به گزارش جامجم، 36 سال از نخستین حضور سینمای ایران در اسکار میگذرد، یعنی دوره پنجاهم و در سال 1977 (سال 1356) بود که اولین بار یک اثر سینمایی از ایران برای حضور در مراسم اسکار معرفی شد.
فیلم «دایره مینا» ساخته داریوش مهرجویی نخستین فیلم ایرانی بود که برای حضور در اسکار اعلام آمادگی کرد، اما پذیرفته نشد. پس از آن و در سالهای مختلف فیلمهای «زیر درختان زیتون» ساخته عباس کیارستمی، «بادکنک سفید» به کارگردانی جعفر پناهی و «گبه» ساخته محسن مخملباف از آثاری بودند که به مذاق اعضای هیات انتخاب اسکار خوش نیامدند.
اما بخت حضور سینمای ایران در مراسم اسکار با فیلم «بچههای آسمان» ساخته تحسین شده مجید مجیدی باز شد و این فیلم برای نخستین بار ایران را نامزد اسکار بهترین فیلم خارجی سال کرد، گو اینکه سرانجام مجیدی به دلیل ملاحظات سیاسی جایزه اسکار را به روبرتو بنینی و فیلم «زندگی زیباست» واگذار کرد.
اما موفقیت فیلم مجیدی تا مدتها تنها حضور نسبتا موفق سینمای ما در مراسم اسکار بود و در سالهای بعد هیچ کدام از فیلمهای ارائه شده یعنی رنگ خدا، زمانی برای مستی اسبها، باران، من ترانه 15 سال دارم، نفس عمیق، لاکپشتها هم پرواز میکنند، خیلی دور، خیلی نزدیک، کافه ترانزیت، میم مثل مادر، آواز گنجشکها، درباره الی و بدرود بغداد باوجود شایستگیها مورد پذیرش آکادمی اسکار قرار نگرفتند تا اینکه اصغر فرهادی با فیلم «جدایی نادر از سیمین» سینمای ایران را برای نخستینبار صاحب اسکار کرد. در حالی که بیشتر کارشناسان سینما عقیده داشتند که فرهادی امسال هم با فیلم «گذشته» دست کم جزو پنج نامزد نهایی اسکار بهترین فیلم خارجی خواهد بود، اما این اتفاق نیفتاد.
این در حالی است که از زمان برپایی جشنواره فیلم فجر تا همین یکی دو روز گذشته برخی از چهرههای سینمای ایران درباره حضور در جشنها و جایزههای خارجی و حتی الگوبرداری کورکورانه از آنها هشدار دادند.
ردکارپت ارزشی نیست
ابراهیم حاتمیکیا یکی از همین چهرههاست که در حاشیه نشست خبری «شیار 143» در جشنواره فیلم فجر یکی از روشنترین واکنشها را مطرح کرد. وی در این زمینه گفت: واقعیت این است که ما فیلمها را برای مردم ایران نمیسازیم و برای آن طرف آبیها ساختیم و باید پاسخگوی این وضع باشیم. این بلایی است که جشنوارههای خارجی و سلیقههایی از آن سوی آب به جان سینمای ایران انداختهاند؛ چیزی که نتیجهاش بحران تماشاگر در سینمای ایران است.
این کارگردان همچنین در اختتامیه سومین هماندیشی سینماگران و متفکرین سینمای انقلاب نیز بیان کرد: اشکالی ندارد فیلمهای ایرانی به بیرون مرزها بروند و جایزه بگیرند، اما باید دانست که خارجیها دغدغههای خود را دارند. وقتی دغدغههای ما مماس با دغدغه آنها میشود که آنها به حمایت از فیلمهای ما میپردازند، باید دید چه اتفاقی افتاده است. ردکارپت اشکالی ندارد، ولی مسیری که ردکارپت نشان میدهد ارزشی نیست.
قدم زدن سینما در سواحل اروپا
پرویز شیخطادی یکی دیگر از کارگردانان سینما نیز با مطرحکردن این پرسش که آیا سینمای ما با قدم زدن در سواحل اروپا میتواند به جایی برسد؟ گفته بود: بحث این است که آیا واقعا سینمای جشنوارهای به ما خط میدهد یا نه؟ سینمای ملی و سینمای بومی ما کجا قرار گرفته است؟ الان تمام فیلمهای ما و آثارمان بدون قهرمان هستند. آیا سینمای ضد قهرمان جذابیت دارد؟ آیا با این ویژگیهایی که آنها به ما تزریق میکنند میتوانیم فیلمهای خوبی بسازیم که من بعید میدانم این گونه باشد.
انتقاد مدیرعامل خانه سینما از فرش قرمز
محمدمهدی عسگرپور، مدیرعامل خانه سینما نیز در گفتوگو با فارس برخی الگوپذیریها از مظاهر جشنوارههای غربی را محل ایراد دانست و گفت: من خیلی از دوستانم را دیدهام که مقابل فرش قرمز جشنوارههای خارجی رنگشان عوض میشود. در مورد جشنواره خودمان هم این نکته را بگویم من تا جشنواره اخیر فیلم فجر چهار سال در آن شرکت نکرده بودم، اما امسال که رفتم دیدم باوجود اینکه منظم و دقیق برگزار شد، ولی مثل جشنوارههای خارجی آنجا هم فرش قرمز پهن کردهاند. کارگردان «مهمان داریم» در بخش دیگری از حرفهایش مطرح کرد: راستش من با این مساله نمیتوانم کنار بیاییم. چون با فرهنگ ما سازگار نیست و آن فرش قرمز جشنوارههای خارجی فقط معرفی فیلمساز نیست و بخشی از آن مربوط به جریانی است که جشنوارهها با آن اداره میشود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم