گپ و گفتی با بهنام محمودی بازیکن شاخص والیبال ایران: ملی پوش نبایدشکننده شود
در ایتالیا با شیوه کار مربیان آنجا آشنا شدی چقدر کار مربیان داخلی را اصولی می دانی؛من برای مربیان ایرانی احترام زیادی قائلم اما بعضی از مربیان ما واقعا سلیقه ای عمل می کنند
کد خبر: ۶۷۱۵
مثلا یک مربی در یک جلسه تمرین 20 یا30 بار به بازیکن دستور شیرجه می دهد در صورتی که یک بازیکن در یک بازی حداکثر4 یا5 بار شیرجه می زند یا برای بدنسازی تپه را در نظر می گیرند که به اعتقاد من اینها جزو تمرینهای اصولی نیست به اعتقاد من اینها به دلیل دور بودن بعضی از مربیان ما از علم روز دنیاست ما بیشتر کلاسهای مربیگری را در ایران برگزار می کنیم و مربیان ما در این کلاسها دوره می بینند کمتر دیده شده که مربیان ما به خارج اعزام شوند و در کنار تیم های بزرگ دوره ببینند چه عیبی دارد از ایتالیا درس بگیریم حتما والیبال این کشور چیزهایی بیش از ما دارد که این قدر با ما فاصله دارد ما باید به آن نکات دست یابیم.وضعیت باشگاه های ما چگونه است؛من فکر می کنم فقط پیکان و صنام وضعیت مناسبی دارند و بقیه تیم های والیبال ، حتی امکانات اولیه را هم ندارند من از مسوولان فهیم پیکان که سعی می کنند واقعا به ورزش و ورزشکار خدمت کنند، تشکر می کنم ؛ اما مشکل باشگاه های ما با یک یا دو باشگاه خوب حل نمی شود تیمی قدیمی و ریشه دار مثل پیروزی حتی برای تمرین هم سالن ندارد بازیکنان این تیم حتی پول قراردادهایشان را هم نگرفته اند درست است که ورزش ما حرفه ای نیست ، ولی از ورزشکار نتیجه و کار حرفه ای می خواهند در بسیاری از رشته ها ما مشکل داریم و واقعا باید از ورزشکاران ایرانی تشکر کرد که به رغم امکانات و توجه کم، با جان و دل تلاش می کنند.چرا چنین حرفی باید زده شود؛ببینید! ورزشکار ملی پوش وقتی پیراهن ملی را به تن کرد، دیگر مال خودش نیست ، متعلق به ملت است می گویند ورزشکار ملی پوش باید سمبل رفتار و گفتار از نظر سنن و آداب متعارف ما باشد درست هم هست می گویند ملی پوش نباید لباس زننده بپوشد و رفتار ناشایست و گفتار نادرست و حرکتهای ناجور داشته باشد همه این ها درست است ؛ چون ملی پوش بدون آن که خود بخواهد، الگو قرار می گیرد آن هم نه از طرف یک یا دو نفر میلیون ها نفر فقط او را می بینند، اما با همه این احوال بعضی مواقع با ملی پوش راه نمی آیند من 23 سال دارم ، ولی هنوز نتوانسته ام دیپلم بگیرم همه به من قول می دهند، ولی کمک نمی کنند ترم قبل نمره من 5/9 شد؛ اما به من 10 ندادند و باز هم نتوانستم دیپلم بگیرم من چرا نمی توانم به درسم بپردازم ورزشکار ملی پوش الگو قرار می گیرد و واقعا هم باید الگو باشد، اما برخی مواقع بعضی چیزها او را شکننده می کند در همین محله ما20 نفر از نوجوانان و جوانان به والیبال روی آورده اند. در این محله چرا5 سال پیش خبری از والیبال نبود؛ جوانانش می رفتند در باغهای اطراف کارگری می کردند سیب میچیدند و اصلا کاری به ورزش نداشتند چه امری باعث تبلیغ والیبال شد؛ تازه فقط محله ما نیست کل ایران همین طور است جوانان ما با خود می گویند اگر بهنام محمودی و سعید رضایی توانستند به ایتالیا بروند، ما هم می توانیم در ایتالیا مشکلی نداشتی ؛تنها مشکل من مشکل عاطفی بود؛ چون خیلی به خانواده ام وابسته ام اول خیلی دغدغه داشتم و به خصوص زیاد به مادرم فکر می کردم ولی از لحاظ فنی مشکل نداشتم آنها متعجب می شدند که من با این پول کم چرا این قدر انگیزه دارم برای من پول مهم نبود آنچه برایم مهم بود، بازی خوب و سربلند شدن خودم و نام ایران بود تماشاگران هم برای جبران این تلاش من ، پرچم ایران و ایتالیا را با هم تکان می دادند من در ایتالیا از نزدیک بازی بازیکنان بزرگ دنیا را دیدم بازی فومین ، پاپی ، جیانی و خیلی های دیگر واقعا می دانم اگر مشکل روانی بازی با تیمها و بازیکنان بزرگ در من و بازیکنان با استعداد دنیا حل شود، چیزی از آنها کم نداریم این توانایی را در خودمان می بینم در ایتالیا بازیکنانی مثل گاردینی و برناردی با36 یا37 سال و فومین با32 یا33 سال ، در سوپرلیگ بازی می کنند؛ اما در ایران بازیکن تا به 29 سالگی می رسد او را کنار می گذارند بازیکن هم آن قدر سرکوفت می شنود که مجبور می شود به سراغ یک شغل آزاد برود همین مساله یعنی نداشتن آینده ، خود دردسر بزرگی است من اگر در همین 23 سالگی زانوهایم آسیب ببیند و نتوانم بازی کنم ، هیچکس پیدا نمی شود که هزار تومان به من کمک کند با این شرایط ورزش کردن عشق می خواهد که الحمدلله جوانان ما دارند و اگر به آنها رسیدگی شود، به کشورهای بزرگ خواهند رسید کما این که در کره دیدیم در بازی با ژاپن با پیروزی فقط یک قدم فاصله داشتیم ؛ ولی متاسفانه 3 بر2 باختیم حرف زیاد است ، اما متاسفانه نمی شود همه حرفها را زد؛ چون اگر بخواهم درددل کنم ، می گویند محمودی یک سال به ایتالیا رفته و حرف بیخود می زند؛ اما اینها حقیقت است بیمه ، ابتدایی ترین امر است بیمه ، ورزشکار را تامین می کند؛ ضمن آن که می توانند برای بازیکنان طراز اول مملکت که در تیم ملی حضور می یابند، حقوق تعیین کنند، در تمام رشته ها و در تمام رده ها این کار، باعث می شود آینده ورزش تامین و جوانان هم انگیزه پیدا می کنند چرا باید طوری برخورد کنیم که همه بگویند "پهلوان زنده را عشق است"؛ از امکانات تیم های ایتالیایی و ایرانی صحبت کردی سانتاکروچه تیمی دسته اولی است یعنی دارای امکانات متوسطی است این تیم چه امکاناتی در اختیار داشت تیم پارما که می خواستی با آن قرارداد ببندی ، چه چیزهایی بیشتر از سانتاکروچه داشت؛ ما در آنجا هفته ای 2 تا3 جلسه بدنسازی داشتیم دکتر بدنسازی پاها و کمر، با دکتر بدنسازی سرشانه ها و قسمت بالایی بدن فرق داشت دکتر تغذیه داشتیم یکی نفر هم مسوول رایانه بود و آمار و ارقام تمرینی مربوط به افراد را ثبت می کرد حتی توپهایی که آنجا بود، با توپی که در اختیار باشگاه های ماست ، تفاوت داشت نور سالن کارشناس داشت ، در حالی که در ایران حتی در سالنی که با لامپ مهتابی هم روشن شده باشد، بازی می کنند در ایران حتی سالنهایی داریم که کفپوش هم ندارند در گنبد ما برروی سیمان بازی کردیم من در آن زمین شیرجه زدم و پوست بدنم کنده شد من اگر بر روی سیمان بازی کنم، عمر والیبال من از10 سال به 3 سال کاهش می یابد از امکانات سانتاکروچه و پارما می گفتید در شهر سانتاکروچه ما با این مشکلات روبه رو نبودیم نام کامل تیم ما کودیه کولوپی سانتاکروچه سولارنو بود کودیه کو نام اسپانسر تیم ما، لوپی نام اصلی تیم ما به معنای گرگها، سانتاکروچه نام شهر و سولارنو نام یکی از بزرگترین رودخانه های ایتالیا بود که از کنار شهر سانتاکروچه می گذشت این تیم سال گذشته مشغول ساخت سالن بود، اما در شهر سانتاکروچه 20 سالن وجود داشت که هر زمان اراده می کردند، یکی از سالنها در اختیار این تیم قرار می گرفت در پارما بزرگترین ارتوپد ورزشی ایتالیا در خدمت این تیم بود؛ پزشکی که زانوی پاپی و جیانی را عمل کرده بود و یک هفته بعد آنها قادر به بازی بودند سالن تمرین پارما از یک کفپوش خاص پوشیده شده بود کفپوش اولیه ، یک کفپوش معمولی بود، روی آن یک کفپوش 2 سانت استاندارد قرار داشت و روی آن هم یک کفپوش از جنس کفپوشی که در سالن آزادی داریم، دیده می شد وقتی می پریدیم و به زمین می آمدیم ، انگار روی فنر پایین آمده ایم با این وضع آسیب دیدگی به حداقل می رسد در آنجا حتی کفش هم ، مسوول خاصی داشت در ایران کفشی که به بازیکنان می دهند، همه از یک نوع است ، در صورتی که در پارما و یا حتی در لوپی این طور نبود کفشی که به یک فرد60 کیلویی می دادند، از یک جنس بود و کفشی که به یک والیبالیست صد کیلویی می دادند، از یک جنس دیگر از نظر آنها جنس کفش برای مقاومت در برابر فشاری که به آن وارد می شود، جهت حفظ اعضای بدن به خصوص زانوها و مفاصل خیلی مهم است و با توجه به وزن ، جنس کفش را هم تغییر می دادند و یا هر3 ماه یک بار کفش ورزشکار را عوض می کردند در آنجا وزنه زدن هم شرایط خاص خود را داشت وقتی می خواستیم وزنه بزنیم همه چیز در کنترل رایانه بود و رایانه تعیین می کرد که چقدر باید وزنه بزنیم و نشان می داد چقدر برای تمرین آمادگی داریم یعنی شخص در آنجا نظر نمی داد، اما این جا کار سلیقه ای است وزنه ای که محمودی می زند، با وزنه ای که نجاتی یا افشاردوست می زند، یکی است در صورتی که وزنه زدن ما باید براساس یک جدول خاص و مطابق با وزن ما باشد این مسائل به دلیل نبود افراد متخصص در موارد مختلف اتفاق می افتد بعضی از تیم های ما فقط یک بدنساز دارند و بعضی ها همین یک بدنساز را هم ندارند با این اوصاف چه انتظاری است؛ یک بار در آنجا ما در یک روز، در4 بخش تمرین کردیم ، یک بار بازیکنان سرعتی ، یک بار بازیکنان قدرتی ، یک بار پاسورها و یک بار هم بازیکنان توپگیر در آنجا خوراک و تغذیه ما هم تحت نظر بود یعنی در هر موردی که می تواند در نهایت به پیشرفت ما کمک کند، مسوول و متخصص داشتیم حرف دیگری هم باقی مانده است؛ من فقط آرزو می کنم والیبال کشورم پیشرفت کند فدراسیون والیبال زحمت خودش را در حد توان و بالاتر از آن می کشد، اما امکاناتی که در اختیار این فدراسیون قرار می دهند، کافی نیست ضمن آن که وزارت آموزش و پرورش باید ارتباط خوبی با فدراسیون ها از جمله والیبال برقرار کند و امر ورزش از یک بحث عمومی و در بعضی مواقع نه چندان جدی ، به یک امر تخصصی و کاملا جدی تبدیل شود.