در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ـ مامان ماهی عزیز من مرده و من غصه میخورم.
ـ عیبی نداره. انشاءالله خودت سلامت باشی عزیزم.
ـ مامان چرا ماهیها میمیرن؟
ـ خب ماهیها احتیاج به رسیدگی دارند، مثلا وقتی هوا داخل آب کم میشود باید آب را عوض کنیم و وقتی گرسنه میشوند باید غذا به آنها بدهیم. اما اگر بیش از حد غذا بخورند هم مریض میشوند. سمیرا جان یادت هست چند روز پیش، یک تکه نان انداختی در آب و یک تکه خیار ؟ فکر کنم ماهی این خوراکیها رو دوست نداشته و مرده. حالا عیبی نداره هنوز یکی دیگه داری سعی کن از آن یکی خوب نگهداری کنی.
ـ مامان آخه من نمیدونم چه کار کنم و چه کار نکنم؟
همان موقع پدر به جمع آنها پیوست و گفت: دخترم یک کاری که نباید انجام بدهی این است که با دستت ضربه به شیشه و ماهیها نزنی، چون آنها میترسند و سکته میکنند. وقتی میخواهی آبش را عوض کنی ظرف ماهی را مستقیم زیر شیر آب نبر. اول مقداری آب در ظرفی بریز و صبر کن و بعد آب را برای ماهیها بریز. اگر هم دیدی آفتاب آب ماهیها را گرم کرده یک یخ کوچک داخل آب آنها بینداز و غذا هم دو وعده، آن هم از غذای خود ماهیها بهشون بده.
ـ باشه پدر از این به بعد سعی میکنم مواظب ماهیام باشم. ولی ایکاش خدا ماهی طلاییام را زنده میکرد تا بهش میگفتم که دیگه اذیتش نمیکنم.
پدر کمی نمک در آب ریخت، ناگهان ماهی طلایی سمیرا شروع کرد به نفس کشیدن و دوباره زنده شد.
سمیرا کوچولو خیلی خوشحال شد و گفت: مرسی خدای مهربون که حرفم را شنیدی.
گلنوشا صحرانورد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: