متهم: از رفتارهای برادر معتادم خسته شده بودم

جنایت زیر سایه اعتیاد

صدای شلیک گلوله سکوت نیمه‌شب را درهم شکست. همسایه‌ها از خواب پریدند و سراسیمه خود را به خیابان رساندند. آنها در جستجوی عامل صدای مهیب بودند که ناگهان از یکی از خانه‌ها صدای «کشتند، او را کشتند» به گوش رسید. همسایه‌ها به طرف خانه مورد نظر رفتند و با جسد خونین خشایار که روی زمین افتاده بود، مواجه شدند.
کد خبر: ۶۵۵۰۰۱

پدر خشایار فریاد می‌زد و مدام می‌گفت پسرم را کشتند اما کسی نمی‌دانست چه کسی او را به قتل رسانده است. لحظاتی بعد صدای آژیر خودروی پلیس و اورژانس به گوش رسید و پیکر بی‌جان خشایار به دستور بازپرس ویژه قتل به پزشکی قانونی منتقل و بررسی‌ها برای رازگشایی از این جنایت آغاز شد.

تیرانداز ناشناس

زنی میانسال هفته گذشته با مرکز فوریت‌های پلیسی 110 استان خوزستان تماس گرفت و از کشته شدن پسری جوان در همسایگی‌شان خبر داد. ماموران با اطلاع از این موضوع به محل اعزام و با جسد غرق در خون پسر جوانی به نام خشایار مواجه شدند. با توجه به نحوه قرار گرفتن جسد و بررسی‌های میدانی و همچنین طبق اظهارات شاهدان، مشخص شد خشایار از پشت‌بام به پایین پرت شده است. متخصصان پزشکی قانونی هنگام تن‌پیمایی جسد علاوه بر آثار گلوله، جای خراش را هم روی بدن مقتول دیدند. در ادامه بررسی‌ها مشخص شد پسر جوان پس از اصابت گلوله تعادلش را از دست داده و به پایین پرت شده است.

متخصصان پزشکی قانونی نیز در نظریه اولیه خود علت مرگ را اصابت گلوله اعلام کردند. سپس جسد به دستور بازپرس جنایی به پزشکی قانونی منتقل و همزمان تحقیقات از خانواده مقتول آغاز شد. یکی از برادران خشایار درباره قتل به پلیس گفت: نیمه‌شب بود و همه خواب بودیم که ناگهان متوجه صدای تیراندازی و بعد از آن فریاد خشایار شدیم. همین‌که خواستیم خودمان را به بیرون برسانیم، صدای مهیب برخورد جسمی سنگین با زمین به گوش رسید. صدا از حیاط بود. خودمان را به آنجا رساندیم و با جسد برادرم در حالی که تیر خورده بود، مواجه شدیم. اما کسی را در آن اطراف ندیدم و نمی‌دانم چه کسی و با چه انگیزه‌ای او را به قتل رسانده است.

شیشه‌های شکسته

تفحص‌ها برای رازگشایی از این جنایت درحالی ادامه داشت که خانواده قربانی مدعی بودند هیچ کس را در صحنه جرم ندیده‌اند و فردی از خارج خانه شلیک کرده است.

رئیس پلیس آگاهی استان خوزستان در این باره می‌گوید: کارآگاهان ویژه مبارزه با قتل پلیس آگاهی در بازرسی از خانه مقتول تکه‌های شکسته شیشه پیدا کردند. این مساله نشان می‌داد قربانی با فردی داخل خانه درگیر شده و تکه‌های شکسته شیشه نیز حاصل این درگیری است. از طرفی کارشناس اسلحه با بررسی زاویه تیراندازی اعلام کرد تیر از داخل حیاط به سمت پشت‌بام شلیک شده است.

سرهنگ خواجوی ادامه می‌دهد: این اطلاعات در حالی به دست آمد که آثار ورود به عنف روی در خانه دیده نمی‌شد و به نظر می‌رسید عامل این جنایت یا یکی از افراد خانه است یا با مقتول آشنایی داشته و به همین دلیل توانسته بدون توسل به زور و شکستن قفل در، وارد شود و دست به جنایت بزند. در همین حال در تحقیقات میدانی از همسایه‌ها مشخص شد مقتول ساعاتی قبل از حادثه با برادر و پدرش درگیر شده و نزاع با دخالت همسایه‌ها به پایان رسیده بود. باتوجه به آن‌که تمام مدارک و شواهد از جنایت از سوی افراد خانواده حکایت داشت، پدر و دو برادر مقتول بازداشت شدند.

پایان درگیری

بازجویی‌های ویژه از سه مظنون آغاز شد، اما آنها همچنان منکر جنایت بودند و اظهارات ضد و نقیضی را در رابطه با عامل تیراندازی مرگبار مطرح می‌کردند. پلیس که در جریان تحقیقات به سرنخ‌هایی رسیده بود، به تحقیقات خود ادامه داد تا آن‌که در نهایت زمانی که مظنونان با مدارک پلیسی مواجه شدند، یکی از برادران خشایار به قتل اعتراف کرد. پسر جوان در این‌باره گفت: خشایار مدت‌ها بود به مواد مخدر اعتیاد داشت و اختلافات ما هم به همین دلیل شروع شد. او از زمانی که گرفتار مواد شده بود، دیگر کار نمی‌کرد و زندگی ما را سیاه کرده بود. خشایار برای تهیه پول مواد دست به هر کاری می‌زد، حتی مدام پدرم را تهدید می‌کرد و با زور از او پول می‌گرفت. این ماجرا تقریبا هر روز تکرار می‌شد و پدرم نیز بناچار برای حفظ آبرویش به او پول می‌داد. همه ما از این وضع عذاب می‌کشیدیم.

درگیری‌های ما با خشایار بی‌فایده بود و او غیر از تهیه هزینه مواد مخدر، به هیچ چیز دیگری فکر نمی‌کرد و اصلا به شرایط خانوادگی اهمیتی نمی‌داد. این ماجرا ادامه داشت تا این‌که شب حادثه حدود ساعت 11 از محل کارم به خانه آمدم. زمانی که وارد کوچه شدم، دیدم جمعیت زیادی مقابل در خانه ما جمع شده است. با دیدن جمعیت خیلی ترسیدم. می‌دانستم خشایار کاری کرده و باعث آبروریزی شده است. از این می‌ترسیدم که او بلایی سر پدرم آورده باشد. در آن شلوغی ناگهان دیدم برادرم چاقویی در دست دارد و پدرم را تهدید می‌کند. بالاخره با میانجیگری همسایه‌ها و صحبت‌های من، او کمی آرام شد و توانستیم چاقو را از دستش بگیریم. لحظاتی بعد هم حتی پلیس وارد صحنه شد و از آنجا که درگیری پایان یافته بود و کسی شکایتی نداشت، پس از تکمیل صورتجلسه محل را ترک کرد.

پسر جوان ادامه داد: بعد از آن ماجرای جنجالی همه خوابیدیم. حدود ساعت 5 صبح بود که از خواب بیدار شدم. می‌خواستم آب بخورم که برادرم را داخل حیاط دیدم. برای صحبت با خشایار به حیاط رفتم که ناگهان دیدم سلاحی در دست دارد. خشایار به دلیل مصرف زیاد مواد مخدر، تعادل روحی و روانی نداشت و ممکن بود کار خطرناکی انجام بدهد. خواستم سلاح را از او بگیرم تا حادثه‌ای رخ ندهد اما مقاومت کرد و در همین گیر و دار سلاح را از او گرفتم و یک تیر هوایی شلیک شد.

خشایار که بشدت ترسیده بود به طرف راه‌پله‌های پشت‌بام فرار کرد و من هم او را تعقیب کردم.او روی پشت بام بود که دوباره به سمتش شلیک کردم و این بار تیر به او خورد و خشایار از پشت‌بام به پایین پرت شد. تازه زمانی که برادرم روی زمین و جلوی پایم افتاد، فهمیدم چه کار کرده‌ام. فقط می‌خواستم با او صحبت کنم تا رفتارش را اصلاح کند اما آن زمان آن قدر عصبانی بودم که نتوانستم خودم را کنترل کنم. با صدای درگیری ما اهالی خانه بیدار و از ماجرا باخبر شدند اما برای آن‌که من به دام نیفتم، نقشه‌ای طراحی کردیم و قرار شد بگوییم تیر از بیرون و از سوی فرد ناشناسی شلیک شده است تا به این طریق بتوانم از مجازات فرار کنم، اما صحنه‌سازی‌ها و دروغ‌های ما در این ارتباط کمکی برای فرار از اتهام قتل نکرد. از این‌که برادرم را به قتل رسانده‌ام، پشیمان هستم.

باور کنید قصد نداشتم او را بکشم اما همه اعضای خانواده از دست او و کارهایش خسته شده بودیم. برادرم برای ما روز و شب نگذاشته و آبرویمان را در محل برده بود. در این مدت چند بار سعی کردیم او را ترک دهیم اما بی‌فایده بود. خشایار نمی‌خواست ترک کند و مدام برای خانواده‌ام ایجاد مزاحمت می‌کرد.

به دنبال اعتراف پسر جوان به جنایت، سه متهم با قرار بازداشت موقت روانه زندان شدند و تحقیقات در این باره ادامه دارد.

مرجان رضایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها