روزگارسپری شده مردم سالخورده

عکس پیرمرد از روی دیوار اتاق به آنها لبخند می زند، هر روز. لبخند خودش را اما کسی ندیده توی این چند روز. بچه ها تصمیمشان را گرفته اند. این لحظه های آخر، حتی دلتنگی هم سراغشان آمده است
کد خبر: ۶۸۳۷۷
، اما پیرمرد بی اعتنا به دل دل کردن بچه ها، لباسهایش را ریخته توی کیف مشکی رنگی که یادگار سفر مکه است.
شاید مثل همان روزی که دوست و همکار 50 ساله اش چمدان خاطراتش را بست و رفت گوشه خانه سالمندان. حالا بهتر از هرکسی می تواند، بغضی را که مدام توی گلوی رفیقش بالا پایین می رفت حس کند.
پیرمرد نشسته روی تخت همیشگی اش و به جایی فکر می کند که از فردا قرار است برای تن رنجور و خسته اش از درد کهنسالی ، پناه شود یا شاید هم به سقفی برای گذران روزهای نسیان و فراموشی . خودش هم نمی داند؛!
تنها چیزی که این روزها بیشتر ازهمه برایش ملموس است ، سالخورده های پارک هستند که انگار هر روز بیشتر می شوند. پیرمرد روزنامه نمی خواند. با آمارها بیگانه است.
نمی داند در ایران هر 20تا 30سال یکبار، جمعیت سالمند 2برابر می شود و در فرانسه هر 115سال یکبار. در دنیای آمارها، اما حقیقت معنا می شود و پیرمرد این فاصله را می فهمد. فاصله ای که مساوی است با تفاوت در توان جامعه برای پذیرش جمعیت سالمند.
پیرمرد، امروز جزو جمعیت 4میلیون و 700هزار نفری سالمندان کشور است و بچه هایش جزو 26میلیون سالمند سال 1430.بچه ها هم این را نمی دانند. سالمندی یک فرآیند اجتناب ناپذیر برای همه افراد جامعه است.
براساس تعریف سازمان بهداشت جهانی ، سالخوردگی به معنای فرسودگی ساختمان ارگانیسم بدن است که بر اثر دخالت زمان به وجود می آید. فرسودگی که دلیل ناتوانی نیست.
به هرحال یک نگاه به صفحه آگهی های روزنامه ها مساوی است با کشف یک رابطه ساده : بالارفتن تعداد سالمندان در جامعه و ارتباط مستقیم آن با افزایش تعداد خانه های مراقبت و نگهداری از سالمند. پشت کادرهای کوچک آگهی ها دنیایی از نشانه ها پنهان است ، باورکنید.
نادعلی ، مدیر یکی از آسایشگاه های سالمندان در این باره می گوید: افزایش خانه های سالمندان در سطح شهرها بر اساس رابطه عرضه و تقاضا امکانپذیر شده است و قطعا اگر درخواست و میل خانواده ها نباشد به تعداد خانه های سالمندانی که مجوز وزارت بهداشت هم دارند اضافه نمی شود.
از این نظر جامعه موظف است شرایط و امکانات مناسب برای رفع نیازها و خواسته های سالمندان و درنتیجه تامین رفاه و سلامت آنها را فراهم کند، درحالی که به عقیده بهرام دلاور، مدیرکل سلامت و جمعیت وزارت بهداشت ، افراد در ایران 15سال زودتر از سن تقویمی سالمند می شوند و نیاز به خدمات حمایتی از سوی خانواده پیدا می کنند.
براین اساس احداث مراکز شبانه روزی مراقبت و نگهداری از سالمندانی که به هر دلیلی از امکان زندگی در جمع یک خانواده برخوردار نیستند، یکی از اولویت های اصلی سازمان هایی نظیر بهزیستی است.
اما نادعلی در ادامه با اشاره به امکانات وسوسه کننده موجود در آسایشگاه ها و خانه های نگهداری سالمند می گوید: خدمات مختلفی در این موسسات ارائه می شود که با توجه به نیازهای قشر سالمند برنامه ریزی شده اند؛ خدماتی نظیر رسیدگی به بهداشت ، سلامت و درمان ، توانبخشی ، فیزیوتراپی و انواع خدمات روان شناسی.
همین طور کنترل وضعیت تغذیه سالمندان و ایجاد شرایط استاندارد و ایمن در تفریح و ورزش.
سید حسن موسوی ، مدرس دانشگاه و مددکار اجتماعی در این باره می گوید: با تبدیل شدن خانواده های گسترده به هسته ای والدین گمان می کنند زودتر از آن که باید از جریان زندگی و فرزندانشان کنار گذاشته شده اند، همین مساله موجب کاهش اعتماد به نفس آنها و اسقبالشان از این حس می شود که دیگر پیر شده اند و موجودی اضافی و دست و پا گیرند.
فرشته علیزاده ، کارشناس ارشد جامعه شناسی نیز معتقد است: خانواده های هسته ای محصول دنیای مدرن هستند که بر اثر تغییر و تحول در مناسبات اجتماعی مثل وضعیت اقتصادی ، کاری و در نتیجه به وجودآمدن رابطه ای جدید با نام کار ماشینی شکل گرفته اند.
این تغییر از خانواده های گسترده به هسته ای به نحوی است که در آن محیط خانه تنها پذیرای پدر، مادر و فرزند یا فرزندان آنهاست.
در این سیستم ، تعریفی برای حضور پدربزرگ ها و مادربزرگ ها ارائه نشده است. این استقلال در تمامی روابط خانوادگی نمود پیدا می کند و کم توجهی به سالمندان یک خانواده ، از این نوع است.
این کم توجهی در بعضی مواقع به آزار سالمندان در خانواده ها منجر می شود. این نظرات دکتر فربد فدایی ، روانپزشک در این زمینه است : افراد سالمند ممکن است از نظر جسمی یا روانی یا مالی مورد آزار قرار بگیرند.
سالمند آزاری روانی به شکل بی اعتنایی به افراد سالمند خانواده ، بی محبتی نسبت به آنها و بی توجهی به نیازهای روانی آنها از محبت و احترام است.
سالمند آزاری جسمی به شکل بی توجهی به نیازهای تغذیه ای و استراحت سالمندان نمود پیدا می کند که در مواردی اندک به صورت خشن تر و ضرب و جرح افراد سالمند نیز در می آید. در سالمند آزاری مالی ، فرزندان یا نوه ها یا افراد مراقب سالمندان با تحت فشار قرار دادن آنان از امکانات مالی آنها استفاده یا اموال آنها را به نفع خود ضبط می کنند.
متاسفانه این پدیده چه در کشورهای غربی و چه در کشور مادرحال شیوع است ؛ هرچند به علت ویژگی های مذهبی و ملی ما رواج کمتری دارد. در این میان مشغله های زندگی ماشینی باعث می شوند نگهداری و مراقبت از سالمندان به معضلی بزرگ برای خانواده ها تبدیل شود، معضلی که با سپردن سالمندان به خانه های سالمندان رفع می شود.
اما بسیاری براین عقیده اند مهمترین علتی که باعث می شود تا سالمندان از جمع خانواده خود به مراکز نگهداری افراد سالخورده سپرده شوند بیماری آنها و فقر مالی خانواده هایشان است تا جایی که سرپرست یکی از آسایشگاه های سالمندان می گوید: بیشتر خانواده ها توان مالی نگهداری و تامین هزینه های سلامت و رفاه سالمندان را ندارند و همین موضوع سبب بروز اختلاف و طرد سالمندان می شود.
دکتر نوروزی ، روان شناس هم معتقد است : در بعضی موارد سالمندان با مشکلات وبیماری های جسمی و روانی مختص دوران کهنسالی روبه رو هستند؛ بیماری هایی که به دلیل ناتوانی در پذیرش و همراهی از سوی فرزندان به معضلی بزرگ تبدیل می شوند و حتی موجبات ناراحتی و نارضایتی فرزندان را هم به وجود می آورند.
دراین موارد اگر فرزندان از توان مالی خوبی برخوردار باشد و سالمند هم درخانه ای مجزا از فرزندان زندگی کند، با استخدام پرستار به نوعی وظیفه فرزندی خود را به جا می آورند؛ اما اگر سالمند با آنها در یک خانه و بخصوص یک آپارتمان کوچک ساکن باشد، خانواده ها بیشتر به سپردن پدر ومادرهای پیر خود به خانه های سالمندان تمایل پیدا می کنند. در مواردی هم به دلیل عدم تمکن مالی یا حتی قطع پیوند عاطفی خود با سالمند، او را در خیابان رها می کنند.
کارشناسان علم روان شناسی و مشاوره همچنین بر این باورند که بسیاری از سالمندان از اختلالات افسردگی (روانی) سالمندی رنج می برند؛ از این نظر مهمترین علت اختلالات روانی در سالمندان زمانی به وجود می آید که به خانه های سالمندان سپرده می شوند.
کابوس وحشتناک تنهایی در خانه های سالمندان شاید اولین تصویری است که بر ذهن جماعت سالخورده می نشیند؛ تصویری که با سایه کردن غروب روی سقف آسمان شروع می شود و به سکوتی که آهسته و آرام داخل آسایشگاه پرسه می زند ختم می شود؛ تصویری که در تمام روزها تکرار می شود، بی هیچ تغییری.
ازدست دادن حس ارزشمند بودن ، چیزی است که بسیاری از ساکنان خانه های خاکستری نگهداری از سالمندان به آن رسیده اند؛ موضوعی که در کنار نیاز به دوست داشته شدن ، محبت دیدن و ایجاد یک تعامل با فرزندان و نوه ها جزو اصلی ترین خواسته های سالمندان به شمار می روند و بی توجهی به آنها سلامت روانی قشر سالمند را به خطر می اندازد. با این حال خانه های سالمندان همیشه هم به عنوان نهادهایی ناخوشایند، محصول دنیای ماشینی و شهری امروز به شمار نمی آیند.
در این میان عده ای هم بر این باورند که در نگرشی جدید به کارکرد آسایشگاه های سالمندان ، آنها به نیاز واقعی خود سالمندان تبدیل می شوند؛ نیاز به زندگی در شرایطی بهتر و سالمتر.
برای مثال دسترسی سریع به پزشک و متخصص در شرایط اضطراری در بسیاری از خیابان های شلوغ و پر ترافیک و کوچه های باریک با اتلاف وقت زیادی همراه می شود. در حالی که یک سالمند با زندگی در یک آسایشگاه استاندارد از امکان دریافت خدمات اورژانسی به موقع برخوردار است . بحث تغذیه صحیح جماعت سالمند یکی دیگر از مزایای زندگی در خانه های سالمندان است ؛ چراکه آنها به غذاهایی نیاز پیدا می کنند که عموما با غذای کودکان و بزرگسالان یعنی نوه ها و فرزندانشان متفاوت است.
از این نظر با افزایش سن نیاز به انرژی کاهش می یابد، اما همزمان با کاهش نیاز به انرژی به دلیل کم شدن فعالیت های فیزیکی ، نیاز به مواد مغذی بالا می رود.
به هرحال ادعای این که خانه سالمندان هم می توانند جای خوبی باشند، نیاز به رضایت ساکنان دایمی آنها دارد؛ سالخوردگانی که انگار هر روز بی حوصله تر می شوند از دیروز.

مینا مولایی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها