در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

«... هنگام محاکمه شیخ، یپرم، رئیس نظمیه مقتدر و مهیب مشروطه آهسته وارد تالار شد و 5 ــ 6 قدم پشت سر شیخ روی صندلی نشست. شیخ نخست ملتفت آمدن او نشد. چند دقیقهای که گذشت، یک واقعهای پیش آمد که تمام وضعیت تالار را تغییر داد. در اینجا من از آقا قدرتی دیدم که در تمام عمرم ندیده بودم! تمام تـمـاشـاچـیـان وحـشـت کـرده بـودند. تن من میلرزید. یک مرتبه از مستنطقین پرسید: یپرم، کدام یک از شما هستید؟ همه به احترام یپرم از سر جایشان بلند شدند و یکی از آنها با احترام، یپرم را که پشت سر آقا نشسته بود، نشان داد و گفت: یپرم خان، ایشان هستند. آقا همین طور که روی صندلی نشسته.... دو دستش را روی عصا تکیه داده بود، به طرف چپ نصف دوری زد و سرش را برگرداند و با تغیر گفت: یپرم تویی؟! یپرم گفت: بله! شیخ فضلالله تویی؟! آقا جواب داد: بله منم! یپرم گفت: تو بودی که مشروطه را حرام کردی؟ آقا جواب داد: بله من بودم و تا ابدالدهر هم حرام خواهد بود. موسسین این مشروطه همه لامذهبین صرف هستند و مردم را فریب دادهاند. آقا رویش را از یپرم برگرداند و به حالت اول خود درآمد.
در این موقع که این کلمات باهیبت مخصوص از دهان آقا بیرون میآمد، نفس از در و دیوار بیرون نمیآمد. همه ساکت گوش میدادند. تن من رعشه گرفت. با خود میگفتم این چه کار خطرناکی است که آقا دارد در این ساعت میکند؟! آخر یپرم رئیس مجاهدین و رئیس نظمیه وقت بود»!
تندر کیا، نهیب جنبش ادبی ــ شاهین، صص 238ــ237
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: