در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نمیخواهیم به ماهیت این مسابقه بپردازیم و درباره چیستی آن صحبت کنیم که این خود به مجال دیگری احتیاج دارد، بلکه میخواهیم درباره ماهیت بازیگری در رسانهای مانند تلویزیون ـ بخصوص تلویزیون ما ـ و تربیت بازیگر مختص این مدیوم رسانهای تا آنجا که مجال هست، بپردازیم.
اول اینکه تلویزیون همانطور که صدابردار، تصویربردار و... تربیت میکند باید بازیگر هم تربیت کند و این بازیگر باید سالها در تعهد رسانه باشد.
اکنون رسانه پلهای شده برای ارتقای بازیگران از صفحه کوچک تلویزیون به پرده بزرگ سینما. حتی میشود گفت نهفقط تلویزیون کمترین نفعی از این معامله نمیبرد که اتفاقا متضرر بزرگ هم اوست زیرا معمولا بازیگری که پایش به پرده بزرگ سینما برسد به همان اندازه هم اندازه توقعاتش بزرگ و گاه عجیب میشود تا آنجا که بعضی اوقات دیگر شاید کمتر راغب شود به خانه اولش، یعنی تلویزیون برگردد. تلویزیون باید بیش از اینها به تربیت بازیگر برای حضور در آثار مختلفش متمرکز شود و این تربیت البته باید به همراه تعهد باشد؛ به این معنی که همانطور که رسانه زمینه بروز و ظهور استعدادهای یک بازیگر را فراهم میکند و او و هنرش را به مخاطب میلیونی جامعه معرفی میکند باید این امکان را نیز بوجود آورد تا چنین بازیگری تعهد متقابلی به رسانه داشته باشد. اگر چنین اتفاقی بیفتد میتوان امیدوار بود که رسانه بتواند گامهای مطمئن و بلندتری در عرصه هنرهای نمایشی بردارد.
شاید بگویید که اینها چه ربطی به ارتقای آثار نمایشی تلویزیون دارد و اساسا رسانه چگونه میتواند با این تمهید گامهای بلندی در عرصه نمایش بردارد؟
نکته دقیقا همینجاست. در سالهای گذشته تلویزیون طرحهای بلندپروازانهای در تولید سریال و بخصوص انواع و اقسام تلهفیلم داشته است، اما باید گفت که این حرکت در برابر آنچه رسانه برای انجام آن هزینه کرده و وقت گذاشته، کمتر دیده شده است.
وقتی بخش عمده بودجه یک تلهفیلم فقط به چند بازیگر اختصاص مییابد و در مقابل سهم مادی و معنوی کسانی که بسیار بیشتر از بازیگر در شکلگیری اثر نقش داشتهاند، آنقدر مهجور است که اصلا به چشم نمیآید، طبیعی است که ادامه این وضع نمیتواند به خلق آثار تاثیرگذار و ماندگار بیش از این منجر شود.
کمترین تاثیر استفاده از بازیگران «مختص تلویزیون» این است که برای خیلی از جوانان ایجاد انگیزه میکند که در یک میدان رقابتی صحیح از سوی یک رسانه که امکان تولید و پخش آثار مختلف را دارد، «هنرشان» را عرضه کنند. همچنین عدالت در تقسیم بودجه یک اثر بین عوامل بیش از پیش نمود پیدا میکند و باعث میشود بخشهای دیگر تولید یک فیلم یا سریال مثل فیلمنامهنویس و طراح صحنه باانگیزهتر از قبل حاضر شوند.
حتی اگر به دوران طلایی سینما هم نگاه کنیم، باز میبینیم که در آن دوران هر کمپانی فیلمسازی تعدادی از هنرپیشههای طراز اول را در اختیار داشت که فقط در فیلمهای آن کمپانی ظاهر میشدند یا با صلاحدید آنها در آثار کمپانیهای دیگر ظاهر میشدند و این باعث میشد که فیلمسازان با خیال راحت به در اختیار داشتن فلان بازیگر، سناریوی اثر را بنویسند و به مراحل تولید فکر کنند؛ تقریبا همان چیزی که امروز درباره بازیکنان فوتبال شاهد هستیم که هر بازیکنی در یک زمان مشخص به یک تیم تعهد دارد.
مهدی غلامحیدری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: