jamejamonline
گوناگون عمومی کد خبر: ۶۷۱۶۴۴   ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۳  |  ۰۸:۳۱

طنز در روزنامه های کشور کم پیدا می شود و این یعنی روزنامه ها کم لبخند می‌زنند و آنها که روزنامه می‌خوانند هم به تبعیت از رسانه محبوب شان کمتر می خندند.

وزارت چوب بستنی ایجاد باید گردد

حکمت ستون روزنامه خندان، در این است که طنز همه روزنامه های کشور را جمع کنیم و در جام جم آنلاین برسانیم به دست تان تا هر صبح، دستکم در اینترنت گردی روزانه، لبخندی روی لب تان بنشیند.

جام جم: آب بازی ممنوع

هر سال همین که از سمت بهار گلعذار به سمت تابستان لاکردار پیش می‌رویم، پروژه انواع و اقسام توصیه‌های لازم برای صرفه‌جویی در مصرف آب، از سوی مسئولان مرتبط کلید می‌خورد. و ما از این مطلب این‌گونه نتیجه می‌گیریم که خوب همدیگر را می‌شناسیم؛ خوب. یعنی دقیقا می‌دانیم که اگر توصیه نکنیم، احتمال آن که با وجود هدفمندی یارانه‌ها و افزایش حامل‌های انرژی، باز هم بعضی از ما که اندکی لاحواس تشریف داریم، فراموش کنیم شیر آب را ببندیم یا حداقل آن را کمتر باز کنیم، هست. فلذا جای گله نیست.

پدر آمرزیده، رود دجله با آن عظمتش گاهی کم می‌آورد. مربوط به الان هم نیست؛ از سوابق ایام این‌طور بوده است. اگر نبود که در قرن ششم که هنوز وزارت نیرویی نبود و سازمان آبی وجود نداشت، جناب شیخ‌اجل، سعدی شیرازی، به جای مسئولان و در مقام انذار و توصیه و هشدار این چنین نمی‌فرمود که: ایها الناس...!

اگر باران به کوهستان نبارد

به سالی دجله گردد خشک رودی

درست است که در اولین درس‌های دبستانی خود با خواندن و نوشتن کلمه آب، سوادآموزی را آغاز کردیم تا در آینده خوشبخت و پولدار شویم؛ اما همیشه در کتاب فارسی خود می‌خواندیم که: «بابا آب داد»؛ نه این‌که: «بابا آب را ول داد»!

فلذاست که اگر شاعر و نقاش زبردستی با ظرافت و لطافت تمام، نه‌فقط از مردم کشورش که از مردم جهان خواست تا: «آب را گل نکنیم»(چون از آب گل‌آلود، احتمال ماهی گرفتن بیشتر است)؛ اما بعدها در طول زمان، کار از گل کردن آب هم گذشت و با توجه به ضرورت مصرف بهینه آن، شاعر خوش‌ذوق دیگری با زبانی طنز اما کاملا جدی گفت: «آب را ول نکنیم!...»

توصیه استاندار تهران: «به دنبال افزایش مصرف و کاهش منابع آبی و بارندگی، احتمال جیره‌بندی منطقه‌ای آب در تهران وجود دارد و اگر وضع بحرانی باشد، تصمیمات لازم در این زمینه گرفته خواهد شد.» ـ جراید همیشه در صحنه.

بسته پیشنهادی: چون گرم شدن زودهنگام هوا از اواسط بهار، زنگ خطری است که قضیه شوخی نیست و باید توصیه‌های ایمنی آقای آبی را جدی بگیریم؛ فلذا خیلی سریع و بدون فوت وقت، نکاتی چند را دودستی عرضه می‌داریم:

1 ـ ممنوعیت آب بازی: در بحبوحه بارش کم باران و کمبود آب و گرمای زیاد، آب یک مقوله استراتژیک و بالاتر از حیاتی است. بلاتشبیه یک چیزی در مایه‌های انرژی هسته‌ای و این حرف‌ها. از این‌رو آب را به بازی نگیریم. بچه بازی که نیست. طرف استخرش را پرمی‌کند که فقط بچه‌اش بتواند آب بازی کند. خب، یک تفنگ آبی اسباب‌بازی هم می‌تواند او را سرگرم کند. از آن ماجرای پارک آب و آتش تهران و برخی آب بازی‌های حساس و مسأله‌ساز هم نترسید. قضیه‌اش فرق می‌کرد.

2 ـ روانداختن به خدا: هیچ‌کس از خود خداش مهربان‌تر و کارسازتر نیست که نیست. باز هم از آسمان رحمتش به التماس بخواهیم که در این گرمای پیش‌روی مبارک، هوای ما را داشته باشد. فقط هوای مای ایرانی مسلمان را نه؛ هوای کل بنده‌های خودش را در سراسر این کره خاکی.(حالا انگار نیازی به گفته ما بود!... خودش آن کریمی است که از خزانه غیب‌/ ‌گبر و ترسا وظیفه خور دارد. فلذا اصلا احتیاجی به گفتن ما نبود. توضیح بی‌خود بود. خدایا، ببخشای و باران ببخش!)

3 ـ فیلترینگ لوله‌ها: مشترکان پرمصرف، در مراحل برخوردی بعدی، لوله‌هایشان فیلتر، یعنی که بسته شود. یا سرعت آب داخل لوله‌ها کم شود. این‌طوری دیگر هوس نمی‌کنند دوش آب را تا آخر باز کنند و برعکس قورباغه، آب که سر پایین می‌رود، آواز ابوعطا بخوانند. آن هم بدون مجوز ارشاد و سازمان آب!

4 ـ میرآب آنلاین: در قدیم که لوله‌کشی نبود، برای نظارت بر امر تقسیم و توزیع عادلانه سهام آب، یک شخص بیل به دستی در محلات شهر بود که اسمش میرآب بود. خب، الان هم با توجه به برخی ضروریات و اقتضائات در این برهه حساس کنونی، می‌شود خیلی شیک و مجلسی، دوباره این میرآب‌های عزیز را احیا و ریکاوری کرد. منتها کاملا مدرن و مجهز به اینترنت وایرلس و وایفا و بلوتوث و سایر نرم‌افزارهای لازم. در محله‌ها و مناطق شهر راه برود، هرجا که دید کنتورهای آب آنها بیش از حد، تند و تند شماره می‌اندازد، سرعت آب آن مناطق و منازل‌ها(!) را ـ که کجا دانند حال ما ـ با اجازه بزرگ‌ترها کم کند و اگر لازم شد، از بیخ قطع. به طور قطع، اثرگذار خواهد بود.

کیهان: چراغ قرمز (گفت و شنود)

گفت: فردی که نسبت به اندیشه حضرت امام(ره) زشت‌ترین اهانت‌ها را کرده بود به سرپرستی اداره کل اسناد و مدارک دانشگاه آزاد منصوب کرده‌اند!
گفتم: آقایان که همین دو روز پیش گفته بودند «آرزوی نجات فرهنگ را دارند!»

گفت: البته، حالا که سر و صدا و اعتراض مردم، دانشجویان و اساتید دانشگاه بلند شده است، می‌گویند از سوابق وی باخبر نبوده‌اند.
گفتم: مگر مطابق قانون قبل از انتصاب نباید از مراجع مسئول درباره او استعلام می‌کردند؟!

گفت: می‌گویند در استعلام‌ها نکته منفی‌ای نیامده بود!
گفتم: یعنی مردم عادی سوابق او را می‌دانند ولی وزارت اطلاعات و سایر مراجع مربوطه از آن بی‌خبرند؟!...

گفت: چه عرض کنم؟!
گفتم: یارو از چراغ قرمز رد شده بود، افسر راهنمایی پرسید؛ مگر کوری که چراغ قرمز را نمی‌بینی؟ و یارو گفت؛ چراغ را دیدم ولی شما را ندیدم!

سیاست روز: وزارت چوب بستنی ایجاد باید گردد

جراید: آمارهای رسمی نشان می‌دهد رکورد واردات چوب بستنی در کشور شکسته شده است.
با توجه به خبر فوق نتیجه می‌گیریم که:
الف) وزارت چوب بستنی، ایجاد باید گردد
ب) واردات چوب بستنی، ممنوع باید گردد
ج) رکورد واردات چوب بستنی، تثبیت باید گردد
د) تلاش ملی ما، تشریح باید گردد

معاون سازمان تامین اجتماعی: ۴۵ درصد زایمان‌های کشور به صورت ... انجام می‌شود.
نقطه‌چین بالا را پر کنید.
الف) تورمی با شیب ملایم
ب) تورمی با شیب تند
ج) تورمی با شیب متوسط
د) سزارین

مهندس غرضی: در شرایط فعلی آرامش جامعه ایجاب می‌کند که در جامعه هیچ دعوایی وجود نداشته باشد.
جمله فوق شبیه کدام یک از گزینه‌های زیر است؟
الف) هیچ آبی به جز آبلیمو مزه آبلیمو ندارد.
ب) بشر در اجتماع نقش انسان را در جامعه ایفا می‌کند.
ج) پیراهن با شلوار فرق می‌کند چون شلوار با پیراهن تفاوت دارد.
د) من حرفی ندارم ولی به احترام دیگران در جلسه مناظره می‌نشینم.

رییس سازمان امور مالیاتی: با تلاش‌های صورت گرفته خدمات مربوط به ...از پرداخت مالیات معاف شد.
به جای نقطه‌چین فوق کدام گزینه صحیح است؟
الف) امور فرهنگی
ب) امور پژوهشی
ج) امور رسانه‌ای
د) امور کفن و دفن

آرمان: «عوامل دلواپسی!»

باور کنید ما از اول که اینطوری نبودیم، اوایل یک مقداری رخت توی دلمان می‌شستند، بعد همینطور هی رخت بیشتر توی دلمان شستند، در حدی که با ماشین لباسشویی می‌توانستیم رقابت کنیم، بعد کمی نگران شدیم، بعد همینطور هی مدام نگران می‌شدیم، بدون هیچ دلیلی نگران می‌شدیم، کمی که گذشت به این نگرانی قدری دلشوره هم اضافه شد، چند سال گذشت و گذشت تا ما به مرحله دلواپسی رسیدیم، چی شد که دلواپس شدیم؟ باور کنید اول فکر می‌کردیم بدون هیچ دلیلی دلواپس شده‌ایم، اما کمی که فکر کردیم و با خودمان خلوت کردیم به این نتایج رسیدیم؛ الف- سابقا رسم بر این بود که دلار بالا بکشد، حالا که فیمت دلار مدتی است پایین می‌کشد و از آنجایی که هرچیزی که این کار را بکند خود بخود آدم را به ترس وا می‌دارد، ما دلواپسیم! ب- یک زمانی بود که متاسفانه من شرمنده‌ام اما فقط یک شهرام جزایری داشتیم، بعد ما از دولت‌های سابق (اسم نمی‌برم!) درخواست کردیم که علاوه بر آب، ما درخواست مقداری رانت و ویژه‌خواری هم داریم، نتیجه‌اش روکردن برگ‌هایی به‌نام‌های «خاوری»، «مه‌آفرید» و «بابک رنجانی» شد، الان که دولت هم اسامی ۵۷۵ بدهکار بانکی را به دستگاه قضا داده که همه در زمان دولت سابق (اسم نمی‌برم!) مقداری پول حدود ۸۲ هزار میلیارد تومان وام گرفته‌اند و این اتفاق در این دولت نیفتاده، من خودم را یک دلواپس می‌دانم! ج- دلواپسی که دلیل نمی‌خواهد، شما به عشق در یک نگاه معتقد هستید؟ نتیجه‌اش این می‌شود که بدون هیچ دلیلی، شما در یک نگاه دلواپس می‌شوید.

د- شما ممکن است یادتان نیاید، فصل بهار گوجه‌سبز توی بازار داشتیم این هوا (به این گندگی!) در این صورت شما دلواپس نمی‌شوید؟! حال که شما دلایل دلواپسی در این دولت را کشف کردید، به نظر شما چرا در دولت‌های سابق (همچنان اسم نمی‌برم) کسی دلواپس نمی‌شد؟! الف- چون بارسلونا پشت سرهم رئال‌مادرید را می‌برد، پس دیگر دلیلی برای دلواپسی وجود نداشت.

ب- در دولت‌های یه کم قبل‌تر رسم بر این بود که «سال‌ها دل طلب جام جم از ما کند!» اما در آن هشت سال شرایط طوری بود که دمِ جام جام خیلی گرم بود و مدام ما را تمام شبکه‌ها نشان می‌دادند و دلواپس نبودیم! ج- چون دو تا دو تا می‌شد هر عددی که شما دلتان می‌خواست و این شوخی با اقصی نقاط علم ریاضی خودش قاتل دلواپسی است.

د- پزشکان معتقدند یکی از دلایل چاقی اضطراب است قبلا چون دلواپس نبودیم، چهار قاشق برنج و خورش که می‌خوردیم نیم گرم هم اضافه وزن پیدا نمی‌کردیم، اما الان که دلواپسیم، بوی غذا که مشاممان می‌رسد، حداقل نیم کیلو اضافه وزن پیدا می‌کنیم، چه وضعشه؟!

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل: