بدون تردید تور لانکاوی مالزی معتبرترین تور دوچرخهسواری است که در سطح قاره کهن برگزار میشود؛ توری که هرساله پای برخی تیمهای حرفهای را به خود باز میکند. قطریها با تور تازهتاسیس خود که در فصل زمستان برگزار میشود یا چینیها با تور چین هایلک به دنبال این هستند که این تور را کنار بزنند، اما لانکاوی همچنان در صدر ایستاده است. 19 سال از عمر برگزاری این رقابتها میگذرد و تا سال 2014 هیچ رکابزنی از آسیا نتوانسته بود عنوان قهرمانی این رقابتها را از آن خود کند تا این که ورزشکاری از ایران سرانجام این طلسم را شکست. باور این که میرصمد پورسیدی بتواند گوی سبقت را از رکابزنان تیم آستانای قزاقستان یا رکابزنان تیمهای کلمبیایی و ونزوئلایی برباید برای هیچ کس قابل پیشبینی نبود، اما این اتفاق رخ داد تا یک ایرانی به افتخاری بزرگ دست یابد؛ افتخاری که به باور خودش در ایران ارزشی نداشته ولی در عرصه بینالمللی بیش از حد تصور به آن پرداخته شده است.
قهرمانی شما در تور لانکاوی شاید چندان در ایران بازتاب نداشت، اما سایتهای خارجی بشدت به آن پرداختند.
به هر حال این نخستین بار بود که یک آسیایی این تور را فتح میکرد و به نظرم ارزش زیادی داشت. ما 1500 کیلومتر را در ده مرحله طی کردیم و کار واقعا آسان نبود. من سه سال پیش هم در این تور شرکت کرده بودم که سختیهای خودش را داشت. همان زمان بود که فهمیدم سطح این تور چقدر بالاست.
موفقیت من در همان مرحله چهارم این تور که پیراهن طلایی را تن کردم بازتاب زیادی داشت ولی متاسفانه در ایران دوچرخهسواری و تورهای معتبر خارجی را زیاد دنبال نمیکنند و کسی قهرمانی مرا تحویل نگرفت. در خارج از مرزها میبینید که تور دوفرانس یا سایر تورها چه بازتابی دارد. آنها برای پاک بودن محیط زیست به دوچرخه اهمیت زیادی میدهند، ولی در کشورما همه دنبال این هستند با ماشین رفت و آمد کنند، بدون آن که به آلودگی هوا و ترافیک فکر کرده باشند. ما باید کاری کنیم که مردم به دوچرخهسواری علاقهمند شوند، ولی آیا واقعا یک کار جدی در این باره مورد توجه قرار گرفته؟
پس از آن دو سال محروم بودید و در بازگشت دوباره نتایجی کسب کردید که خیلیها را شگفتزده کرد؟
بله، اتفاقاتی رخ داد که دو سال محروم بودم. بعد از این که برگشتم در تور چین هایلک هم قهرمان شدم. آنجا مسابقات از سطح فوقالعادهای برخوردار بود که در تمامی مراحل از من تست دوپینگ گرفتند، اما تاکید کردم که این قهرمانی به دلیل تمرینات سخت بوده. من پاک پا میزنم و مزد تلاش خودم و همتیمیهایم را گرفتم.
در تور اندونزی و مالزی هم شگفتیساز شدید.
من در عرض شش ماه در چهار تور صاحب عنوان شدم. در تور اندونزی اول شدم. در تور برونئوی مالزی هم حضور داشتیم که آنجا من در رده دوم قرار گرفتم و قادر میزبانی اول شد. بعد از آن در تور چین هایلک قهرمانی را کسب کردم و در لانکاوی به عنوان نخستین آسیایی که این رقابتها را فتح کرد پیراهن طلایی را پوشیدم. این خیلی مهم بود، چون در طول 19 سالی که این تور برگزار شده است هیچ آسیاییای نتوانسته بود در آن قهرمان شود. بعد از این مسابقات خبرنگاران خارجی از من پرسیدند با این سرعت و پیشرفت میخواهی به کجا بروی؟ به یک تیم حرفهای؟ که من هم گفتم اگر پیشنهاد باشد حتما شانس خودم را امتحان میکنم.
این دو سالی که مسابقات را از دست دادید چطور گذشت؟
به طور حتم آسان نبود. من برای بازگشت پرقدرت خیلی سخت تمرین کردم. تبریز زمستان گذشته سرمای بیسابقهای داشت، ولی با تیم تمرین کردم. یک مدت که اصلا تیم نداشتیم و انفرادی تمرین میکردم. روزانه به طور میانگین بیشتر از چهار ساعت تمرین میکردم. روزهایی بود که هشت ساعت تمام تمرین کردم. من واقعا انگیزه داشتم که با قدرت برگردم. آن زمان 24 سال داشتم. در اوج قدرت جوانی بودم که محروم شدم. من دچار اشتباهاتی شدم نه این که بخواهم خلاف قانون عمل کنم. برنامههای اشتباهی را به اجرا درآوردم و قربانی شدم. با سرپرست تیم به خاطر ورزشکاران خارجی درگیریهایی داشتیم و پس از آن بود که مشکلات به وجود آمد. وقتی با قدرت برگشتم کمتر کسی آن را باور میکرد. حتی در تور چین هایلک هر 11 مرحله از من تست گرفتند که منفی بود و قهرمانی را از آن خود کردم.
فکر میکردید بعد از دو سال دوری از میادین به چنین عناوینی دست یابید؟
این یکی از آرزوهای من بود که خدا کمک کرد و در حال برآورده شدن است. من خدا را واقعا شاکرم. از این که خدا خواست تا به این شرایط برگردم واقعا خوشحالم. آنجا هم به من میگفتند چه حسی داری و چقدر خوشحالی. البته من باید این را هم بگویم که مسئولان پتروشیمی هم به ما خیلی کمک کردند. ما در فصل سرما به عسلویه رفتیم و آنجا تمرین کردیم. شرایط برایمان در فصل سرما هم مهیا بود تا بتوانیم تمرینات خوبی داشته باشیم.
ظاهرا در هر دو تور چین هایلک و لانکاوی همتیمیهایتان از شما خیلی حمایت کردند تا پیراهن طلایی را تن کنید.
دقیقا همین طور است. ما در تیم خودمان قادر میزبانی را داریم که لیدر و کاپیتان تیم پتروشیمی تبریز است. او خیلی به من کمک میکند. قادر به تنهایی یک تیم است. این درست که من پیراهن طلایی را پوشیدم ولی بچهها به من کمک کردند. آنها سنگ تمام گذاشتند. این موفقیت نتیجه کار تیمی است و این طور نیست که پیراهن طلایی را من تن کرده باشم. یک کار جمعی انجام دادیم و من نماینده آنها بودم. مهدی سهرابی، بهنام خسروشاهی و بقیه دوستان در کنار مربی باتجربهمان آقای احد کاظمی به ما خیلی کمک میکنند. در این بین قادر میزبانی حتی بهتر از جوانها پا میزند و فرد باتجربهای است. ما با همین کار تیمی توانستیم به این عنوان دست پیدا کنیم. امسال شش تیم پروتور در لانکاوی حاضر بودند. تیم MTM که سال گذشته قهرمان شده بود این بار دوم شد. تیم آستانه قزاقستان که در تور دوفرانس شرکت میکند هم برخی نفراتش را آورده بود.
شما هم مثل قادر میزبانی یک رکابزن قدرتی هستید و در کوهستان تبحر دارید.
بله، من هم به اصطلاح در سربالایی تبحر دارم. البته قادر اسطوره دوچرخهسواری است. من خیلی زرنگ باشم میتوانم شاگرد او باشم، نه این که تعارف کرده باشم و از ایشان تعریف کنم. قادر میزبانی 20 سال است در سطح اول آسیا رکاب میزند و دیگر همه او را میشناسند.
به حضور در بازیهای آسیایی اینچئون چقدر امیدوارید؟
راستش را بخواهید برای تیم ملی نیز اسم مرا ارسال کردهاند. اگر برای این بازیها دعوت شوم که با تمام وجود تلاش میکنم افتخارآفرین باشم، ولی اگر دعوت هم نشوم برای دوستانم آرزوی موفقیت میکنم. برای تیم ملی کسی نمیتواند ادعایی داشته باشد. مربیان تیم ملی براساس مسیر، همیشه بهترینها را انتخاب میکنند. اگر مسیرها سربالایی باشد که شانس من هم زیاد خواهد بود.
فکر میکنید بتوانید به یک تیم حرفهای بپیوندید؟
تا حالا به این موضوع فکر نکردهام. واقعا خیلی سخت است. مهدی سهرابی و امیر زرگری قبلا به عضویت تیمهای حرفهای درآمده بودند و خودشان هم گفتند که کار در فضای حرفهای بسیار دشوار است. آنها مدام در حال مسابقه هستند و کار سنگینی انجام میدهند. تیمهای حرفهای پروتور هستند و ما کنتینانتال. بین ما هم پرو کنتینانتال قرار دارد و فاصله زیادی با حرفهایها داریم.
موضوعی که مورد توجه خیلیها قرار میگیرد این است که آیا واقعا دوچرخهسواری ایران در تیم پتروشیمی تبریز خلاصه شده است؟
تبریز به نوعی مهد دوچرخهسواری است. فعلا که تیم شهرداری تبریز هم تشکیل شده. پتروشیمی این رشته را برای خودش انحصاری نکرده است. دانشگاه آزاد هم تیمداری میکرد و نفرات خوبی را در ترکیب خود داشت یا مس کرمان، زمانی تیم خیلی خوبی داشت. هزینه تیمداری بالاست و مسئولان پتروشیمی با هزینهای که کردهاند بهترینهای ایران را دور هم جمع کردهاند. جالب این که ما در مسابقاتی که شرکت کردهایم با تیمهای چندملیتی رقابت کردیم، در حالی که تیم ما همه از نفرات ایرانی تشکیل شده است.
این تیم پشتوانه خوبی برای آینده دارد؟
فعلا در تبریز، هم تیم جوانان را داریم و هم امیدها را. درواقع باشگاه ما دوچرخهسوار تربیت میکند. از نقاط مختلف ایران استعدادها را جمع میکنند و تحت پوشش قرار میدهند.
از قهرمانیهایی که کسب کردهاید جوایز خوبی به تیم تزریق شده است؟
امسال من درمجموع 50 میلیون قرارداد داشتم. همه زندگیام را برای این رشته گذاشتهام. برای مسابقاتی که میرویم هزینه صورت میگیرد. تور چین هایلک درمجموع 500 هزار دلاری بود که پیراهن طلایی، کوهستان و بهترین رکابزن آسیایی را من کسب کردم.
حدود صد هزار دلار جایزه به ما رسید که این مبلغ بین باشگاه و هفت ورزشکار تقسیم میشود. این طور نیست من که قهرمان شدم همه جوایز را کسب کنم. ما کار تیمی انجام میدهیم و جوایز هم بین تیم تقسیم میشود.
علی رضایی / جامجم
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد