در میدان قصر، ریسمانبازها، رقاصهای عمومی، هر هنری را که داشتند به مردم نشان میدادند. پهلوانان و کشتیگیران، نیمه برهنه مانند گلادیاتورهای روم باستان به جان هم افتاده بودند. این پهلوانپنبهها و معرکهگیرها همگی برای سرگرم کردن مردم دعوت شده بودند. آنها دستمزدشان را از صندوق دولت دریافت میکردند و بیشتر به «دلقکها»ی سیرکها شباهت دارند. البته در اوقات معمولی هرکدام از آنها در حرفه خاصی اشتغال دارند. مثلا رقاص، قهوهچی است. پهلوان یا کشتیگیر، میرزابنویس و پهلوانپنبه یا «لانچی پهلوان» خیاط است.
این جشن خیابانی تا غروب آفتاب ادامه داشت و هنگام غروب هرکس به خانهاش رفت تا نمازش را خوانده و «شام»اش را بخورد. بدون آنکه از صرف «شیرینی»که خوردنش در چنین شبی سخت شگون دارد غافل باشد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم