متاسفانه بعضی از اولیا نمیتوانند این نیازسنجی را درست انجام دهند و به همین دلیل در آینده مشکلاتی به وجود میآید. به عنوان مثال اگر به مقوله سادهای که به پول توجیبی معروف است دقت کنیم، متوجه اهمیت آن و تاثیر تربیتیاش میشویم. برخی والدین معتقدند چون خودشان همه چیز برای فرزندشان میخرند، ضرورتی ندارد پول تو جیبی به او بدهند اما روانشناسان توصیه میکنند پول تو جیبی برای بچهها لازم است و باید از زمانی که بچهها به سنی از بالندگی رسیدند مثلا از شش یا هفت سالگی به بعد که شروع دوره آموزش عمومی است، پول توجیبی برای آنها تعریف شود البته این مبلغ باید متناسب با سن و نیازهای کودک باشد. وقتی والدین این نیاز را نمیبینند، ممکن است دزدیهایی در سنین بالاتر اتفاق بیفتد.
به عنوان مثال کودک ده ساله علاقه دارد برای خودش از مغازه خرید کند یا در کنار دوستانش دستی به جیبش ببرد. بنابراین کودک احساس نیاز دارد. اما وقتی این نیاز برطرف نمیشود در حالیکه میبیند دیگران از آن بهرهمند هستند، ناخودآگاه به سمت تامین آن نیاز میرود و ممکن است از جیب پدر خود پول بردارد یا دست به کار زشت دیگری بزند. اهمیت زشتی این قضیه برای بچههایی در این سن و سال خیلی کمتر از اهمیت نیازش قلمداد میشود و به همین دلیل اسم این کار را بزه یا جرم نمیگذاریم اما ممکن است در آینده مشکلساز شود. پول توجیبی فقط یک نمونه است و مسائل مشابه متعددی وجود دارد؛ بنابراین آشنایی والدین با نیازهای فرزندان، ارائه الگوی صحیح و پاسخ درست به نیازها و ایجاد بستر هنجار رشد برای کاهش جرم در بزرگسالی افراد نقش فوقالعادهای دارد. در شرایط مناسب و بهنجار، کودکان به مرور با رشد سنی رفتارهای غلط خود را کنار میگذارند، اما اگر رفتارهای نادرست بعد از یازده یا دوازده سالگی تکرار شد، موضوع باید جدی گرفته شود البته این در صورتی است که بستر رشد مناسب برای فرد فراهم و آموزشهای اخلاقی اولیه به او داده شده باشد.
ناصر قاسمزاد/ روانشناس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم