در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اینجا روستای من است، بارانآباد؛ در روستای من باران میبارد، اما کاسه هایهمان خالی است؛ سفرههایمان کمرونق، کلاسهایمان کهنه، اما دلهایمان باصفاست.
صبح که خورشید به دشت لبخند میزند، عطر نان تازهای که مادر در تنور خانه پخته، همه بارانآباد را پر میکند. پدر دستان مهربانش را بر صورتم میکشد و راهی بیابان میشود و من دوباره روزم را آغاز میکنم.
من و بچههای بارانآباد فکر میکنیم بارانآباد اندازه همه دنیاست. هرچند پارک و چرخ و فلک و فروشگاه ندارد، اما دنیا حتما به زیبایی روستای من نمیشود. من بارانآباد را دوست دارم و فکر میکنم چقدر خوب میشد اگر بارانآباد را همه ببینند.
نشانی خانه ما این است: بجنورد، روستای باران آباد؛ کاش به ما سری بزنید.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: