گفت‌وگو با پدری که از خون فرزند دانش‌آموزش گذشت

تحمل دیدن روی قاتل را ندارم

همه چیز از یک دعوای بچگانه شروع می‌شود؛ مثل همان دعواهایی که همه ما در دوران کودکی تجربه می‌کردیم و پس از چند ساعت هم همه چیز از یادمان می‌رفت.
کد خبر: ۶۷۴۴۹۷

اما این بار شوخی شوخی دعوا بالا می‌گیرد و پس از گلاویز شدن دو همکلاسی در مدرسه، حسین برای وساطت به مهلکه می‌آید. پس از چند دقیقه یکباره همه جا ساکت می‌شود و همه در شوکی سنگین غرق می‌شوند. حسین با جسمی بی‌جان بین همکلاسی‌هایش نقش زمین شده است. ‌حسین آبیار، ساکن شهرستان ریگان، از توابع استان کرمان بود که روز حادثه، فقط 17 سال داشت. او که ناخواسته قربانی دعوای دو همکلاسی شده بود، بر اثر ضربه وارد شده بر سر و شکمش، فوت کرد و قاتل هم یکی از همان همشاگردی‌هایی بود که او قصد داشت آنها را هم جدا کند. ‌این قتل پانزدهم شهریور 91 رخ می‌دهد و به دلیل این‌که قاتل زیر 18 سال داشت، تا زمان رسیدن به بلوغ قانونی به زندان فرستاده ‌شد.

در نهایت، پدر مقتول که هنوز در شوک از دست دادن پسرش قرار دارد، حدود دو ماه قبل تصمیمی بزرگ می‌گیرد و با وجود آن که می‌توانست حکم قصاص را اجرا کند، دانش‌آموز قاتل را می‌بخشد. ‌جالب است که علی آبیار، پدر مقتول با وجود نداشتن بضاعت مالی، از دریافت دیه فرزندش هم خودداری می‌کند و به قول خودش، برای رضای خداوند و شادی روح پسرش از قصاص می‌گذرد.

چه میزان دیه برای قتل پسرتان تعیین شد؟

دادگاه حدود 125 میلیون تومان دیه برید.

حالا که از قصاص گذشتید، چرا حداقل دیه را نگرفتید؟

اول این‌که خانواده قاتل وضع مالی خوبی نداشت و آنها برای تهیه این پول مجبور می‌شدند قرض بگیرند که برای رضای خدا دیه را بخشیدم. دوم این‌که نمی‌خواستم پشت‌سر بچه‌ام نفرینی باشد و کسی برای جور کردن دیه به زحمت بیفتد. من برای روح پسرم احترام زیادی قائلم و نمی‌خواستم بعد از مرگش به او جسارتی شود. با وجود آن که نه اوضاع مالی و نه اوضاع جسمی خوبی دارم، نمی‌خواهم دیه فرزندم را بگیرم و خدا شاهد است که به زور امور زندگی‌ام را می‌گذرانم.

ولی این پول کاملا حلال است و می‌توانستید با آن، به زندگی‌تان سر و سامان بدهید.

من همین الان صورتم را با سیلی سرخ نگه داشته‌ام و از زانو فلج شده‌ام، ولی چنین دیه‌ای را که با هزار سختی تهیه شود، نمی‌خواهم. من خودم قاری قرآنم‌ و این جور چیزها را خوب می‌فهمم.

چطور شد که قاتل پسرتان را بخشیدید؟ قطعا کار راحتی نبوده است.

نه، اصلا کار راحتی نبود. فقط به خاطر قرآن و رضای خدا بخشیدم. من پسرم را خیلی دوست داشتم. او خودش هم قاری قرآن بود و بخشیدن قاتل چنین پسر عزیزی برایم خیلی سخت بود.

کسی از اطرافیان با بخشش شما مخالفت نکرد؟

چرا، مادر، دایی‌هایش و خیلی دیگر از اقوام می‌گفتند از حقت نگذر و قصاص کن، اما وساطت ریش‌سفیدان هم بی‌تاثیر نبود و بزرگان فامیل می‌گفتند اگر می‌توانی، برای رضای خدا ببخش. من هم به خاطر عشق به قرآن بخشیدم، چون بخشش بهترین راه است و انتقام هیچ کاری را از پیش نمی‌برد. من اگر ده بار هم قاتل را بکشم، باز هم جای فرزندم را پر نمی‌کند.

حالا بعد از بخشیدن قاتل ، خوشحال هستید؟

خوشحال که نیستم. امیدوارم هیچ خانواده‌ای به داغ ما گرفتار نشود، ولی از این‌که جوانی را به پای چوبه دار نفرستادم، از کارم راضی‌ام.

اگر به چند ماه قبل برگردید، دوباره همین کار را می‌کنید؟ از کارتان پشیمان نشده‌اید؟

هیچ‌وقت پشیمان نمی‌شوم. از این‌که جان کسی را نگرفتم و به دستور خدا عمل کردم، راضی‌ام.

رفتار قاتل بعد از بخشش قصاص، عوض شده است؟

من بجز همان روزهای اول، دیگر قاتل را ندیده‌ام. راستش تحمل ندارم صورتش را نگاه کنم. روزهای اول ابراز پشیمانی، گریه و التماس می‌کرد ولی الان دیگر از وضع قاتل خبری ندارم.

آیا اگر پسرتان زنده بود، او هم قاتل را می‌بخشید؟

من پسرم را شهید به حساب می‌آورم. چون برای صلح‌جویی و در محل تحصیل علم فوت کرد. در روایت هم داریم که کشته شدگان جنگ فی سبیل‌الله، مادری که در حین زایمان فوت کند و فردی که در مسیر علم آموزی بمیرد، حکم شهید را دارد. پسرم قرآن می‌خواند و انسان بزرگی بود و می‌دانم که روح او هم از این بخشش راضی است.

امین جلالوند‌‌ /‌‌ گروه جامعه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها