در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وضعیتی نیمهخمیده به خود میگیرد و کند راه میرود. صحبت کردنش هم کند و تکهتکه است. گاهی خودشان به این نشانهها آگاه نیستند ولی دوستان و نزدیکانشان زودتر متوجه میشوند. همیشه در برخورد با این بیماران باید از آنها مستقیم پرسید آیا این کندی در حرف زدن و راه رفتن همیشگی است یا تازه به وجود آمده است؟ بیشتر آنها میگویند از همان زمان شروع افسردگی راه رفتن و صحبت کردنشان هم کند شده است. بعضیها میگویند انگار لباس آهنین پوشیدهایم یا وزنههای چند کیلویی به پایمان آویزان است و نمیتوانیم با جنب و جوش گذشته راه برویم. آگاهی به این نشانه بسیار مهم است. ممکن است افراد ناآگاه این نشانه را به حساب تنبلی بگذارند. در حالی که تنبلی ارادی است، اما این نشانه ارادی نیست. به اصطلاح دست خود بیمار نیست که کند شده است و فقط یک نشانه از دیگر نشانههای اختلال افسردگی است. این کندی روانی ـ حرکتی میتواند مشکلات اجتماعی هم برای بیمار ایجاد کند. یکی از مراجعان میگفت در محل کار گاهی بیاختیار مات و به جایی خیره میشوم و این مورد گاهی به بدفهمیهایی از جانب همکاران خانمی منجر میشود که بیاختیار به آنها خیره شدهام. البته این خیره شدنهای غیرارادی اگر زیاد تکرار شود باید حتما از نظر بیماریهای دیگری مانند صرع در کودکان و نوجوانان و بیماری پارکینسون در افراد مسن بررسی شود، اما به شکل شایعتر مربوط به اختلال افسردگی است. در واقع درجات خفیفی از کندی روانی ـ حرکتی است.
مشکل اجتماعی دیگری که میتواند پیامد این نشانه باشد، اختلال در رانندگی است. رانندگی خیلی وقتها نیاز به واکنش سریع دارد که این بیماران نسبت به آن ناتوان هستند و این مشکل میتواند به تصادفهای خطرناکی منجر شود و متاسفانه هیچ راهکار قانونی برای جلوگیری از رانندگی این بیماران نداریم. خطر کندی ناشی از افسردگی از گیجی و منگی ناشی از نوشیدن الکل هم آسیبرسانتر است، البته کندی روانی ـ حرکتی از نشانههای افسردگی شدید است و در بیشتر بیماران افسرده وجود ندارد. اگر این کندی بیشتر شود، تا جایی پیش میرود که بیمار افسرده توانایی تکان خوردن را هم ندارد. نه چیزی میخورد و نه کلمهای صحبت میکند و نه حتی تکانی به خود میدهد که در بسترش این پهلو به آن پهلو شود. اگر او را مرتب جابهجا نکنند و ماساژ ندهند، زخم بستر میگیرد که بخصوص اگر دیابت هم داشته باشد، میتواند با ایجاد تب و عفونت پیامدهای وخیمی داشته و بیمار را به سیر قهقرایی بکشاند. کندی روانی ـ حرکتی که در این حد شدید باشد، گاهی به اشتباه سکته مغزی تشخیص داده میشود؛ تشخیصی که گاهی پزشکان را هم به اشتباه میاندازد. برای تشخیص درست توجه به نشانههای پیش از بیحرکتی بسیار مهم است.
در این بیماران نشانههای بارز اختلال افسردگی شدید پیش از بیحرکتی کامل دیده میشود. بیحرکتی کامل در افسردگی یکی از اورژانسهای روانپزشکی است. غذا نخوردن این بیماران بسیار خطرآفرین میشود و اگر به داد آنها نرسیم، خیلی زود بر اثر اختلال در آب و الکترولیت میمیرند. این نوع از افسردگی حتما نیاز به درمان اورژانسی با الکتروشوک دارد که درمانی موثر و بسیار کمخطر است. متاسفانه به دلیل ناآگاهی مردم، باور عمومی جامعه نسبت به الکتروشوک منفی است. البته نقش آسیبرسان رسانهها هم در این ارتباط بیتاثیر نیست. رسانههای ناآگاه این درمان علمی و موثر افسردگی را با چهرهای منفی و وحشتآور نشان میدهند. این انگزایی را در بسیاری از فیلمها و سریالهای ایرانی میتوان مشاهده کرد. به هر حال کندی روانی ـ حرکتی نشانهای است که میتواند در طیفی از خفیف تا شدید قرار بگیرد. مورد خفیف آن خیره و مات شدن گهگاهی یا کندی در راه رفتن و رفتار است و مورد شدید آن بیحرکتی کامل.
حافظ باجُغلی روانپزشک
hafezbajoghli@gmail.com
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: