از این رو رسول مکرم اسلام(ص) و دخت طاهره و مطهرهاش(س) و نیز یازده سلاله پاک از نسل علی(ع) و فاطمه زهرا(س) را با توجه به این منظر و با دیدی اشراقی- که حاصل توجه به توحید اشراقی است- به نظاره مینشینند و شاید علت تقابل و تضاد برخی عقاید که اشکال بر نظام فکری شیعی گرفتهاند از همینجا باشد که علت آن ندانستن مبادی عرفانی ـ فلسفی تشیع است غافل از این که تجلیات حضرت حق سبب میشود انسان، پروردگار خویش را بشناسد والا خاک را با ساحت پاک چه تناسب است؟ در قرآن نیز خداوند تفکر و تدبر در نظام خلقت و شب و روز را برای دارندگان خرد آیاتی میداند که راه به شناخت (عرفان) میبرد. حال که بنابر فرموده قرآن پدیدههای طبیعی و آفاق و انفس آیتی از آیات اویند که خردمندان با ژرفنگری در آنها پی به حقیقت میبرند آیا تجلی و آیتی ظاهرتر و حقیقیتر از انسان میتوان برشمرد؟ انسان که عرفا عالم صغیر میخوانندش مظهر اتم آفرینش است و همه نظام خلقت برای انسان و در اختیار اوست تا به هدف نهایی و قرب خداوندی برسد، آیا نمیتوان گفت انسانهایی که به حقیقت رسیدهاند، در اثر شدت تابش آفتاب حقیقت ذوب شده و جزئی از تشعشات آن گردیدهاند، میتوانند راهگشا و راهنمای حقیقت باشند؟ یعنی وجودشان در مراتب اعلای وجود، فانی و باقی گشته و تن جسمانی بعد از زوال به خاک و روح به وطن روحانی برمیگردد و از آن مقام فیض به مادون خود میرساند.
با این مقدمه میتوان گفت که فلاسفه و عرفای شیعی با شناخت از نظام خلقت و توجه تام به روحانیت معصومین(ع) و شخص حضرت فاطمه(س) تفاسیری معنوی از این شخصیت بزرگ تاریخ کردهاند و ابعاد بیکران و روحانی بانوی دو عالم را به تصویر کشیدهاند.
یکی از این بزرگان قاضی سعید قمی است؛ او بر این عقیده است که مقام معنوی فاطمه زهرا(س) همان شأن شب قدر است و میافزاید: «مرتبه نور فاطمه(س) همان شب فرخنده از ایام واحدیت(مرتبه اسماء و صفات خداوندی) است. مرتبه روح مقدس فاطمه(س).... این مرتبه، از ایام ربوبیت به شمار میرود. مرتبه شهود عنصری فاطمه(س) که در این مرتبه روح مقدس و شریف او در قالب جسمانی غروب نمود.»1
مفهوم دیگر را هانری کربن با توجه به تفاسیر عرفانی ـ شیعی که با نگرش ابن عربی گونه به عالم مینگرند بیان داشته که در آن مقام حضرت زهرا(س) همان مرتبه نفس کل است2 و مرتبه امیرالمومنین(ع) عقل کل محسوب میشود، از این رو ازدواج علی(ع) با فاطمه(س) تزویج عقل کل با نفس کل است که ثمره این ازدواج معنوی جاری شدن چشمه ولایت است از دل روحانیت و عقلانیت تام و مظهریت حضرت زهرا(س) نفس کل را از این سبب است که مرتبت نفس پایینتر از عقل و نزدیک به جهان مادی است؛ یعنی سویی از او متوجه عقل کل است که ماورای اوست و سویی از او متوجه عالم مادون است جهت فیض رساندن به عالم. یعنی مقام حضرت فاطمه(س) تفسیری است از حقیقت ولایت برای شئون پایینتر تا از طریق ادراک باطنی وی، مفهوم عقل کل و ولایت همه را دریابند. (البته هر کدام از این موارد برداشت معنوی و شخصی است که قابل رد یا قبول است) به بیان دیگر میتوان گفت حقیقت فاطمه(س) همان روح شامخه مطهره بوده که در ارض و سماء به فیض حق برای مستعدین و پاکان درگاه و عباد صالح و صالحه راستین فیض پاشی مینماید اما ذکر یک نکته حائز اهمیت است و آن اینکه عدم درک صحیح از اینگونه بیانات که حاصل مکاشفات عرفانی و مداقه عقلانی است میتواند به برداشتهایی غیر مفید منجر شود که نظام حقیقی فکر عرفانی شیعی را آلوده مینماید و توحید بیشائبه این اندیشه پاک را خدشهدار میکند. توضیح اینکه مراتب خلقت و روحانیتِ مراتب فوقانی و مجرد و مقرب را میتوان با هر نامی نامید و تفاوت در اسماء دلیل بر تفاوت در حقیقت و اصل نیست. از این رو هدف شیعه از بیان این تفاسیر مشخص کردن باطن دین و کنه حقیقت روحانی است و اصلاً برتریجویی و دیگرکوبی مد نظر نیست، چون ساحت عرفان مبرا از این مقاصد است و همچنین کشف روحانی بر هر شخصی میتواند دلیل قاطع باشد و عمومی کردن آن از دیدگاه حکمت و فلسفه جایی ندارد و حجت معنوی برای شخص افاضه شده است، به بیان دیگر مشی عرفان اسلامی را میتوان همان تشیع نامید.
از این رو بیان مفاهیم معنوی و مقامات باطنی حضرات معصومین(ع) برای درک بهتر از حقیقت وجودی و الهیگون آنهاست و صرف استفاده از این کلمات بدون پی بردن به حقیقت امر و عالم روح (چون در عالم روح و روحانیت مرد و زن و اسم و... معنایی نداشته و قرب و بعد از حق مدخلیت تام دارد بدون اسم و صفتی که ما در دنیا برای شناخت عقلی و محسوس کردن بدان اطلاق میکنیم) است و مقام حضرات معصوم(ع) متعالیتر از آن است که در وصف کلمات و گنجایش حروف درآید و در قالب جملات عرضه شود.
هرچه گویم عشق را شرح و بیان/ چون به عشق آیم خجل گردم از آن
پانوشتها:
1 ـ اسرار عبادت و حقیقت نماز، قاضی سعید قمی، ترجمه علی زمانی، آیت اشراق، 1387/ 2 ـ ارض ملکوت، هانری کربن، ترجمه ضیاء الدین دهشیری، طهوری، 1383.
هوشنگ شکری / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم