مردی به نام یونس که از اهالی استان فارس است، چندی پیش پیام تهدیدآمیز مشکوکی را دریافت کرد. در این پیام به او اخطار شده بود چنانچه حاضر نشود مبلغ پنج میلیون تومان باج بپردازد، آبرویش به باد خواهد رفت. پس از آن مردی ناشناس با یونس تماس گرفت و گفت از او فیلمی در دست دارد که میتواند زندگی خانوادگیاش را به هم بزند. یونس که تصور میکرد فرد ناشناس فقط یک مزاحم است، به تهدیدهایش توجهی نکرد و بعد از آن هر بار مرد ناشناس تماس میگرفت، به او میگفت حتی یک ریال هم باج نمیدهد تا این که بعد از مدتی، بستهای به دست یونس رسید که حاوی یک سیدی بود.
مرد ثروتمند وقتی فیلم را تماشا کرد، فهمید در چه دامی افتاده است و افرادی که قصد زورگیری از وی را دارند، نقشه خود را بسیار حرفهای اجرا کردهاند. او بعد از مدتی فکر کردن، به این نتیجه رسید که اگر در مرحله اول باج بدهد، آنها باز هم خواستههای بیشتری را مطرح میکنند و به همین دلیل به پلیس مراجعه و از متهمان شکایت کرد.
یونس به کارآگاهان گفت: «مدتی قبل با زنی مطلقه آشنا شدم که قصد داشت خانهای بخرد. تصمیم گرفتم به او کمک کنم تا منزل مناسبی پیدا کند. به این ترتیب ارتباط ما آغاز شد تا این که او یک روز به این بهانه که میخواهد از زحماتم تشکر کند، مرا به منزلش دعوت کرد. پس از آن ملاقات بود که تماسهای تلفنی مشکوک شروع شد و من فهمیدم از حضورم در خانه آن زن فیلمبرداری شده است و اکنون میخواهند از من باج بگیرند. زمانی که به خانه آن زن رفتم، اصلا فکرش را هم نمیکردم که چنین نقشهای برایم کشیده باشند. او بسیار ماهرانه اعتماد مرا جلب کرده بود.»
کارآگاهان بعد از اطلاع از جزئیات ماجرا، تحقیقات خود را آغاز کردند و قبل از هر اقدامی به خانه زن جوان رفتند. این زن که مریم نام دارد، بازداشت شد و ماموران در بازرسی از خانه وی متوجه دوربینهای مداربسته شدند و اطمینان یافتند مریم با طرح و نقشه قبلی، یونس را به منزل خود کشانده است.
مریم وقتی در برابر ادله پلیسی قرار گرفت، بناچار به جرمش اعتراف کرد و گفت این کار را با همدستی شوهر سابقش سعید، انجام داده است. کارآگاهان در گام بعدی تحقیقات، سعید را دستگیر کردند. او که باور نمیکرد یونس ماجرا را با پلیس در میان گذاشته باشد، در اعترافاتش گفت: «من یونس را از مدتی قبل شناسایی کرده بودم و میدانستم ثروتمند است. به فکر راهی بودم تا بتوانم از او اخاذی کنم. موضوع را با همسر سابقم در میان گذاشتم و او قبول کرد در اجرای این نقشه به من کمک کند. مریم به بهانه خرید خانه، با یونس طرح دوستی ریخت و توانست اعتمادش را جلب کند سپس وی را به خانهاش کشید و از او فیلم تهیه کردیم.»
متهم ادامه داد: «وقتی برای باجگیری به یونس تلفن زدم، او حرفم را باور نکرد به همین دلیل مجبور شدم یک نسخه از فیلم را برایش بفرستم. او را تهدید کردم که اگر مبلغ مورد نظرم را هر چه زودتر نپردازد، فیلم را در اختیار همسرش قرار میدهم و آبرویش را میبرم. تصور میکردم او از ترس این که زندگیاش متلاشی شود، پول درخواستی را پرداخت خواهد کرد. این پول برای او که ثروت زیادی دارد، زیاد نبود و حتی یک درصد هم احتمال نمیدادم کار را به پلیس بکشاند.»
سعید ادامه داد: «با مریم قرار گذاشته بودم پس از دریافت پول، سهم او را بدهم و از آن به بعد هم کاری با یکدیگر نداشته باشیم، اما تمام نقشههایم از بین رفت.»
بنا به این گزارش هر دو متهم پرونده بعد از اقرار به جرمشان به مرجع قضایی معرفی شدند و برای آنها قرار قانونی صادر شد. رسیدگی به اتهامات این دو ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم