آشفتگی دیپلماسی امریکایی درعراق

دکتر کمال خرازی وزیر امور خارجه ایران در 27 اردیبهشت ماه جاری بنا به دعوت دولت انتقالی عراق ، وارد بغداد شد و طی 3 روز اقامت در عراق علاوه بر دیدار با مقامات رسمی این کشور از جمله جلال طالبانی
کد خبر: ۶۶۷۷۳
رئیس جمهور، ابراهیم جعفری نخست وزیر، حاجم الحسنی رئیس مجمع ملی عراق ، هوشیار زیباری وزیر امور خارجه و عبدالعزیز حکیم رهبر مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق و آیت الله سیستانی موضوع بسته شدن پرونده جنگ تحمیلی عراق علیه ایران را بررسی و توافقنامه صلح بین 2کشور را امضا کرد.
این دیدار که پس از 25سال اولین دیدار رسمی بین دو کشور بود، می تواند آغازگر روابط دیپلماتیکی کامل باشد گرچه این روابط در زمان جنگ عراق علیه ایران قطع شد.
به هر حال سفر خرازی به عراق در شرایطی روی داده است که دولت برخاسته از آرا مردم عراق با مسائل مختلفی همچون مشکلات امنیتی ، تحرکات تروریستی ، مداخلات خارجی و معضلات اقتصادی روبه روست و این سفر در حالی است که دولت جدید عراق تاکنون با استقبال چندان گرمی از سوی کشورهای عرب منطقه مواجه نبوده است.
خرازی ضمن دیدار با دکتر ابراهیم جعفری نخست وزیر عراق درخصوص پرداخت غرامت عراق به ایران که سازمان ملل متحد بغداد را مکلف به پرداخت آن کرده است ، تبادل نظر کرد.
عراق براساس قطعنامه سازمان ملل متحد باید 97میلیارد دلار غرامت برای خسارت های ناشی از جنگ علیه ایران در دوران رژیم بعث و ویرانی های ناشی از آن به ایران پرداخت کند ؛ خرازی و دکتر جعفری همچنین درخصوص امضای توافق صلح میان دو کشور که از سال 1980به مدت 8سال قطع شده بود نیز با یکدیگر به گفتگو پرداختند.


مبارزه با تروریسم ، ضمانت امنیتی
یکی از عمده ترین پیامدهای اشغال عراق ، حاکم شدن بی ثباتی ، ناامنی ، ترور و منازعات متوالی در داخل این کشور است.
بنابراین در این شرایط، ایجاد ثبات ، امنیت و صلح و ساماندهی وضعیت داخلی ، به اصلی ترین دغدغه اشغالگران و اعضای دولت و مردم عراق تبدیل شده است.
امریکا با وجود کمک بزرگش به ملت عراق که همان پایان دادن به حکومت خودکامه و بی رحم صدام حسین بود، بتدریج در میان مردم این کشو نیروی اشغالگر نامیده شد.
مردم عراق به علت کند بودن روند بازسازی اقتصادی ، بیکاری ، حضور گسترده نیروها و پیمانکاران خارجی و از همه مهمتر تروریسم و هرج و مرج که امنیت شخصی آنها را تهدید می کند، سرخورده و بی قرار شده اند و این برداشت قوت گرفته است که نیروهای نظامی و غیرنظامی خارجی ، مداخله جویانی هستند که هدف پنهان آنها وابسته کردن عراق به دولتهای خارجی است.
در این میان رویکرد شورشیان هم قابل تامل است. آنها از لحاظ سیاسی موقعیت مستحکمی ندارند چون هیچ برنامه سیاسی خاصی برای بیرون راندن نیروهای خارجی ندارند.
در ابتدا پسمانده های رژیم بعث ، شورش علیه نیروهای خارجی را آغاز و آن را رهبری کردند؛ اما پس از چندی ، تروریست های خارجی و نظامیان کهنه کار که ملی گرایی و بیگانه ستیزی انگیزه اصلی آنها بود، به جمع شورشیان بعثی پیوستند. عناصر باقیمانده بعثی ، خطر بلند مدت چندانی محسوب نمی شوند، زیرا مبارزه سیاسی آنها اعتباری میان مردم عراق ندارد و تنها در منطقه سنی نشین مرکز عراق از حمایت جسته و گریخته ای برخوردارند؛ یعنی فلوجه کانون سنی های افراطی است که تعداد تا معلومی از عناصر داوطلب خارجی از جمله تعدادی از افراد وابسته به القاعده را به آنجا کشانده است.
در حقیقت فلوجه به یک منطقه «ورود ممنوع» تبدیل شده که مشکلات امنیتی بی وقفه ای فراهم کرده است. فرمانده لشکر یکم تفنگداران دریایی امریکا «ژنرال جاسم محمد صالح» یکی از بعثی های صدام یک واحد نظامی برای تامین امینت فلوجه تشکیل داد.
این یگان نظامی که بسیاری از اعضای آن را همان شورشیانی تشکیل می دهند که با تفنگداران دریایی جنگیدند، همچنان با نیروهای ائتلاف و دولت جدید عراق سر دشمنی دارد.
به هر حال مهمترین مساله ، مبارزه با عوامل ناامنی است زیرا بازسازی سیستم امنیتی شامل پلیس و ارتش مستلزم دوری از ساختار پیشین است. در ساختارهای گذشته عراق ، سیستم امنیتی همواره به مثابه عامل سرکوب مردم و تهاجم به کشورهای همسایه عمل کرده و تاریخ این کشور درگیر فرایندهای خونین مانند کودتا و درگیری بین مخالفان و دولت بوده است.
در نظامهای پیشین ، دولت مرکزی با حمایت نیروهای نظامی و ارتش ، فرایند امنیت ملی ، سیاستگذاری و رویه های قضایی را کنترل می کرد.
به هر حال تجدید ساختارهای نظامی و امنیتی مستلزم بعثی زدایی از این نهادهاست چرا که در مقایسه با مواردی چون کوزوو، سومالی و افغانستان ، عراق از سابقه تحمیل نظم توسط نهادی امنیتی برخوردار بوده است.


رایس ؛ تبیین سیاست خارجی در عراق
طرفداران تلاشهای کاخ سفید معتقدند اشاعه دمکراسی قدیمی ترین هدف سیاست خارجی امریکا در سراسر جهان است.
آنان می افزایند صرفنظر از مشکلات موجود این مساله همچنان هدف عمده ای باقی خواهد ماند. به هر حال انتقال قدرت بدون ایجاد ثبات در عراق برای دولتمردان امریکایی یک شکست محسوب می شود.
زیرا تنها آغاز مرحله ای تازه از دردسرهای امریکاییها در عراق است .در قرن گذشته ، ایالات متحده امریکا، دست کم 170مداخله نظامی در کشورهای مختلف جهان داشته است. وجه مشترک و غالب همه این تجاوزها هدیه دادن آزادی ، حذف دیکتاتورها و تزریق دمکراسی و ارزشهای امریکایی بوده است.
شاید این جمله آرتور شلینگر تاریخدان برجسته امریکایی خوی حماقت آمیز دبلیو بوش را آشکار می کند. وی می گوید: «تهاجم نظامی به عراق روزی به یاد ماندنی در تاریخ بی آبرویی هاست.»
اما این مساله در ساختار ذهنی و فکری روسای جمهوری امریکا چندان واجد اهمیت نیست. آنچه اهمیت دارد، نباختن جنگ است. همان طوری که لیندون جانسون و ریچارد نیکسون در کوران جنگ ویتنام معتقد بودند که «نباید اولین رئیس جمهوری امریکا باشند که جنگ را می بازند».
این مساله البته برای بوش پسر بسیار حیاتی است ؛ چرا که وی ملت و حکومت امریکا را برگزیده خداوند و دارای حق سیطره بر کل جهان می داند. سفر کاندولیزا رایس ، وزیر امور خارجه امریکا 2روز قبل از سفر خرازی به عراق بود که وی تنها با رهبران سیاسی عراق و مقامات و نظامیان امریکایی دیدار کرد.
رایس پیش از این که به سمت وزیر امور خارجه امریکا انتخاب شود، گفته بود: «به عنوان بچه جنگ سرد، آموختم که آزادی رادیو، برای دریافت پیام در پشت پرده آهنین بسیار مهم است.»
صحنه عراق آنقدر آشفته است که درک مجموعه حوادثی که در آن رخ می دهد دشوار به نظر می رسد. سایه سنگین اشغالگران ، اوضاع نابسامان عراق را پوشانده است ؛ زیرا عراق اکنون ، شرایط زمانی بسیار حساس و نگران کننده ای را سپری می کند که این شرایط برای ملت عراق و منطقه بسیار حساس و سرنوشت ساز است.
لذا مشکلات معیشتی و اقتصادی از یک طرف و مسائل نظامی امنیتی از طرف دیگر، عراق و دولت جدید را با چالشهای جدی مواجه کرده است. حضور ناگهانی و غیرمترقبه رایس در عراق با انتقاد از حضور کمرنگ اهل تسنن در صحنه سیاسی عراق و درخواست علنی از دولت جعفری برای مشارکت هر چه بیشتر اهل تسنن عراق در کار تدوین قانون اساسی این کشور، کوشید شکاف به وجود آمده بین دولت امریکا و گروههای اهل تسنن عراق را کاهش دهد یا حداقل وانمود کند که قصد انجام چنین کاری را دارد و در همین حال ، از حجم نگرانی کشورهای عرب همسایه عراق نسبت به شکل گیری ساختار دولتی شیعه در عراق بکاهد و به دغدغه هایی که از سوی رهبران مختلف کشورهای عربی در کاخ سفید از آنها پرده برداشته شد پاسخ گوید.
70عملیات انتحاری و 400کشته آن هم ظرف 2هفته ، کارنامه ای است که می تواند دلیل خوبی برای خانم رایس برای سفر خود به عراق باشد.
گرچه دیک چنی ، معاون رئیس جمهور امریکا می گوید: «راه خاورمیانه بزرگ از عراق می گذرد؛ ولی ما فعلا در عراق گرفتار و زمینگیر شده ایم.» و این نمونه ای است از ناتوانی امریکا در عراق. مهمتر آن که رایس هم گفته است : «ما اجازه حاکمیت یک نظام دینی را در عراق نمی دهیم»؛ اما مثلث قدرت شیعیان ، کردها و سنی ها دولت فعلی را تشکیل دادند.
ناگفته نماند که امریکایی ها صاحب تمامیت سیاست های راهبردی دولت و ملت عراق نیستند و همیشه تحولات طبق خواست و نظر آنها پیش نمی رود. پیروزی انقلاب اسلامی ایران و شکل گیری نظام جمهوری اسلامی در ایران نمونه بارز یک مثال عینی است ، نتیجه انتخابات اخیر در عراق ، دلخواه امریکا نبود؛ اما اتفاق افتاد و راهبرد امریکا را در عراق با شکست مواجه کرد.
هدف امریکایی ها از اشغال عراق این بود که با استراتژی یکجانبه گرایی یک هژمونی قدرت در جهان ایجاد کنند؛ اما موفق نشدند.
درخصوص برقراری دمکراسی در عراق نیز، اکنون با گذشت ماهها از اشغال عراق نه تنها دمکراسی در عراق برقرار نشده ، بلکه موج سرکوب ، شکنجه و قتل و کشتار مردم از سوی نظامیان امریکایی همچنان ادامه دارد.
حضور رایس در بغداد و ملاقات با مقامات عراقی از کارآمدی قدرت امریکا در عراق حکایت دارد و ناتوانی امریکا در تامین حداقل امنیت برای مقامات امریکایی در عراق ، سردرگمی این کشور در سیاست خارجی خود ارزیابی می شود، چنانچه رایس پس از نتیجه نگرفتن از حضور خود در عراق بلافاصله به امریکا بازگشت.

خیرگرد رستمی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها