این زن پنجاه ساله متهم است جوانی را از پنجره خانهاش به پایین پرت کرده و به قتل رسانده است. هرچند طبق خواسته اولیایدم، متهم با مجازات قصاص روبهرو نیست اما فعلا باید در زندان بماند. این زن که دو هفته قبل در شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شده، منکر ارتکاب قتل است اما ادعای او مبنی بر بیگناهیاش مورد قبول اولیایدم و نماینده دادستان نیست و آنها دلایلی را مطرح میکنند که از گناهکار بودن فرشته حکایت دارد.
ثقوری، نماینده دادستان تهران که از کیفرخواست دفاع کرده است، میگوید: فرشته متهم است جوانی به نام نادر را از پنجره به پایین پرت کرده و به قتل رسانده است. طبق تحقیقات پلیس، فرشته بهدلیل اختلافاتی که با نادر داشت و برای انتقامگیری، او را به خانهاش کشاند و در فرصت مناسب به لبه پنجره برد و به قتل رساند. گزارش ماموران پلیس نیز نشان میدهد این جوان بعمد به پایین پرت شده است. هرچند فرشته مدعی شده در قتل نقشی نداشته و هنگام حادثه در محل نبوده اما اظهارات شاهدان حادثه حکایت از آن دارد که مقتول و متهم درگیریهای شدیدی باهم داشتند.
نماینده دادستان تهران درباره نحوه آشنایی مقتول و متهم میگوید: آنها همسایه بودند. کیفرخواست طبق اسناد قوی و محکم که شامل اظهارات شهود پرونده، گزارش ماموران پلیس، گزارش معاینه پزشکی قانونی و اظهارات متناقض و بلاوجه متهم است، تهیه شده و از نظر دادسرا فرشته مجرم است. بر همین اساس نیز از دادگاه درخواست صدور حکم قانونی را دارم.
قصاص نمیخواهم
پدر نادر گفتههای نماینده دادستان تهران را تائید میکند و میگوید پسرش با فرشته دشمنی نداشت اما این زن، او را مورد ضرب و جرح قرار داد. او میگوید: فرشته به نادر شک کرده بود ومیگفت او ازخانهاش سرقت کرده است در حالی که پسرم پول داشت و من هم وضعم بد نبود. من و پسرم باهم زندگی میکردیم و میتوانستیم زندگیمان را اداره کنیم. فرشته به خانه ما رفت و آمد داشت و چون زنی تنها بود، نادر گاهی کارهایش را انجام میداد تا اینکه یک روز قبل از حادثه نادر به خواست فرشته به خانه او رفت و دیگر نیامد. فرشته قبلا گفته بود میخواهد بفهمد چه کسی از خانهاش دزدی کرده است؟ میدانستم پسرم سارق نیست ضمن اینکه او مرد بود و از عهده خودش برمیآمد. به همین دلیل نگرانش نشدم. فکر میکردم چند ساعتی صحبت میکنند و بعد نادر برمیگردد اما اینطور نشد و جسد پسرم را به من تحویل دادند.
پیرمرد که از مرگ پسر جوانش خیلی ناراحت است، درباره اینکه چرا شکایت خود را ماهها بعد از قتل به دادسرا فرستاد، توضیح میدهد: اول به ما گفتند نادر خودکشی کرده اما بعد از تحقیقات مشخص شد او را کشتهاند و من هم شکایت کردم. نمیخواستم بیدلیل به کسی تهمت بزنم. پسرم را خیلی دوست داشتم. او به من رسیدگی میکرد و نمیگذاشت سختی بکشم. خیلی عذاب میکشم. حالا که مشخص شده این زن عامل قتل است، درخواست مجازات متهم را دارم.
این مرد به عنوان تنها ولیدم گفته حاضر نیست برای قاتل فرزندش درخواست قصاص کند و فقط دیه قانونی میخواهد: اینکه کسی دیگر اعدام شود، چه فایدهای برای من دارد. من دلم نمیخواهد به خواست من، کسی دیگر از این دنیا برود. خداوند در مورد سرنوشت آدمها تصمیم میگیرد ضمن اینکه فرشته هم فرزند دارد. هرچند مادر خوبی برای آنها نبوده اما بازهم مادر است و نمیخواهم فرزندانش که در این موضوع نقشی نداشتند، عذاب بکشند. من از حق خودم میگذرم و درخواست قصاص نمیکنم اما فرشته باید دیه بپردازد. او باید بداند کشتن آدم راحت نیست و تاوان دارد. پسرم کاری نکرده بود که لایق مرگ باشد با اینکه فرشته زن تنهایی بود و کارهایش را به پسر من میسپرد، نادر هیچوقت به او نگاه بدی نداشت و همیشه مثل یک برادر کنارش بود.
من بیگناه هستم
فرشته همه اتهامات را انکار میکند. او میگوید: من اتهام قتل را قبول ندارم. مرگ نادر تقصیر من نبود. اصلا آن زمان در خانه نبودم که بخواهم کسی را از پنجره به بیرون پرت کنم.
این زن میگوید: تنها زندگی میکردم و دوستانم بیشتر اوقات خانه من بودند. چند روز قبل از حادثه سعید ـ یکی از بچههایی که باهم مواد میکشیدیم ـ به خانهام آمد. او شیشه مصرف کرده بود و به من گفت دستت را روی مبل بگذار، میخواهم آن را با چکش بشکنم. خیلی ترسیدم و به خانه نادر رفتم. ما همسایه بودیم و یکی از پنجرههای خانهام به حیاط خانه آنها باز میشد. به نادر گفتم سعید توهم زده، باید کمکم کنی. از او کمی مواد خواستم تا حالم بهتر شود و بعد موضوع را به پلیس خبر بدهم. مواد را که به من داد، دیگر متوجه چیزی نشدم.
روی زمین افتادم و عصر روز بعد بیدار شدم. قبلا هرگز اینطور نشده بودم. بلند شدم و به خانه رفتم. دیدم همه اثاثیه خانهام را بردهاند. فقط مبلها مانده بود. حتی یخچال را هم برده بودند. سرقت را به پلیس گزارش دادم. فکر میکردم کار سعید است. وقتی ماموران آمدند، گفتند کدام دزدی وسایل را سرقت میکند و بعد هم در خانه میماند؟ اگر سعید سارق بود که خودش در خانه تو نمیماند. فکر نمیکردم نادر در این سرقت نقش داشته باشد. به او خیلی اعتماد داشتم. وقتی سعید رفت، به نادر گفتم سعید وسایلم را دزدیده و از او کمک خواستم اما نادر هیچ کاری برایم نکرد. او به خانه من رفتوآمد میکرد و بعد از آن روز متوجه شدم هر روز مقداری از وسایل خانه نیست میشود.
تازه فهمیدم نقشه این سرقت کار چه کسی است. روز سرقت نادر به جای مواد به من خوابآور داده بود تا وسایل خانه را راحت جابهجا کند. نادر را به خانه کشاندم و کتکش زدم. به او گفتم باید بگویی وسایل خانهام را چه کسی سرقت کرده است؟ اما او چیزی نمیگفت. یک روز بعد از اینکه او را بهعنوان گروگان به خانهام آوردم و گفتم وسایلم را پس بده، گفت برو برایم مواد بخر، بعد میگویم چه کسی سارق است. آن روز یکی از دوستانم به نام المیرا و چند نفر از اقوامش در خانهام بودند. به المیرا گفتم مراقب نادر باش تا من برایش مواد بخرم، شاید از این راه بتوانم وسایل خانهام را پس بگیرم. وقتی برگشتم، دیدم نادر نیست. به المیرا گفتم چرا گذاشتی نادر فرار کند و او گفت نادر خودش را از پنجره به پایین پرت کرد. من هم از پنجرهای که رو به خیابان بود، دیدم نادر روی زمین افتاده است. بعد اورژانس آمد اما نادر مرده بود.
فرشته درباره اینکه نادر چطور از پنجره پرت شد، میگوید: خانه ما طبقه سوم بود. نادر قصد داشت فرار کند، چون من در خانه را قفل کرده و حفاظ را هم بسته بودم، او تصمیم گرفته بود از پنجره بیرون بپرد تا فرار کند اما نتوانسته بود که این اتفاق افتاد. نادر مواد پخش میکرد و معتاد هم بود. من از نادر مواد میخریدم. ما هیچ مشکلی با هم نداشتیم. من به او خیلی اعتماد داشتم با اینکه به من خیانت و همدستی کرد تا وسایل خانهام را سرقت کنند اما او را نکشتم.
فرشته فرزند دارد و سالها پیش از شوهرش جدا شده است. او درباره زندگی خصوصیاش میگوید: به خاطر اختلافاتی که با شوهرم داشتم، نتوانستم زندگی با او را تحمل کنم و از هم جدا شدیم. آن موقع بچههایم بزرگ شده بودند. آنها جوانان موفقی بودند و همیشه باعث افتخار من هستند. بعد از اینکه از شوهرم جدا شدم، با ارثیهای که از پدرم مانده بود زندگی میکردم اما حالا وسایلم را بردهاند و من بیچاره شدهام. بعد از مرگ نادر و اتفاقاتی که افتاد، تصمیم گرفتم با شوهرم آشتی کنم ولی متاسفانه دوباره زندگیام به هم ریخت و مرا به اتهام قتل بازداشت کردند. همین باعث شد شوهرم بار دیگر ترکم کند. بعد از جدایی از شوهرم بهدلیل تنهایی شدید معتاد شدم و زندگیام به هم ریخت، مدتی است فهمیدهام باید با شوهرم میماندم و میساختم. حداقل از شرایطی که دارم، بهتر بود. سرنوشت بچههایم تحت تاثیر زندگی من قرار گرفته و از راهی که انتخاب کردم، خیلی ناراحت و پشیمان هستم. (ضمیمه تپش)
مرجان لقایی
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد