مردم در قاب

مردم در این قاب می‌گنجند

چند وقت پیش به این فکر می‌کردم که تلویزیون چقدر در جهت دادن به رفتار مردم تاثیرگذار است؟ مهم‌ترین سطحی که یک عامل بیرونی می‌تواند آن را دستخوش تغییر کند یا اساسا به شکل‌گیری یک رویداد جدید منجر شود، باورها و ارزش‌های هر فرد است که در درجه بعدی به رفتار او شکل می‌دهد یا آن را با تغییر مواجه می‌کند.
کد خبر: ۶۵۳۴۵۰

وقتی این تغییر در سطح باور و اندیشه‌های یک فرد رخ بدهد، دیگر رفتارهای او هم برخاسته از آن خواهد بود و برای رفتارهای خود به مرجوعات ذهنی‌اش استناد می‌کند.

در خیابان قدم می‌زنم. روزهای پایانی اسفندماه است و زمین خود را برای تحولی دیگر آماده می‌کند. نزدیک بهار 93 است و من این تغییر را در دل شهر حس می‌کنم. رفت و آمدها بیشتر شده است. بازارها و مراکز خرید پرترددترین نقاط شهری است. ساعات بعدازظهر این روزها بیش از روزهای دیگر سال ترافیک‌ساز است. مردم شور و هیجان خاصی دارند و در خیابان‌های تجاری شهر در دست هر کس دست‌کم یک کیسه رنگی پر از کالاست.

چهره شهر تغییر کرده است، اما این مقدمه در کدام نقطه با تلویزیون پیوند می‌خورد؟ این تغییرات همزمان با مردم در شکل و شمایل برنامه‌های تلویزیونی هم نمود یافته است. واژه همزمان اصطلاح بهتری برای این همپایی است؛ چراکه نمی‌توان تغییرات اجتماعی را علت تغییر عملکرد رسانه دانست یا برعکس رسانه را عاملی برای تغییر فضای شهری و اجتماعی این روزها.

بنابراین هریک از این دو عامل به شکلی در تغییر رویکردها و کنش‌های یکدیگر موثرند و به آن دامن می‌زنند. تلویزیون با پخش گزارش‌هایی از سطح شهر و بازتاب حال و هوای نوروز، مصاحبه با کوچک و بزرگ، صحبت از دید و بازدیدهای نوروزی و نمایش تصاویر شورانگیز قصد دارد عنصر زمان را در خود زنده نگه دارد و متناسب با فضای اجتماعی گام بردارد. این شیوه عملکرد در تدارک برنامه‌هایی ویژه برای ایام نوروز و دگرگونی‌های ساختاری و گرافیکی برنامه‌های روتین و در حال پخش هم بروز می‌یابد و تلویزیون همزمان با شروع فصل جدید، گویی فصل تازه‌ای از برنامه‌سازی را تجربه می‌کند. از طرفی عامه مردم نیز با تماشای برنامه‌های تلویزیونی آمدن بهار را بیشتر انتظار می‌کشند. پخش آنونس‌های برنامه‌های نوروزی، صحبت از سفرها و معرفی مناطق دیدنی ایران در تلویزیون، پخش گزارش‌های شاد و سرگرم‌کننده در برنامه‌های ترکیبی بعلاوه رفت و آمدهای روزمره سطح شهر و آماده شدن مردم برای استقبال از بهار، به رفتارهای مخاطبان شکل می‌دهد.

همه این اتفاق‌ها باعث می‌شود محمد کوچولوی چهار ساله وقتی دست در دست پدرش برای خرید ماهی قرمز به سر خیابانشان می‌رود، به تور کوچک ماهیگیری مرد خیره ‌شود. بعد از آن نگاهی به تشتک پر از آب و ماهی شناور در آن می‌اندازد. انگشت اشاره به سمت آن یکی ماهی قرمز و سفیدی که کنج تشت، آبشش‌هایش را پر و خالی می‌کند، نشانه می‌رود و می‌گوید: این را می‌خواهم. و با سادگی و صداقت کودکانه‌اش ادامه می‌دهد: وقتی در تنگ بیفتد زیباتر هم خواهد شد. شبیه همانی که دیروز، تلویزیون نشان داد.

رکسانا قهقرایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها