در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
انتخاب شغل و مشغولشدن در آن یک انتخاب فردی است و دلایل بسیاری مردم را به سمت این انتخاب سوق میدهد:
عدهای کار میکنند، چون مجبور هستند. این افراد کارکردن را بخش اجتنابناپذیر زندگی میدانند و هیچ فکر دیگری برای کسب درآمد مانند سرمایهگذاری را نمیپذیرند. آنها معتقدند انسان باید کار کند.
برای رفاه دیگران کار میکنند. در خانوادههای تک درآمد، زمانی که فرد میداند حیات و رفاه خانواده به کارکردن او بستگی دارد، پر از انگیزه کارکردن میشود.
برخی عاشق کارشان هستند. این افراد عاشق حرفهشان هستند و تفریح را در انجام دادن کار مورد علاقهشان جستجو میکنند.
برخی میترسند. از بیکاری یا به دست نیاوردن شغل مورد علاقهشان میترسند. فکر میکنند اگر کار نکنند زندگی بسیار بیهودهای دارند. آنها همیشه از بیکار شدن میترسند و حتی اگر از محیط کارشان بیزار باشند بازهم به کارشان ادامه میدهند.
به دنبال رویاهای واقعیشان هستند. برخی نیز برای دنبال کردن علایق واقعیشان به پول نیاز دارند، بنابراین کار میکنند تا روی موضوع مورد نظرشان سرمایهگذاری کنند. معمولا این افراد در وضعیت برنده ـ برنده قرار دارند.
پول بیشتر میخواهند. این افراد عاشق پول جمعکردن هستند و دائم میخواهند بر گنجینهشان بیفزایند و تنها انگیزهشان از کارکردن همین است.
برخی دنبال کسب اعتبار هستند. بعضی از مردم کار میکنند تا نزد دیگران اعتبار و شهرتی کسب کنند و حتی از اینکه پس از مرگشان کلی ثروت برای بازماندگانشان بهجا بگذارند، احساس شنودی میکنند.
حوصلهشان از بیکاری سر میرود. این ویژگی بیشتر خاص بازنشستههاست. آنها که همیشه کار کردهاند، اکنون نمیتوانند بیکاری را تحمل کنند و به دنبال کار جدید میروند.
برای کمک به دیگران کار میکنند. بعضی از افراد برای اینکه بتوانند به نیازمندان کمک کنند خود را ملزم به کارکردن میکنند و سپس بخش اعظم درآمدشان را به موسسات خیریه میپردازند.
درنهایت برخی هرگز نمیدانند چرا کار میکنند. آنها هر روز سر کار میروند بدون اینکه واقعا فکر کنند چرا؟ آنها فقط کار میکنند.
نگفتید شما برای چه کار میکنید؟
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: