در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، بیستونهم اردیبهشت سال گذشته مردی با مرکز فوریتهای پلیسی 110 شهرستان بهارستان تماس گرفت و از درگیری مسلحانه مقابل خانه همسایهاش خبرداد. کارآگاهان جنایی با اعزام به محل، مشاهده کردند مرد جوانی با شلیک گلوله بشدت زخمی شده است. مرد زخمی به بیمارستان منتقل و در تحقیق از شاهدان حادثه مشخص شد، ضارب پدرزن مرد زخمی بوده و در حالی که سلاح به دست داشته پیش از حضور پلیس فرار کرده است.
با تشکیل پرونده و به دستور قضایی فرد ضارب تحت تعقیب قرار گرفت و در حالی که جستجو برای دستگیریش آغاز شده بود، ماموران گزارشی از بیمارستان دریافت کردند که نشان میداد، جوان زخمی به دلیل شدت خونریزی فوت کرده است.
با گزارش مرگ این جوان به بازپرس رجبی، جسد به پزشکی قانونی منتقل و در ادامه با احضار خانواده متهم به قتل تحقیق از آنها آغاز و معلوم شد آنها فقط شاهد درگیری بودهاند و نمیدانند پدر خانواده به کجا متواری شده است.
با جمعبندی اطلاعات، پاتوقهای احتمالی متهم زیر نظر گرفته شد، اما ماموران موفق به یافتن وی نشدند تا این که دو روز پیش کارآگاهان جنایی اطلاع یافتند متهم فراری در یکی از شهرستانهای استان کرمانشاه مخفیانه زندگی میکند؛ بنابراین با هماهنگی قضایی به محل اعزام و متهم را دستگیر کردند. با انتقال عامل جنایت به پلیس آگاهی، وی به قتل دامادش اعتراف کرد و گفت: مقتول ـ دامادم ـ با دخترم اختلاف داشت و دخترم حاضر به ادامه زندگی با شوهرش نبود.
متهم افزود: پس از آن که دخترم قهر کرد و به خانه بازگشت، دامادم تلفنی او را تهدید کرد، اما دخترم حاضر نبود بدرفتاریهای شوهرش را تحمل کند. دامادم که از موضوع مطلع شده بود، همراه چند نفر از اعضای خانوادهاش مقابل خانهام آمد و با من مشاجره کردند. او میخواست به زور دخترم را با خود ببرد که با او مقابله کردم و برای ترساندن وی با سلاحی که در خانه داشتم به وی شلیک کردم.
وی یادآور شد: وقتی همسایهها با صدای شلیک گلوله به خیابان آمدند، وحشت کرده و متواری شدم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: