در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یادم میآید وقتی بچه بودم خانهها حیاطدار بود و به مدد حیاط بزرگ خانه، قالیشوییها چندان رونقی نداشتند، من و برادرم از اول اسفند برای روزی که مادرم فرشها را کف حیاط پهن کند روز شماری میکردیم، میگفتیم میخواهیم کمک کنیم، اما خودمان بهتر از هر کسی میدانستیم که قرار است یک دل سیر آب بازی کنیم آن هم در سرمای اسفند وقتی قالی شسته و از پشت بام آویزان میشد، تا دو سه روز دل نگران این بودیم که مبادا باران ببارد و خشکشدنش را به تعویق بیندازد. شاید سبک و سیاقش کمی فرق کرده باشد، اما رسم و رسوم سرجای خودشان مانده است، چاردیواری ما هنوز هم خانه تکانی، خرید، سفره هفتسین و سبزی پلو ماهی شب عید را تجربه میکند و همچنان اسفند و فروردین با باقی ماههای سال متفاوت است، اما در کنار تمام این شیرینیها بد نیست کمی هم از حواشی نهچندان شیرین این رسم و رسوم بگوییم.
اگر از مشاوران خانواده بپرسید چه زمانی دعواهای خانوادگی بیشتر از حد معمول میشود، میگویند، روزهای پایانی سال و ایام نوروز. به نظر میرسد در طبقهبندی اختلافات خانوادگی باید یک پرونده جداگانه برای نوروز باز کرد چرا که معمولا اختلافات در این ایام مربوط به مشکلات ریشه دار و اساسی نیست بلکه مربوط به تغییرات جزئی برنامه متداول خانوادههاست که بیشتر وقتها زیر سر همین رسم و رسوم شیرین مثل خانه تکانی و خرید و دید و بازدید نوروز است.
شریفه حسینی که شاغل است و سه سال از ازدواجش میگذرد، میگوید هم خودم و هم همسرم از صبح تا بعدازظهر سرکاریم و طبیعتا هر دو هم خسته هستیم، اما همسرم گمان میکند خانه تکانی فقط وظیفه من است. در حالی که من هم مثل او شاغلم و توان و وقت کافی برای یک تنه انجام دادن این کارها را ندارم، همسرم بندرت به من کمک میکند و گاهی هم که قبول میکند کاری را انجام دهد آن را ناتمام میگذارد، اگر هم ایراد کارش را بگویم میگوید که من وسواسی هستم! همین هم باعث میشود هر سال نزدیک عید من از همسرم دلخور و ناراحت باشم.
سابقا درصد بالایی از مادران، خانهدار بودند، همین خانهدار بودن سبب میشد کارهای کمتری برای اواخر سال انباشته شود، ضمن این که زمان کافی را برای خانهتکانی در اختیار داشتند؛ اما امروزه شاغل بودن زنان، فشار زیادی را قبل از عید به آنها تحمیل میکند و مجبورند برای خانهتکانی به ساعات انتهایی روز و روزهای جمعه پناه ببرند این یعنی پایین آمدن ساعت استراحت.
شاید بهتر این باشد که قبل از شروع خانهتکانی همسران درباره این موضوع با هم حرف بزنند و برای به انجام رساندنش برنامهریزی کنند. نه خانم خانه خیلی وسواس و حساسیت به خرج دهد و نه آقای خانه زیادی بیخیال باشد. هر دو طرف همدیگر را درک و سعی کنند با هم به توافق برسند. خانهتکانیهای کمالگرایانه در نهایت سبب فرسودگی جسمی و روانی تمام اعضای خانواده میشود. اگر خانهتان از تمیزی برق بزند، اما رابطهتان با همسر یا فرزندان تیره و تار باشد، این تمیزی برایتان آرامشی به همراه نخواهد داشت، در عوض هر وقت به یاد نوروز 93 میافتید خاطره دلخوری و رنجشتان را هم به یاد میآورید. فراموش نکنید که خانهتکانی فقط یک بهانه است تا طبق قراردادی نانوشته هر سال همه با هم، دستی به سر و روی خانه بکشیم، پس حساسیت را کنار بگذارید و برخی از کارهای غیرضروری را به بعد از عید موکول کنید، یادتان باشد خودتان مهمتر از خانه هستید.
برخی دیگر از اختلافات پیش از عید هم زیر سر رسم خریدکردن است، عباس کاظمی که کارمند است و با حقوق و عیدی کارمندی باید نوروزش را بگذراند، میگوید: من دو دختر دارم، اگر قرار باشد برای هر دوی آنها سرتاپا خرید کنم دیگر چیزی برای سفر نوروزی نمیماند، خانم کاظمی هم که حرفهای همسرش را شنیده، میگوید: من و همسرم هر دو کم توقع هستیم و خرید چندانی نداریم، اما گاهی فرزندانمان با که نیاز به لباس یا کفش تازه ندارند، به صِرف این که عید است میخواهند دوباره خرید کنند؛ از یک سو دوست نداریم ناراحتشان کنیم و از سوی دیگر این اوضاع همسرم را مجبور میکند ساعات بیشتری را اضافه کاری کند و به خودش فشار بیاورد.
بهتر است قبل از این که خرید کنید، وضع اقتصادیتان را در نظر بگیرید و این مساله را صادقانه برای فرزندان هم روشن کنید، به آنها یاد بدهید که برای سال نو، داشتن ظاهری آراسته و مرتب کفایت میکند و قرار نیست همراه با نو شدن سال، تمام لباسها و کیف و کفشها هم نو شود. به جای این که با کار بیشتر و آسایش کمتر تمام خواستههای فرزندانتان را برآورده کنید در پی این باشید که آنان را واقع بین بار بیاورید. به یاد داشته باشید این که فرزندان همیشه در رفاه کامل به سر ببرند به نفعشان نیست، فرزندان باید یاد بگیرند که واقعیات جاری در زندگی انسانها همیشه نویدبخش شادمانی و راحتی نیست، در چنین زمانی است که فرزندان سازگار شدن با شرایط ساده و سخت را میآموزند.
پس از این که شرایط اقتصادیتان را برای خانواده روشن کردید فهرستی از خریدهای مورد نیازتان را تهیه کنید، همیشه قبل از رفتن به بازار بدانید که دقیقا قرار است چه چیزهایی را بخرید و تا زمانی که نیاز اصلی را مرتفع نکردهاید سراغ خرید دیگری نروید. تا جایی که میشود با فروشندگان صمیمی نشوید و اجازه ندهید آنها از تردید شما در انتخاب یک جنس سوءاستفاده کنند. این نکته را هم اشاره کنیم که گاهی والدین، به طور ناخواسته به فرزندان میآموزند که بهترین خرید، گرانترین خرید است. درست است که «هر ارزانی بیعلت و هر گرانی بیحکمت نیست»، اما مبادا در استفاده از این ضربالمثل دچار افراط و تفریط شوید. بسیاری از فروشندگان شکارچی با همین ضربالمثل جیبتان را خالی میکنند.
همانطور که توقع دارید دیگران به انتخاب و سلیقه شما احترام بگذارند، شما هم به سلایق آنها احترام بگذارید. ضمنا یکی از تفریحات پیش از عید گشت و گذار در بازار و دیدن اجناس متنوع است. اگر به موقع کارهای خانه را انجام داده و خریدهایتان را هم کرده باشید میتوانید از قدم زدن در بازار و دیدن شور و شوق مردم برای آغاز سال نو حسابی لذت ببرید.
برای ایام نوروز از قبل برنامهریزی کنید، یکی از دلایل ناراحتی در ایام نوروز بیبرنامگی در طول تعطیلات است، فاطمه بابایی میگوید: همسرم که شغل آزاد دارد قبل از شروع تعطیلات فشار کاری زیادی را تحمل میکند و دوست دارد ایام عید را استراحت کند، در حالی که من و فرزندانم کلی انتظار میکشیم تا تعطیلات نوروز برسد و به مسافرت برویم، اگر در خانه بمانیم معمولا با هم دعوایمان میشود چون عادت نداریم صبح تا شب کنار هم باشیم و اگر به مسافرت برویم مدام به زمین و زمان غر میزند که چرا تهران خلوت و ساکت و بیترافیک ایام عید را رها و خودمان را درگیر جادههای شلوغ کردهایم.
تعطیلات نوروز یکی دو روز نیست، سیزده چهارده روزش رسمی و سه چهار روز قبل و بعدش غیررسمی است! با یک حساب سرانگشتی با حدود 20 روز تعطیلات طرف هستید پس برنامهای بریزید که در آن تمام اعضای خانواده لحاظ شوند. بد نیست در برنامهریزی امسالتان دنبال تجربههای تازه هم باشید، اگر قصد مسافرت دارید، این بار جایی جدید را انتخاب کنید که تا به حال نرفتهاید، شاید این تجربه خیلی خوب و شگفتانگیز باشد شاید هم چندان خوش نگذرد، اما حتما به تجربهاش میارزد. اگر هم قرار است در شهر خودتان بمانید حتما در شهرتان جاهای دیدنی وجود دارد فرصت را غنیمت بشمارید و در شهر یا اطراف شهر خودتان گردش کنید.
این روزها همه سرشان کمی شلوغ تر است، خیابانها پرتردد شدهاند، ترافیک سنگینتر شده، ممکن است قیمت اجناس به مذاقتان خوش نیاید و...؛ با خودتان قرار بگذارید که روی جملاتتان دقت بیشتری داشته باشید، کمتر غر بزنید. «ای بابا کدام عید با این گرانی!»، «عید هم عیدهای قدیم! عید یعنی مسافرت حالا که قرار نیست به سفر برویم، اصلا عید نداریم!»، «نزدیک عید که میشود همه فروشندهها دندان گرد میشوند این دیگر چه وضع قیمتگذاری است» این جملات نالهدار را حذف کنید چرا که هیچ کدامشان حالتان را بهتر نمیکند، حتی اگر سفر نکنید و اوضاع مالیتان چندان روبهراه نباشد باز هم گفتن این حرفها مشکلی را حل نمیکند، با خودتان عهد ببندید در این روزهای پیشرو جملات مثبت بیشتری به کار ببرید و مدام محدودیتهایتان را یادآوری نکنید. سین اول عید را سازگاری قرار دهید تا سین سلامتی و سروری و... هم در پیاش بیاید.
شیما نادری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: