در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در این هفته گفتیم فرصت را غنیمت بدانیم و مقالهای در مورد «آخرالزمان» بنویسیم. موضوعی که این روزها گیمرها بیشتر از دنیای عادی در دنیای آن زندگی میکنند. لازم است تاکید کنم منظور از «آخرالزمان» و تعاریفی که از آن میشود صرفا بر مبنای بازیهای ویدئویی بوده و به هیچ عنوان آن چیزی که در ادیان مختلف و کتابها و احادیث در مورد آن بیان شده، مد نظرمان نیست. قدمت آخرالزمان در بازیها به دهه 90 میلادی برمیگردد و اغلب هم یا زامبیها یا جنگ هستهای را عامل آن معرفی کردهاند. خلاصه اینکه میخواهیم توضیح دهیم اصلا از این صحبتها که «آخجون آخرالزمان! حالا میتونم کلی زامبی بکشم» نیست، در جهانی که رسپاونی در کار نیست، شاید شما خود اولین قربانی باشید!
1. پناهگاه مطمئن؟
بعضی وقتها فکر میکنیم اگر بر فرض محال زامبیها محله ما را بگیرند، اسلحه از کجا میشود تهیه کرد؟ فرض کنیم اینجا هم مثل آمریکا مغازههای اسلحهفروشی داشته باشد، وقتی موضوع بقا و زنده ماندن باشد، اولین کاری که باید انجام دهید، مسلح کردن خود یا دستکم آن چیزی است که بازیها به ما یاد دادهاند. اختیار شما دست خودتان است، ولی زمانی که آخرالزمان فرا برسد این مکانها تمام گیمرهایی را که سالها با بازیهای آخرالزمانی زندگی کردهاند به خود جذب میکنند. متاسفانه این انسانها به برداشتن یک سلاح راضی نمیشوند. آنها میخواهند تمام سلاحها را برای خود، دوستان، خانواده و مزدوران جمعآوری کنند. وقتی میتوانند تمام سلاحهای مغازه را خالی و در جایی امن انبار کنند، چه دلیلی دارد فقط یک سلاح بردارند؟!
2. لذت آخرین بودن
میخواهیم فهرست این شماره را با ضایعترین نمونه بیدقتی که در جامعه بازیهای ویدئویی صورت گرفته است، آغاز کنیم. نمیدانیم چگونه، ولی طی سالها، بازیسازها در هنر و توانایی خود چنان پیشرفت کردهاند که توانستند ما را متقاعد کنند روزی که عزیزان ما و کسانی که دوستشان داریم به فجیعترین شکل ممکن کشته میشوند، بهترین روزهای زندگی ما خواهد بود! میدانم به چه فکر میکنید، حتما نگران کشتن تمام زامبیها و خالی کردن تمام فروشگاهها هستید، ولی قبل از هر چیز یک سوال از شما داریم. آیا تا به حال شده از اینکه موجودی قصد خوردنتان را دارد خوشحال شوید؟
موضوع دیگر این است که تمام زامبیهایی که ناگهان از تاریکی به بیرون میپرند تا شما را یک لقمه چرب و نرم کنند ـ و به قول این بازیسازها بدترین کابوسهایتان را رقم بزنند ـ انسانهای واقعی هستند. پس ترس از خورده شدن تنها نگرانیتان نیست بلکه از نظر روانی تصور اینکه زندگی آن فرد چگونه بوده و چه بلایی سرش آمده نیز تخریبتان میکند.
3. تداوم زندگی
راستش هیچکدام از آنها ارزش فکر کردن را هم ندارند زیرا وقتی آخرالزمان فرا برسد، هیچ موجود زندهای از آن جان سالم به در نخواهد برد تا بخواهد بعد نگران خطرات و واقعیتهای دنیای جدید باشد! بیشتر سناریوهایی که در بازیها و فیلمهای مرتبط با آخرالزمان وجود دارند شامل یک فاجعه جهانی است که تقریبا روشنایی روز را از بین میبرد. فرض کنیم واقعا چنین چیزی اتفاق بیفتد، محض اطلاع خدمتتان عرض میکنم نور آفتاب اصلیترین چیز در زنجیره غذایی کره زمین است! اگر هیچ نوری به زمین نرسد، گیاهان خواهند مرد؛ با مردن آنها، حیوانات نیز از بین میروند. ذخیره غذایی انسانها مگر چقدر است؟ آن هم تمام میشود، انسانها همدیگر را میخورند و در نهایت آنها نیز از بین میروند. حتی با مرگ حیوانات، میکروبها نیز نابود میشوند. گرچه ممکن است تعدادی از موجودات اعماق دریا از این حوادث کمتر آسیب ببینند، اما با توجه به اینکه ما تا چه اندازه به چنین زندگیای عادت کردهایم، تصور استفاده از این حیوانات هم مسخره است.
4. اسرار مخفی
متاسفانه زندگی مثل بازیهای ویدئویی نیست. هیچ راز بزرگی پشت پردهای وجود ندارد که در انتها ما با حل کردن آن به همه چیز سر و سامان دهیم. وقتی صحبت از یک آتشفشان یا شهابسنگ بزرگ باشد، آن وقت حقیقت این است که آخرالزمان کار خودش را شروع کرده است. هیچ راز بزرگی پشت هیچ کدام از آنها نیست، این شیوهای است که همیشه به همین شکل اتفاق میافتد. این تقصیر سیاره زمین نیست که از بدو وجودش گرفته تا لحظه اصابت شهابسنگی که منجر به انقراض نسل دایناسورها شده یا زلزلههای مهیب ایجاد کرده است. حالا بر فرض محال هم که آخرالزمان زیر سر یک تشکیلات مخفی باشد، شما واقعا فکر میکنید آنقدر وقت دارید که بروید کارآگاه بازی درآورده و جواب این معمای خوفناک را تحویل کسانی دهید که قرار بوده دغدغه اصلی آنها همین باشد، اما اینک مردگانند؟ بروید به فکر یک لقمه نان برای خانوادهتان باشید و بازیهای اسکوبی دو را فراموش کنید!
5. شیر پیروز است یا گربه؟
اجازه دهید نکتهای بنیادی از خودمان بپرسیم. از کدام یک تعداد بیشتری روی زمین وجود دارد؛ شیرها یا گربهها؟ شیرها خیلی با ابهت هستند، دندانها و پنجههای بزرگ دارند، از طرفی گربهها ضعیف ولی بسیار آب زیر کاه هستند، یک لحظه حواستان بهشان نباشد، غیبشان میزند. موفقترین گونهها آنهایی است که میتوانند بدون جلب توجه، دزدکی حرکت کنند. آنها به این دلیل که از مرکز توجه به دور هستند، مدت بیشتری زنده میمانند. گربهها هم دندان دارند، اما فقط برای این مفید هستند که گربهها از استعداد خود در مخفیکاری بخوبی استفاده میکنند. روی هم رفته منظورم از زدن این حرفها این است که از جلوی چشم دور بمانید تا بتوانید مدت بیشتری زندگی کنید!
مجید رحمانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: