تلویزیون نقش موثری در الگو سازی، تنویر افکار عمومی و تحقق شعار سال دارد

فیلمسازی با مصالح موجود

واقعیت این است که برخی تصورات کلیشه‌ای و غلط درباره مفاهیمی مثل فرهنگ و اقتصاد و نسبت میان آنها در ضمیر ناخودآگاه جمعی شکل گرفته که انگار این دو، جزیره‌های دورافتاده از هم هستند یا دو خط موازی که هیچ وقت به هم نمی‌رسند.
کد خبر: ۶۶۷۱۳۹

حتی در یک نگاه بدبینانه اگر کسی در حوزه فرهنگ از تجارت و کار اقتصادی سخن بگوید با دیده تردید و سوءظن به او می‌نگرند، گویی کنش اقتصادی در حوزه فرهنگ یک گناه نابخشودنی است. از آن سو نیز برخی گمان می‌کنند کسی که تاجر است یا فعالیت‌های اقتصادی گسترده دارد از فرهنگ و تعلقات آن بی‌خبر است و حتی دشمن آن است. شاید نامگذاری امسال بهانه‌ای شود تا شکاف تاریخی بین اقتصاد و فرهنگ برداشته شده و این همنشینی به شکوفایی هر دو منجر شود.

در جهانی به سر می‌بریم که اقتصاد و فرهنگ همسایه دیوار به دیوار هم بوده و سری از هم سوا هستند و این هر دو باید در کف آدمی باشد تا آدمیت ممکن شود.

سالی که به نام اقتصاد و فرهنگ مزین شده باید بیش از هر چیز به پیوند این دو بیندیشد. امروزه بحث اقتصاد فرهنگ از یک سو به ظرفیت‌سازی اقتصادی نهادهای فرهنگی و سودآوری آن پیوند خورده و از سوی دیگر محتاج فرهنگ اقتصادی و نهادینه شدن آن در کنش‌های اجتماعی است. حتی بسیاری از اندیشمندان حوزه علوم اجتماعی و انسانی معتقدند اقتصاد آینده، اقتصاد فرهنگ محور و مبتنی بر توسعه تکنولوژی‌های ارتباطی و تبلیغات فرهنگی است.

امروزه در این جهان رسانه‌ای هر تاجر و کاسبی برای موفقیت در بازار پررقابت و تنگاتنگ نمی‌تواند به ابزارها و مکانیسم‌های فرهنگی بی‌توجه باشد. هم اقتصاد رقابتی و هم اقتصاد مقاومتی هر دو یک رویکرد فرهنگی به اقتصاد است. در این میان نهادها و مراکز فرهنگی در ساحت‌های مختلف فرهنگی، فقط تولیدکننده محصول و کالای فرهنگی نیستند، بلکه به شکل مستقیم و غیرمستقیم در هم‌افزایی اقتصادی و رونق چرخه اقتصادی تاثیر می‌گذارند. بویژه این‌که فرهنگسازی در حوزه اقتصاد در کشور ما یک ضرورت تاریخی است که اهمیت مضاعفی هم پیدا می‌کند. سیمافیلم به‌عنوان یک نهاد و مرکز فرهنگی که رسالت بزرگ هنر فیلمسازی برای تلویزیون را نیز بر دوش می‌کشد می‌تواند و باید از نسبت این دو برای ارتقای کیفی آثار تولیدی و جذب سرمایه‌ها و منابع اقتصادی لازم به منظور پویایی بیشتر فرآیند فیلمسازی بهره بگیرد.

گسترش فرهنگ اقتصادی

از دو رویکرد در نسبت بین سیمافیلم و رسالت آن با نامگذاری امسال و اهداف آن می‌توان سخن گفت. یکی گسترش فرهنگ اقتصادی از طریق بازنمایی و دراماتیزه کردن شاخصه‌ها و مولفه‌های الگوی صحیح رفتار اقتصادی بویژه اقتصاد خانوار است که می‌تواند از طریق ساخت تله‌فیلم یا سریال‌هایی با این محوریت، به گسترش فرهنگ اقتصادی در جامعه کمک کند و علاوه بر تذکر اهمیت آن به ارائه الگوهای عینی در این زمینه اقدام نماید.

مثلا اگر سیاست‌های کلان اقتصادی بر مبنای الگوی اقتصاد مقاومتی تعریف شود باید در تولید آثار نمایشی فرهنگ صرفه‌جویی و زیست بهینه از طریق نمایش موقعیت‌های دراماتیک به مخاطب منتقل شود یا مثلا یکی از آسیب‌های شناختی‌ /‌ رسانه‌ای درباره ثروت و افراد ثروتمند در بیشتر فیلم و سریال‌های ما دیده می‌شود که به یک نوع بدبینی عمومی نه فقط به ثروتمندان که اساسا به فعالیت اقتصادی منجر شده و می‌تواند به‌عنوان موانع ذهنی و فرهنگی رشد اقتصادی شناخته شود. این در حالی است که در آموزه‌های دینی ما بر تجارت و بازرگانی سالم تاکید شده و مثلا خود پیامبر(ص) کسی را به همسری برمی‌گزیند که به‌عنوان یک زن در آن دوره تاریخی بازرگان بوده است. شاید بیش از موانع سخت‌افزاری، این موانع نرم‌افزاری و ذهنی که ریشه در فرهنگ و رفتارهای فرهنگی دارد، رشد و شکوفایی اقتصادی در کشورما را مسدود می‌کند.

واقعیت این است که رشد اقتصادی در کشور لزوما به فعالیت‌های ناب اقتصادی و گسترش مناسبات تجاری و بازرگانی ختم نشده و دست‌کم به آن اندازه محتاج فرهنگسازی است. تلویزیون به‌عنوان مرجع موثر در الگو‌سازی و تنویر و هدایت. افکار عمومی، نقش موثری در تحقق شعار امسال داشته و بویژه با نمایش رفتارهای صحیح اقتصادی یا اصلاح رفتارهای غلط اقتصادی این شعار را به شعوری عملی بدل کند. رشد اقتصادی کشور به بسط فرهنگ اقتصادی نه فقط در مراکز سازمانی که پیش از آن در نهاد خانواده متکی است. سیمافیلم با تولید آثار نمایشی در خانواده‌ها، حضور اثربخش داشته و می‌تواند با استفاده از این فرصت و ظرفیت رسانه‌ای گام‌های بلندی در این راستا بردارد، اما از سوی دیگر مراکز و نهادهای اقتصادی باید به این باور برسند که بخشی از سرمایه خود را برای فرهنگسازی هزینه کرده و با سهیم شدن و مشارکت در تولید آثار نمایشی به این توسعه دوسویه دامن بزنند. امروزه در بیشتر کشورهای توسعه‌ یافته در جهان، شرکت‌های بزرگ اقتصادی در تولید آثار فرهنگی ـ هنری مشارکت کرده و از طریق فرآیند اسپانسریک هم به تامین بیشتر منافع خود کمک می‌کنند و هم به رشد و تعالی فرهنگ.

استفاده از ظرفیت‌های اقتصادی

واقعیت این است که کار فرهنگی دارای یک نوع کنش اقتصادی در درون خویش است، منتها نتایج آن در بلند‌مدت خود را نشان می‌دهد. طبیعتا نباید همان انتظاری که در سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی داریم از سرمایه‌گذاری در حوزه فرهنگ هم داشته باشیم یا گمان کنیم چون فرهنگ دیربازده است پس باید از آن چشم پوشید یا ظرفیت‌های اقتصادی آن را دست‌کم گرفت. رشد اقتصادی یک فرآیند تاریخی است که به فرهنگسازی نیازمند است و فیلم و سینما و هنر بیش از هر ابزار فرهنگی دیگر در جهانی که در تسخیر تصویر قرار گرفته می‌تواند تحقق این هدف را ممکن کند.

درواقع سیمافیلم از یک سو با اعتمادسازی و جلب سرمایه‌های مراکز اقتصادی و از سوی دیگر با گسترش فرهنگ اقتصادی از طریق تولید آثار نمایشی، می‌تواند نسبت عملیاتی با شعار امسال برقرار کرده و به ابزاری موثر برای تحقق این آرمان بدل شود. این مهم از طریق مفاهمه و درک متقابل بین سیمافیلم و نهادهای اقتصادی میسر شده و البته می‌تواند بخشی از کسری و کمبود بودجه که در سال گذشته دامنگیر صداوسیما و مراکز وابسته به آن بوده را جبران کند.

این معامله البته از این جیب به آن جیب است؛ هر پولی که از کیف اقتصاد به حساب فرهنگ واریز شود یک سرمایه‌گذاری برای خود اقتصاد است که سودش در نهایت به جیب اقتصاد هم خواهد رفت. این نه به معنای نگاه کاسب کارانه به فرهنگ که بهره‌وری از ظرفیت اقتصادی فرهنگ است.

سیدرضا صائمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها