بود؛ یک جادوی تمام‌عیار که همه را مبهوت کرد. تیمی که اسپانیای قهرمان را مثل یک حیوان بی‌دفاع سلاخی و تکه‌تکه می‌کرد. یک سلاخی بی‌رحمانه که در طول سالیان اخیر هرگز سابقه نداشت. چه آن که روخوبلانکو خود در تمام این سال‌ها با اسلحه‌ای چون تیکی‌تاکا یک سلاخ تمام‌عیار بود که به هیچ تیمی رحم نمی‌کرد، اما جلاد قرمز سرانجام از اریکه قدرت به زیر کشیده شد و چه بی‌رحمانه. یک سرنگونی محض که به نظر یک انتقام تمام‌عیار برای تمام یک دهه گذشته بود؛ دهه‌‌ای که ماتادورها همه رقبا را با بی‌رحمی تمام نابود می‌کردند.
کد خبر: ۶۸۳۹۶۲

هلند برای این ماموریت، اما فکر همه جا را کرده بود؛ تیم جوان و باانگیزه با مشتی بازیکن کمتر دیده شده و البته چند ستاره دانه درشت. تیمی با یک فوتبال تکضرب و بده ـ بگیر به سبک دوران توتال فوتبال برای مقابله با تیکی‌تاکا. تاکتیکی که عملا بدل به ضد خود شد؛ آنتی‌تاکتیک برابر تاکتیک.

با وجود این برای رسیدن به هدف و نابودی حریف نیاز به یک ژنرال بود. ژنرالی که البته کیفیت، توانایی، اعتبار و آوازه‌اش دست کمی از ستاره‌های ریز و درشت ماتادورها نداشته باشد و از منظر کیفی و کمی تنه به تنه بزرگ‌ترین ستاره‌های رقیب بزند. ستاره‌ای که البته در ترکیب هلندی‌ها با بازوبند کاپیتانی حسابی توی چشم بود.

در شب سحرآور هلندی‌ها این ستاره نقش اول بود. ستاره که نه، فوق‌ستاره واقعی که تلالو چشمنوازش به اندازه‌ای خیره‌کننده بود که همه چشم‌ها را خیره کرد. ستاره‌ای دوست‌داشتنی که در چند سال اخیر بی‌تردید بهترین هلندی فوتبال اروپا بوده و در کیفیت و کمیت حتی از آرین روبن دوست‌داشتنی جلوتر قرار گرفته است. مردی که با لباس منچستریونایتد در فصل گودبای پارتی سرالکس یک تنه منچستر را قهرمان کرد و نشان داد کلاسی متمایز با بقیه ستاره‌های هلندی دارد.

روبین فن‌پرسی، پسر خلف لوئیز فن‌خال مرد اول برد رویایی نارنجی‌ها بود. او که پیش از جام گفته بود برای فن‌خال حاضر است با پای برهنه روی آتش هم راه برود، در تکرار فینال 2010 این ادعا را بخوبی ثابت کرد و با بی‌پروایی روی آتش راه که نه بلکه دوید! دویدنی که به دیگر جوان‌های نارنجی اعتماد به نفس داد تا حماسه نارنجی خلق شود. فن‌پرسی از ثانیه نخست با بازوبند کاپیتانی در خط حمله تیمش لحظه‌ای آرام و قرار نداشت و وقتی تیمش با پنالتی ژابی آلونسو از قهرمان جهان عقب افتاد، همه کار کرد تیمش به بازی بازگردد و دست آخر با یک ضربه سر تماشایی یک سوپرگل را به تور دروازه کاسیاس دوخت تا آتش‌بازی لاله‌ها آغاز شود. ستاره‌ای که با بازوبند کاپیتانی بی‌تردید گل سرسبد دسته گل نارنجی محسوب می‌شد و نشان داد این همه اعتماد و اعتقاد فن خال به او بیهوده نبوده است. فن‌پرسی در نیمه دوم تیر خلاص را زد، آنجا که با تیزچنگی و زیرکی توپ را از کاسیاس قاپید و دروازه اسپانیا را برای بار چهارم گشود تا آخرین میخ را بر تابوت ماتادورها بکوبد.

دبل فن‌پرسی آینه تمام‌قدی بود از کاپیتانی که یک‌تنه اسپانیا را نابود کرد. او که در تمام این سال‌ها بارها و بارها نیش خود را در تن تیم‌های باشگاهی اسپانیا از بارسا تا رئال فرو کرده، این بار نیز زهر خود را به ماتادورها ریخت و یک‌تنه تاج و تخت اسپانیا را ویران کرد. یک فن‌پرسی علیه یک تیم و علیه یک ملت. بله، یک فن‌پرسی برای کل اسپانیا کافی بود!

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها