آیا وارد شدن هنرمندان به پرونده‌های قصاص می‌تواند تاثیر مثبتی داشته باشد؟

رسانه‌ای‌ شدن پرونده‌ها به گذشت منجر نمی‌شود

واقعیت اینجاست که در پرونده‌های قصاص آنچه این روزها کمتر به آن توجه می‌شود، شرایط خانواده‌هایی است که عزیزشان را از دست داده‌اند.
کد خبر: ۶۷۴۴۸۹

چنین خانواده‌هایی به اندازه کافی با بحران رو‌به‌رو هستند به همین دلیل باید گفت موجی که در جامعه برای رضایت‌گرفتن از آنها ایجاد می‌شود، می‌تواند زندگی آنها را بیش از پیش دچار چالش کند.

برای نمونه در تعدادی از پرونده‌ها که پای هنرمندان نیز به آنها باز شد یا وکلا خیالی جز نجات موکل خود داشتند، عرصه بر خانواده قربانی آنچنان تنگ شد که آنها به کمتر از قصاص راضی نشدند.

حسن تردست، قاضی بازنشسته و وکیل در این باره به جام‌جم می‌گوید: برای نمونه در پرونده «ریحانه جباری» زمینه برای گرفتن رضایت آماده بود، اما برخی وکلا که می‌خواستند پناهندگی بگیرند، این پرونده را دستاویزی برای رسیدن به هدف خود قرار دادند. آنها به دروغ متوسل شدند و خیلی جو‌سازی کردند.

وی ادامه می‌دهد: بعضی مواقع دخالت اشخاصی مانند هنرمندان یا سیاسی و رسانه‌ای‌کردن پرونده برای گذشت آثار منفی بر جای می‌گذارد برای نمونه می‌توان به پرونده «بهنود شجاعی» نیز اشاره کرد که زمینه‌هایی برای رضایت دادن اولیای‌دم فراهم شده بود، اما متاسفانه با سیاسی کردن مساله و ورود برخی هنرمندان مسیر پرونده تغییر کرد. تردست عنوان می‌کند: در این پرونده برخی هنرمندان برای جمع‌آوری دیه آگهی عمومی دادند تا به اولیای‌دم دیه بدهند، اما اولیای‌دم موضع منفی گرفتند. شاید اگر این مداخلات نبود و ماجرای گذشت رسانه‌ای نمی‌شد، اولیای‌دم رضایت می‌دادند.

به گفته قاضی تردست، در نتیجه سوء‌رفتار غلطی که انجام شد اولیای‌دم بر حق خود پافشاری کردند تا آنجا که کفن‌پوش به دادگاه آمدند و تقاضای اجرای حکم کردند.

این درحالی است که خیلی از پرونده‌ها حکم قصاص داشته، اما چون رسانه‌ای نشده خانواده اولیای‌دم خیلی راحت‌تر با موضوع کنار آمده و از حق خود و اجرای حکم قصاص گذشته‌اند. وی اظهار می‌کند: هنرمندان سوء‌نیت ندارند، آنها در پرونده‌هایی که موضوع دیه و پرداخت خسارت مطرح است، می‌توانند خوب عمل کنند، اما در پرونده‌هایی که قتل عمدی است و انسان بی‌گناهی کشته شده، این حاشیه‌سازی‌ها می‌تواند تاثیر منفی داشته باشد. نکته اینجاست که هنرمندانی که به چنین پرونده‌هایی وارد می‌شوند نباید ماجرا را رسانه‌ای کنند، چون برخی می‌خواهند خود را مطرح کنند.

این درحالی است که باید تاکید کرد اولیای‌دم نیز بستگانی دارند و این حاشیه‌سازی‌ها برای آنها گران تمام می‌شود. تردست یادآور می‌شود: برای نمونه در پرونده بهنود شجاعی اولیای‌دم می‌گفتند در روزنامه‌ها منتشر شده که دارند برای ما پول جمع می‌کنند، اقوام ما می‌گویند داریم خون بچه خود را گدایی می‌کنیم. در پرونده بهنود شجاعی، تردست قاضی نبود، اما در مرحله اجرای حکم ادعا شد رضایت به دست آمده؛ به همین دلیل اجرای احکام از شعبه صادر‌کننده رای کسب تکلیف کرد، اما چون قاضی پرونده آن روز نبود قاضی تردست تصدی شعبه را داشت و برای جواب دادن به اجرای احکام پرونده را مطالعه کرد و مشخص شد رضایتی حاصل نشده است.

قاضی تردست ادامه می‌دهد: در این مدتی که من در دستگاه قضا مشغول به کار بوده‌ام، پرونده‌هایی که ساده ‌و به دور از هیاهو بوده بهتر توانسته رضایت بگیرد. به نظرم پرونده شهلا جاهد نیز اگر رسانه‌ای نمی‌شد می‌توانست رضایت بگیرد. تردست درباره تاثیر منفی اجرای حکم اعدام نیز بیان می‌کند: می‌گویند در برخی کشورها که مجازات اعدام برداشته شده جرایم کم شده است .به نظر من این دروغ بزرگی است، زیرا به دلایل دیگر در این کشورها جرایم قتل کاهش پیدا کرده است در واقع آنها‌ مشکلاتی مانند بیکاری و مواد مخدر را برطرف کرده‌اند.

اولیای‌دم دل خوشی از مداخله هنرمندان ندارند

قاضی علی جمشیدی، بازپرس‌ شعبه سوم ویژه قتل دادسرای جنایی، قاضی اجرای احکام اعدام و قصاص دادگاه کیفری استان تهران نیز دراین باره عنوان می‌کند: هنرمندان و بازیگران آدم‌های باشخصیتی هستند، اما زمانی که پرونده‌ای روند عادی خود را طی می‌کند، وارد شدن این افراد سبب ناراحت شدن خانواده اولیای‌دم می‌شود، زیرا آنها تصور می‌کنند آنها از یک راه غیرقانونی برای جلب رضایت اقدام می‌کنند؛ برای نمونه، پرونده شهلا جاهد، بهنود شجاعی و ریحانه جباری که هنرمندان تاثیر منفی داشته‌اند.

جمشیدی با بیان این‌که به نظروی رسانه‌ای‌شدن پرونده‌ میل اولیای‌دم به رضایت را کم می‌کند، می‌گوید: پرونده شهلا جاهد اگر رسانه‌ای نمی‌شد، امکان داشت به قصاص منجر نشود، زیرا برخی از مسائلی که در پرونده وجود داشت و خانواده اولیای‌دم تمایلی به فاش‌شدن آن نداشتند، با وارد شدن هنرمندان همه چیز رسانه‌ای شد.

بازپرس شعبه سوم ویژه قتل دادسرای جنایی عنوان می‌کند: برای گرفتن رضایت باید از راه منطقی وارد شد، زیرا زمانی که پرونده به شعبه اجرای احکام ارجاع می‌شود، یعنی حکم صادر شده و قاضی اجرای احکام مکلف است آن را اجرا کند، اینجا دیگر جای دفاعی باقی نمی‌ماند که متهم بیاید بگوید به چه دلیلی مقتول را کشته است. در این شرایط اولیای‌دم باید کوتاه آمده و نباید ریز پرونده را دوباره مطرح کنند، چون خانواده اولیای‌دم چنین برداشت می‌کنند که آنها سعی دارند خود را بحق معرفی کنند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها