در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با این حال رشد و توسعه شبکههای تلویزیونی در سالهای اخیر گرچه اتفاق خوبی بود و راهاندازی هر شبکه در جهانی که در جنگ رسانهای به سر میبرد به مثابه تولد یک سرباز تازه محسوب میشود، اما این موفقیت همیشه با دغدغهای بزرگ همراه است که چگونه میتوان برنامههای این شبکهها را تامین کرد؟ رشد کمی بدون توسعه کیفی یک رشد ناقص است و صرفا نمیتوان به راهاندازی یک شبکه دلخوش بود، چون برقراری و ماندگاری آن مهمتر است.
ظاهرا با موج تازهای از تاسیس شبکههای تلویزیونی همراه هستیم که این مساله اگرچه در ظاهر نویدبخش است و در رقابت تنگاتنگ رسانهای در جهان شبکهای شده معاصر یک ضرورت حرفهای محسوب میشود، اما باید کمی در این فرآیند پرشتاب تامل کرد و دچار کمیگرایی نشد. اینکه امکانات و ظرفیتهای مادی و فنی تاسیس شبکههای تلویزیونی امکان راهاندازی شبکههای جدید را فراهم میکند، کافی نیست؛ قطعا تامین محتوا و غنی کردن درونمایه آنها مهمتر از راهاندازی شبکه است. متاسفانه در کشور ما بسیاری از نوآوریها و خلاقیتها بر مبنای شعار «راه بنداز و جا بنداز» صورت میگیرد که در درازمدت نتایج آن برملا خواهد شد؛ این به آن معنی نیست که در همین ابتدای راه منفیبافی کنیم، بلکه باید در کنار رشد کمی شبکههای تلویزیونی به بهبود کیفی آنها نیز توجه داشت.
شبکههای تازه تاسیس از حیث موضوع، شبکههای تخصصی محسوب میشوند که البته دایره این تخصصگرایی آنقدر تنگ و محدود نیست که صرفا به تعداد یا قشر خاصی از افراد جامعه محدود شود. مثلا شبکه ورزش اگرچه دارای موضوع تخصصی است، اما ورزش صرفا به ورزشکاران محدود نشده و علاقهمندان و مردم عادی هم بینندگان این شبکه و برنامههای آن هستند. توسعه شبکههای تلویزیونی فارغ از دغدغه تامین محتوا، گاهی با نگرانی موازیکاری همراه میشود؛ به این معنی که یک محتوای ثابت در فرمهای مختلف قالببندی شده و ماهیت روشن و مستقلی ندارند. این در حالی است که دامنه سوژههای انسانی ـ اجتماعی به قدری زیاد است که میتوان شبکههای مختلف تلویزیونی داشت، بدون اینکه همپوشانی داشته و دچار موازیکاری شوند.
اگرچه مخاطبشناسی در همه شبکههای تلویزیونی ضرورت دارد، اما شبکههای تازه تاسیس هم به دلیل تخصصگرایی و هم جدید بودن بیشتر نیازمند مطالعات علمی و روشمند در حوزه مخاطبشناسی هستند. اینکه کدام برنامه برای کدام مخاطب مناسب بوده و چگونه باید برای شبکههای تازه تاسیس مخاطب جذب کرد، آن هم مخاطبان هوشمند که آگاهانه دست به انتخاب شبکهها میزنند و به تماشای آن مینشینند.
با این مقدمه طولانی اکنون باید پرسید آیا تاسیس شبکه مدرسه یک نوع موازیکاری رسانهای است یا نوعی استراتژی مکمل؟ مثلا اینکه شبکه مدرسه چه فرقی با شبکه آموزش داشته و ماموریتها و کارکرد آن چیست؟
واقعیت این است که آموزش بهعنوان یکی از کارکردهای اصلی هر رسانهای است و در کشور ما با توجه به اینکه قرار است تلویزیون یک دانشگاه عمومی باشد و جایگاه و منزلت تربیت آدمی این کارکرد از اهمیت بیشتری هم برخوردار است، اما مفهوم آموزش در شبکه آموزش مفهوم کلیتری داشته و قلمروی عمومیتری دارد یا از حیث مخاطبشناسی به تعداد بیشتری از طیفهای مخاطبان مربوط میشود، اما شبکه مدرسه صرفا به دانشآموزان و طیفهای سنی آن در مقاطع دبستان تا دبیرستان محدود میشود. هرچند با توجه به تعداد زیاد دانشآموزان این طیف محدود، کم نیستند. برای ایجاد شبکه مدرسه با سه مخاطب دانشآموز، معلم و اولیای دانشآموزان مطرح شد که با این حساب تعداد مخاطبان این شبکه بیشتر هم میشود و تقریبا میتوان گفت کمتر خانوادهای است که به تماشای برنامه این شبکه احساس نیاز نکند.
شبکه مدرسه در همین سه طیف مخاطبان که مبتنی بر نقش و منزلت اجتماعی آنها تعیین شده، میتواند سه نوع برنامه داشته باشد و همه محتوای آن به دانشآموزان تعلق نگیرد. راهاندازی چنین شبکهای میتواند به تعامل سازنده و همکاری و گفتوگوی بین آنها کمک کرده و در نتیجه بازدهی و کیفیت سطح آموزشی بالا میرود. به عبارت دیگر با تاسیس این شبکه صدا و سیما بهعنوان یک رسانه مکمل و کمک آموزشی عمل کرده و از ظرفیتهای رسانهای در جهت بهبود کیفیت آموزشی بهره میبرد.
به نظر میرسد تاسیس این شبکه بیش از آنکه به نفع تلویزیون باشد، به سود آموزش و پرورش بوده که از این طریق بخشی از وظایف آموزشی خود را با تکیه بر توانمندیهای صدا و سیما به نحو بهتری ارائه دهد. واقعیت این است که امروزه در سیستمهای پیشرفته آموزشی، آموزش تکنولوژیمحور یا خودمحور جای آموزش و مدرسههای معلممحور را گرفته و توسعه ابزارهای ارتباطی به شکلگیری انواع نرمافزارهای آموزشی منجر شده که به دلیل جاذبه و امکانات چندرسانهای فارغ از اینکه میتواند فرآیند آموزش را تسهیل کند، به ایجاد علاقه و شوق آموختن در دانشآموزان منجر شود. دیگر روشهای خشک مدرسهای پاسخگوی نیاز آموزشی کودک امروز نیست و فناوریهای آموزشی، سکان این عرشه را به دست گرفته است.
با این حال آنچه مهمتر از تاسیس این شبکههاست، تامین محتوا و برنامههای آن است. تولید برنامه برای دانشآموزان نه تولید برنامه کودک است، نه یک برنامه آموزشی محض. برنامهسازان این شبکه باید به وجوه سرگرمکنندگی و جاذبه رسانهای آن اهمیت دهند. شبکه آموزش در ابتدای تولد خود که به آموزش مسائل درسی میپرداخت با این مشکل مواجه شد، بنابراین تغییر مسیر داد. امروزه نمیتوان آموزش و سرگرمی را از هم تفکیک کرد؛ حتی در فضاهای آموزشی ـ تربیتی، چه برسد به رسانهای مثل تلویزیون که ماهیت سرگرمکننده دارد. شبکه مدرسه را باید جدی گرفت که هیچ چیز مثل آموختن جدی نیست.
سیدرضا صائمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: