متهم به قتل می‌گوید باید به درآمد حلال اکتفا می‌کرد

قتل به دلیل زیاده‌خواهی

مهرداد چهل سال دارد و به اتهام مشارکت در قتل بازداشت شده ‌است.او اتهامش را قبول دارد و می‌گوید فریب زنی را خورده که با شوهرش درگیری داشت. مهرداد برای جلب حمایت اولیای‌دم، تلاش زیادی کرده اما نتوانسته و آنها مصرانه خواهان اجرای حکم هستند.متهم که دو هفته قبل در شعبه 113 دادگاه کیفری‌ استان تهران محاکمه شده ‌است، با تپش از جزئیات پرونده و زندگی‌اش می‌گوید.
کد خبر: ۶۸۲۸۸۹

نزدیک به دو سال است در زندان به سر می‌بری و متهم به قتل هستی. این اتهام را قبول داری؟

قبول دارم. من و همسر مقتول با هم این کار را کردیم و از کرده خود پشیمان هستم.

چرا این کار را کردی؟

گول خوردم. قرار نبود آدم بکشم.فرزانه از من خواست فقط ضربه اول را بزنم و گفت خودش کار را تمام می‌کند.

با فرزانه رابطه‌ای داشتی؟

هیچ رابطه‌ای نبود البته با هم فامیل بودیم اما رابطه خاص دیگری با هم نداشتیم.

چرا قبول کردی در قتل شوهرش با او همدست بشوی؟

چون او مرا به راهی کشانده ‌بود که بازگشتی نداشت اگر این کار را نمی‌کردم، باید به زندان می‌رفتم.

مگر چه کار کرده بودی؟

من و فرزانه ملک شوهر او را فروخته ‌بودیم و او متوجه این ماجرا شده ‌بود. به همین دلیل در خطربودم و احتمال این‌که زندانی شوم، وجود داشت.

چرا خانه مقتول را فروختی در حالی که می‌دانستی او از این ماجرا خبر ندارد و راضی به چنین کاری نیست؟

اول نمی‌دانستم او خبر ندارد فکر می‌کردم گفته‌های فرزانه درباره شوهرش درست است. فرزانه گفته ‌بود شوهرش خانه‌ای را قولنامه‌ای به او واگذار کرده‌ است اگر بتوانیم آن را بفروشیم، پول خوبی گیرمان می‌آید و کارمزد مرا هم می‌دهد من هم قبول کردم.

تو برای خانه، مشتری پیدا کردی؟

بله. بعد هم که قولنامه‌ای آن را فروختیم، فرزانه گفته بود شوهرش در جریان است. نمی‌دانستم سر شوهرش کلاه گذاشته است.

وقتی اصل ماجرا را فهمیدی، چرا جلوی این کار را نگرفتی؟

وقتی خریدار ملک شکایت کرد، در کلانتری گفتم پولش را می‌دهم و با هم سازش کردیم اما شوهر فرزانه قبول نمی‌کرد.

مقتول چطور آدمی بود؟

آدم خوبی بود. من هیچ بدی از او ندیده ‌بودم. البته ما ارتباط زیادی با هم نداشتیم، اما این‌را که همسرش با او مشکل داشت یا نه، نمی‌دانم.

چرا فرزانه می‌خواست شوهرش را بکشد؟

می‌گفت حالا که فهمیده چه کرده‌ایم، دست‌بردار نیست و کاری می‌کند که تو بدبخت شوی، آن موقع بود که فهمیدم با هم درگیری دارند.

حتی اگر شوهر فرزانه از تو شکایت می‌کرد، مدتی زندان می‌ماندی و بعد بیرون می‌آمدی اما کشتن او باعث شد با مجازات قصاص روبه‌رو شوی.

خودم هم به این موضوع فکر کردم، اما فرزانه گفت تو لازم نیست او را بکشی فقط یک ضربه بزن تا بی‌حال شود، بقیه‌اش با خودم، با این‌که اصلا دلم نمی‌خواست و خیلی می‌ترسیدم اما فرزانه آنقدر اصرار کرد تا قبول کردم.

درباره روز قتل توضیح بده.

آن روز فرزانه گفت شوهرش در خانه نیست و از من خواست کمین کنم و وقتی آمد، ضربه‌ای به سرش بزنم. خودش هم یک میله آهنی برداشت و به آشپزخانه رفت تا مراحل بعدی کار را انجام دهد. من صبح روز حادثه پشت در خانه ایستادم و به محض این‌که شوهر او آمد، ضربه‌ای به کمرش زدم. او به سمتم برگشت و تا مرا دید حمله کرد رفتارش کاملا طبیعی بود آدم وقتی با یکی درگیر می‌شود، حمله می‌کند. از طرف دیگر فرزانه با میله‌آهنی از آشپزخانه آمد و ضربات بعدی را زد چند ضربه هم من زدم مقتول خیلی مقاومت می‌کرد. بیشتر ضربات را فرزانه زد.

ضربه کشنده را چه کسی وارد کرد؟

ما هردو ضربه می‌زدیم نمی‌دانم کدام ضربه علت اصلی مرگ او بود اما این را می‌دانم که بیشتر ضربات را فرزانه زد.

بعد چه کردید؟

لباس‌هایم خونی شده‌ بود،به حمام رفتم و آنها را عوض کردم و خون‌ها را شستم.

با جسد چه کردید؟

فرزانه از من خواست خانه را ترک کنم. قرار شد خودش هم برای خرید بیرون برود و بعد صحنه‌سازی کند و پس از بازگشت به خانه، با داد و فریاد همسایه‌ها را خبر کند که شوهرم را کشته‌اند. او این کار را کرد اما ماموران وقتی متوجه شدند اختلافاتی بین این زن و شوهر وجود دارد، همه چیز را فهمیدند.

فرزانه ادعا کرده از هیچ چیز خبر نداشته و زمان قتل شوهرش خانه نبوده او مدعی شده قرار بود وسیله‌ای را به شوهر او بفروشی و به همین دلیل به خانه‌اش رفتی. این زن همه گفته‌های تو را رد کرده ‌است.

همه اعضای خانواده‌اش می‌دانند او با شوهرش اختلاف داشت خودش هم در دادسرا اعتراف و گفته‌های من را تائید کرده، فرزانه فکر می‌کند با این حرف‌ها می‌تواند اشتباهاتش را جبران کند و همه چیز را گردن من بیندازد اما کار خودش را بدتر می‌کند. درست است که برای من درخواست قصاص شده‌ و می‌دانم رضایت گرفتن از شاکیان که عزیزشان این‌طور ناجوانمردانه کشته‌ شده، چقدر سخت است، اما باید بگویم بیان واقعیت بهترین کاری بود که تا به حال کرده‌ام.

گفتی ابتدا فرزانه به تو وعده داده‌ بود با پولی که به دست می‌آوری، مشکلات مالی‌ات حل می‌شود آیا او در مورد این‌که شما باید قولنامه جعلی تهیه کنید، صحبت کرده‌ بود؟

او گفت بیا وارد کار معامله ملک شویم. او گفت تو کارگر هستی و درآمد کارگری کفاف زندگی‌ات را نمی‌دهد من هم قبول کردم و فکر می‌کردم می‌خواهد در حقم خوبی کند، اما اشتباه می‌کردم. ضمن این‌که با خودم فکر کردم اینها زن و شوهر هستند و این حرف‌ها را ندارند. به همین دلیل قولنامه را تنظیم کردم. من هم وضع مالی‌ام خوب نبود و وسوسه شدم. قبول دارم اشتباه کردم درست است که چند میلیون تومان پول گیرم آمد، اما اصلا نتوانستم از آن استفاده کنم، مال حرام همیشه زندگی آدم را خراب می‌کند. نباید این کار را می‌کردم.

همسر و فرزند داری؟

بله، خانواده دارم و همسرم حالا با خانواده خودش زندگی می‌کند. زن بیچاره در جوانی به خاطر کاری که من کردم، آواره شد. با این‌که خانواده‌اش خیلی خوب از او مراقبت می‌کنند اما باز هم فکر می‌کنم شرایط سختی دارد.چاره‌ای نیست نمی‌توانم کاری کنم مجبوریم این وضع را تحمل کنیم. من شرمنده هستم.

فرزندان مقتول در جلسه دادگاه خیلی گریه می‌کردند و ناراحت بودند آنها خواستار قصاص شدند. فکر می‌کنی آخر این پرونده به کجا ختم می‌شود؟

به خدا شرمنده آنها هستم، هم شرمنده بچه‌های مقتول و هم شرمنده پدر و مادرش. ای کاش پایم می‌شکست و آن روز فرزانه را در خانه مادرم نمی‌دیدم. این زن مرا به خاک سیاه نشاند و خانواده خودش را هم بدبخت کرد. مقتول مرد زحمتکشی بود و مال حرام در زندگی‌اش نداشت. بچه‌های خوبی هم تربیت کرد، اما من اشتباه کردم. فقط خدا باید کمکم کند تا بتوانم از این مهلکه نجات یابم. از اولیای‌دم درخواست دارم به بچه‌هایم رحم کنند و به خاطر او مرا ببخشند. اشتباه کردم به حرف فرزانه گوش کردم. نباید گول حرف‌های او را می‌خوردم باید با همان نان کارگری که حلال بود، می‌ساختم و زیاده‌خواهی نمی‌کردم. زنم خیلی قانع بود و هیچ‌‌وقت بیشتر از آن چیزی که به خانه می‌بردم، توقعی نداشت. این اشتباه خودم بود که زیاده‌خواهی کردم و همه را به دردسر انداختم. در زندان توبه کرده‌ام. امیدوارم خداوند توبه‌ام را قبول کند و به دل اولیای‌دم رحمی بیندازد تا به خاطر بچه‌های کوچکم، مرا ببخشند. می‌دانم بچه‌های مقتول را از پدرشان محروم کردم اما درخواست دارم آنها تلافی نکنند و بچه‌هایم را که بی‌گناه هستند، از وجود من محروم نکنند و سرنوشت آنها را تحت تاثیر اشتباه من قرار ندهند.

مریم عفتی

شما چه فکر می‌کنید؟

برای ما به شماره 300011224 پیامک بزنید و بنویسید چه عواملی باعث شد مهرداد دست به قتل بزند و این ادعا که فریب خورده، تا چه حد پذیرفتنی است؟

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها