زیرسقفی به نام خانواده

تصویر پدر و مادر در کنار فرزندان خویش ، تصویری ساده از یک الگوی کوچک زندگی اجتماعی است. در این تصویر پدر و مادر لبخند می زنند. کودک یا کودکان به دوربین خیره شده اند تا همه چیز از خوشبختی نهادینه در بطن این زندگی خبر دهد.
کد خبر: ۶۵۲۵۶

آن که از دور به تحلیل می پردازد با دیدن تصویر مورد نظر به خانواده ای فکر می کند که همه چیز آن در جای خود قرار گرفته است.
پدر می خندد، مادر می خندد،فرزندان می خندند؛پس خوشبختی تکمیل است. اما در پس این ظاهر آرام و چهره های شاد چه واقعیتی نهفته است.
باز کردن رمز نشانه های مورد نظر در پس این تصویر چه تصویری عیان می شود؛ خانواده و رابطه والدین و فرزندان در این وضعیت چگونه ارزش همدیگر را تعیین می کنند؛


نهاد خانواده به عنوان یکی از کهن ترین نهادهای اجتماعی در آستانه آزمون های دشواری قرار گرفته است. دشوارترین آزمون ، آن بخش از حیات درونی این نهاد پویا مربوط می شود که در آن میزان درک متقابل اعضای خانواده از همدیگر مدنظر قرار می گیرد.
اعضای مذکور در چارچوب روابط فرزند والدین به بررسی میزان تمایلات و رابطه هم می پردازند. نحوه ارزشگذاری فرزندان در خانواده ایرانی از این زاویه اهمیت پیدا می کند.
این که والدین بر چه اساسی کودکان خود را دوست دارند و چگونه به آنها احترام می گذارند؛ ساخت جامعه ، خانواده و ویژگی های روانی اجتماعی زوجین تا چه اندازه در این ارزشگذاری تاثیر می گذارد.
حمید پورنگ ، کارشناس و پژوهشگر مسائل اجتماعی در بررسی این موضوع می گوید:«بررسی ها، تئوری های موجود در دوره خانواده و وضعیت درونی این نهاد، نشاندهنده آن است که ارزش فرزند بر حسب خصوصیات جامعه و نهادهای موجود در آن توضیح داده می شود. این نهادها، شیوه زندگی و مقررات و ضوابط حاکم بر رفتار انسان را در نمای زمینه های حیاتی و ازجمله در مورد ارزش فرزند مشخص می کنند.»
به زعم کارشناسان مسائل اجتماعی نگرش و رفتار انسان با معیارهایی که در جامعه مشاهده می شود، همنوایی دارد. از این رو ساختار اقتصادی اجتماعی و فرهنگی جامعه تاحدود بسیاری می تواند در نوع نگاه به فرزند در خانواده تاثیر بگذارد و به بیان بهتر تعیین کننده ارزش فرزند باشد.
«پورنگ » با بررسی تئوری های اقتصادی در این مورد می افزاید: «تئوری های اقتصادی در بررسی این وضعیت نشان می دهند که رفتار باروری خانواده ها چگونه متاثر از رفتار اقتصادی آنها تغییر می کند.
به عبارتی همان گونه که خانواده ها در حوزه اقتصادی درباره گزینش یک کالا تصمیم می گیرند، به همان صورت نیز با توجه به میزان درآمد و هزینه های فرزند و درباره بود و نبود آن تصمیم می گیرند.»
در این وضعیت به اعتقاداین کارشناس مسائل اجتماعی ، فرزندان در مقام کالایی شدن به تدریج به عنوان یک منبع لذت در نزد والدین تفسیر می شوند».
پورنگ می گوید: «به عنوان نیروی کار به چشم والدین می آیند و به وسیله ای برای نگهداری از آنها در سنین پیری تبدیل می شوند.»
در هر کدام از این موقعیت ها نوع نگاه والدین و میزان و شکل هزینه های در نظر گرفته شده نیز به شکلی مستقیم و غیرمستقیم عرضه می شود.
محمد کریمی اصل ، دیگر کارشناس و پژوهشگر مسائل اجتماعی این 2بعد عرضه مستقیم و غیرمستقیم را این گونه تشریح می کند: «در بخش مستقیم پدر و مادر هزینه هایی برای رسیدن به مرحله منفعت اقتصادی فرزند خویش پرداخت می کنند.
هزینه های غیرمستقیم نیز شامل فرصتهایی است که به دلیل پرورش فرزند از دست می رود. در این 2وضعیت منابع اقتصادی ناشی از وجود فرزند در جوامع سنتی با جوامع توسعه یافته نیز متفاوت ارزیابی می شود. در جوامع سنتی جریان ثروت از فرزند به والدین است.
به عبارت دیگر، این فرزندان هستند که به والدین خود منفعت می رسانند به همین دلیل در این جوامع وجود فرزند اهمیت پیدا می کند. در صورتی که در جوامع توسعه یافته به سبب عمومیت یافتن آموزش ، ممنوعیت استفاده از کار فرزندان خردسال ، عدم وابستگی والدین در سنین پیری به فرزند به دلیل وجود مقررات تامین اجتماعی ، بیمه و... منافع کمتری از سوی فرزندان به والدین انتقال می یابد.
در نتیجه فرزندان به عنوان عنصر اقتصادی در چنین جوامعی اهمیت خود را از دست می دهند و از آن طرف هزینه های نگهداری فرزند نیز برای خانواده ها افزایش پیدا می کند.»
مطالعات صورت گرفته بر روی این موضوع نشان می دهد که علاوه بر عوامل اقتصادی ، عوامل دیگری نیز در خانواده ارزش فرزند را برای والدین تعیین می کنند. در بررسی این عوامل می توان آنها را در دو حوزه اجتماعی و روانشناختی خلاصه و دسته بندی کرد.
به تعبیری بهتر منافع اجتماعی ، سلیقه ها، علایق و تقاضای خانواده را برای داشتن فرزند تحت تاثیر قرار می دهد و آنجا که ارزش فرزند موجب ارتقای منزلت اجتماعی والدین می شود؛ میل به داشتن آن افزایش می یابد. پورنگ در این باره خاطر نشان می کند: از این زاویه فرزند با حضور خود در چارچوب خانواده وضعیت بزرگسالان و به خصوص زنان را تایید می کند، به آنان هویت اجتماعی می بخشد و پیوندشان را با جامعه مستحکم می کند.
در این حالت کودک علاوه بر کسب اعتبار برای والدین موجب نجات آنها از تنهایی ، ایجاد سرور و نشاط در زندگی ، رشد شایستگی و صلاحیت و کسب شخصیت آنها می شود. از این نظر داشتن فرزند در یک خانواده به انگیزه ای برای موفقیت سایر اعضا تبدیل می شود.
اگر از زاویه ای دیگر به موضوع بنگریم ، می توان گفت به دلیل ساختار جامعه ایران که امکان گذران فراغت برای زنان در بیرون از منزل کمتر وجود دارد و آنها بیشتر اوقات خود را در منزل می گذرانند؛ برای رهایی از تنهایی و پر کردن اوقات خویش بیش از مردان به فواید عاطفی ناشی از دارا بودن فرزند اهمیت می دهند.
کریمی ، کارشناس مسائل اجتماعی می افزاید: «در این مواقع فرزند محور شادی و سرگرمی به عنوان یاور تنهایی و پرکننده اوقات فراغت مطرح می شود.»
مطالعات انجام گرفته نشان می دهد که زنان محدودیتها و فرصتهای از دست رفته ناشی از حضور فرزند را بیش از مردان ارزیابی می کنند، این امر می تواند ناشی از ارزشها و باورهای اجتماعی حاکم بر جامعه درباره نقش مادر در تربیت و نگهداری فرزند باشد.
از این زاویه چنین تفسیر می شود که در چارچوب خانواده زنان بیش از مردان فرصتهای زندگی خویش را در اختیار فرزندان قرار می دهند و همین مساله موجب می شود که آنان فرصت کمتری برای کسب تحصیلات بالاتر، تفریحات و... داشته باشند.
در نتیجه محدودیت ها و فرصتهای از دست رفته در این زمینه برای زنان به مراتب بیش از مردان است. با افزایش سن ازدواج این احتمال وجود دارد که افراد به خاطر رسیدن به موقعیتهای شغلی مناسب ، کمتر به فوائد اقتصادی ناشی از وجود فرزند توجه کنند.
در این مواقع افراد احساس لیاقت و شایستگی و پذیرفته شدن به عنوان عضو کامل اجتماع را نه از طریق فرزند بلکه از طریق موقعیتهای اقتصادی ، اجتماعی خود کسب می کنند.
بنابراین به اعتقاد کارشناسان مسائل اجتماعی با افزایش سن ازدواج افراد تجربیات لازم در چگونگی گذران زندگی را به دست می آورند. در نتیجه آن دسته از هزینه های ناشی از داشتن فرزند که احتیاج به تجربه زندگی دارد با افزایش سن در افراد کاهش پیدا می کند.
به گفته کارشناسان ، درآمد یک خانواده می تواند در ارزشگذاری فرزندان آن خانواده از سوی والدین تاثیر بگذارد. هزینه های عاطفی ، خانوادگی و جسمانی و... نیز هر یک به فراخور حال خود در این مورد تاثیر می گذارند. این موضوعات در کنار هم والدین را به فرزند و ارزش فرزند را در ذهن و دنیای آنان می سازد.
به عبارت بهتر برای شناخت ارزش یک فرزند از دیدگاه والدین نمی توان با تکیه بر تئوریهای روانشناختی و ربط آن با عاطفه و علاقه به پدر و مادر بودن از سوی افراد نگاه کرد. ارزشگذاری یک فرزند از سوی اعضای یک خانواده خود یک موضوع چند علتی است که در کنار عوامل روانشناختی از اقتصاد، فرهنگ اجتماع و سیاست نیز تاثیر می پذیرد.

داوود پنهانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها