پسر نوجوان جزئیات قتل دوستش را شرح داد

اعتراف به رفیق‌کشی

از تهدیدهایش خسته شده بودم. پسر جوان سرش را پایین می‌اندازد و بعد از لحظاتی سکوت ادامه می‌دهد: حالا که فکر می‌کنم، می‌بینم اگر تهدیدش را عملی هم می‌کرد، هیچ اتفاقی نمی‌افتاد!
کد خبر: ۶۵۲۸۰۰
اعتراف به رفیق‌کشی

پسر جوان به قتل یکی از هم‌باشگاهی‌هایش متهم است. کیارش با تصمیم قبلی هم‌باشگاهی و دوستش را به محل قرار کشاند و او را با ضربات چاقو از پا درآورد. او پس از جنایت با از بین بردن سرنخ‌ها، پا به فرار گذاشت. راز این جنایت با تلاش کارآگاهان پلیس آگاهی مازنداران برملا و کیارش به اتهام قتل بازداشت شد.

مرد میانسالی هفته گذشته به اداره آگاهی چالوس رفت و از ناپدید شدن پسر هفده ساله‌اش به نام مهران خبر داد. او به پلیس گفت: پسرم رزمی‌کار است و معمولا چند روز در هفته را به باشگاه می‌رود. امروز عصر هم طبق معمول به باشگاه رفت، اما به خانه برنگشت، نگران او شدیم. مهران پسری نبود که بعد از تعطیلی باشگاه، دیر به خانه بیاید. او پسری متین و بااخلاق بود و همیشه مرا در جریان کارهایش قرار می‌داد، به همین دلیل وقتی تاخیر کرد، چند بار با تلفن همراهش تماس گرفتم، اما در دسترس نبود. با باشگاه تماس گرفتم و گفتند همان ساعت همیشگی باشگاه را ترک کرده است. نگران هستم و مطمئنم برای پسرم اتفاقی افتاده است. مهران بدون خبر جایی نمی‌رفت.

جسدی کنار جاده

تحقیقات برای یافتن پسر هفده ساله با اعلام شکایت مرد میانسال آغاز شد. کمتر از 12 ساعت پس از اعلام شکایت خانواده مهران، ماموران پلیس آگاهی هنگام گشتزنی جسد پسر جوانی را کنار جاده پیدا کردند. در بررسی‌های اولیه متخصصان پزشکی قانونی مشخص شد جنازه متعلق به پسری نوجوان است که با ضربات چاقو و بر اثر خونریزی شدید از پای درآمده است. به این ترتیب جسد که معلوم شده بود متعلق به مهران است، به پزشکی قانونی انتقال یافت.

رئیس پلیس آگاهی استان مازندران می‌گوید: در بررسی صحنه جرم هیچ رد و سرنخی از عامل یا عاملان جنایت به دست نیامد. در ادامه کشف جسد، فرضیه‌های مختلفی درباره علت و انگیزه این جنایت مطرح شد؛ ازجمله این‌که مقتول سابقه‌دار بود یا خیر؟ از نظر اجتماعی چه جایگاهی داشت؟ و مشکل خاصی با خانواده یا دوستانش داشت یا خیر که معلوم شد مقتول هیچ سابقه کیفری نداشت و با کسی هم اختلاف و دشمنی نداشت.

سرهنگ عظیمی ادامه می‌دهد: در مرحله بعدی تحقیقات سراغ دوستان و آشنایان مهران رفتیم. یکی از دوستان مقتول به پلیس گفت شب حادثه مهران را همراه کیارش دیده بود. طبق اطلاعات به دست آمده، مهران و کیارش دوستان صمیمی بودند و حتی بعد از تعطیلی باشگاه نیز​ باهم به خانه می‌رفتند. کیارش که یکی از هم‌باشگاهی‌های مقتول بود، به‌عنوان تنها مظنون پرونده بازداشت شد و تحقیقات از او شروع شد.

پسران ناشناس

کیارش زمانی که خود را در دام پلیس دید، تائید کرد روز حادثه و قبل از جنایت همراه مهران بود، اما ادعای عجیبی در این‌باره مطرح کرد. پسر جوان به پلیس گفت: آخرین بار مهران را درست شبی که ناپدید شد، در باشگاه دیدم. معمولا من و مهران باهم به خانه می‌رفتیم. آن شب باهم از باشگاه بیرون آمدیم، اما مهران گفت با دو نفر درگیری دارد و با آنها قرار گذاشته تا تکلیفش را روشن کند. مهران از من خواست با او بروم. می‌گفت آنها دو نفر هستند و من تنهایی حریف آنها نمی‌شوم. او اطلاعاتی درباره پسران ناشناس نداد. حتی وقتی پرسیدم تو با چه کسانی درگیری داری و مشکلات بر سر چه موضوعی است ،جواب داد فعلا نمی‌توانم در این‌باره چیزی بگویم. اگر می‌آیی، راه بیفت برویم و اگر نه، من باید زودتر بروم؛ چون آنها منتظر هستند. من که ترسیده بودم مخالفت کردم و با او نرفتم. مهران هم از من جدا شد. از آن شب به بعد دیگر از او خبر ندارم و نمی‌دانم چه اتفاقی برایش رخ داده است. چند باری هم با مهران تماس گرفتم تا ببینم درگیری‌شان به کجا رسید، اما جواب تلفن مرا نداد. مطمئن هستم پسران ناشناس این بلا را سر او آورده‌اند.

ماموران بعد از شنیدن این ادعا از کیارش درباره محل قرار پرسیدند و او آدرس تقریبی از محل قرار به پلیس داد. در پی اظهارات پسر جوان، کارآگاهان جنایی برای به دست آوردن ردی از متهمان این پرونده، راهی محل مورد نظر شدند.

بررسی دوربین مداربسته

اگر ادعای کیارش درباره درگیری مقتول با افراد ناشناس صحت داشت، بی‌شک دوربین‌های مدار بسته‌ای که اطراف محل نصب بود، باید تصاویری از رفت و آمد پسران ناشناس و مهران ضبط می‌کرد. کارآگاهان تصاویر دوربینی را به دست آوردند که مشرف به محل و صحنه درگیری فرضی بود اما هیچ درگیری‌ای در آن زمان و در محل مورد نظر رخ نداده بود. این مساله ادعای کیارش را زیر سوال برد. از سویی کارآگاهان به تحقیق از اهالی و ساکنان محل پرداختند، اما آنها در جریان چنین درگیری نبودند و مدعی شدند شب حادثه صدای هیچ مشاجره و درگیری به گوش آنها نرسیده است. سرانجام کارآگاهان جنایی احتمال ‌دادند پسر جوان برای تغییر مسیر تحقیقات چنین ادعایی را مطرح کرده و قضیه قرار با پسران ناشناس، سناریوی دروغینی از سوی متهم برای تبرئه کردن خود باشد. به این ترتیب فرضیه ارتکاب جنایت توسط پسر جوان بیشتر قوت گرفت، اما هنوز مشخص نبود انگیزه کیارش از قتل هم‌باشگاهی و دوست صمیمی‌اش چیست.

اعتراف به قتل

دوباره تحقیقات از پسر جوان آغاز شد. کیارش که دستش را رو شده می‌دید، بناچار به قتل اعتراف کرد. او درباره انگیزه جنایت به پلیس گفت: من و مهران مدت‌ها بود باهم دوست بودیم، اما مدتی قبل مهران متوجه شد من مرتکب خطایی شده‌ام. از آن به بعد درگیری‌های ما شروع شد. او مدام این موضوع را به رخ من می‌کشید و مرا تهدید می‌کرد که همه چیز را لو می‌دهد. هر بار با خواهش و التماس او را راضی می‌کردم تا این موضوع را به کسی نگوید.

پسر جوان ادامه داد: این ماجرا برای مدت‌ها قبل بود، اما مهران دست‌بردار نبود و با کوچک‌ترین اتفاقی مرا تهدید می‌کرد و می‌گفت موضوع را به همه خواهد گفت. برملا شدن این راز برای من یک تابو بود و می‌ترسیدم دیگران بفهمند، هرچند حالا فکر می‌کنم اگر دیگران هم می‌فهمیدند، اتفاق خاصی نمی‌افتاد. برای فرار از دست مهران تصمیم گرفتم او را از بین ببرم. با مرگ او راز من برای همیشه سر به مهر می‌ماند. به همین دلیل بعد از باشگاه مهران را صدا زدم و به او گفتم می‌خواهم به دیدن یکی از دوستانم بروم و از او خواستم او هم با من بیاید. بعد مسیرم را تغییر دادم و او را به محل قتل کشاندم و با چاقویی که از قبل تهیه کرده بودم، به او چند ضربه زدم و از محل فرار کردم. متهم جوان پس از اعتراف به جنایت و بازسازی صحنه قتل، با قرار بازداشت موقت روانه زندان شد. تحقیقات درباره این پرونده ادامه دارد./ ضمیمه تپش

مرجان رضایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها